از اولانباتور تا باکو
امیر هاشمی مقدم
پنج سال پیش برای شرکت در دوره مغولشناسان جوان، کفشهایم را ور کشیدم و دو سال تمام بین تهران و آنکارا در رفت و آمد بودم. چرا؟ چون مغولستان در ایران سفارتخانه ندارد و روادیدش را باید از سفارتخانهاش در آنکارا دریافت میکردم. در سال نخست، روادید به موقع به دستم نرسید و آن دوره را از دست دادم. سال بعد دوباره دعوت شدم و چند ماه معطلی و پیگیری و دردسر، تا بالاخره در آخرین روزها روادید به دستم رسید که همین دیرکرد باعث شد بلیط هواپیما را دو برابر قیمت، یعنی حدود دو هزار دلار (به قیمت امروز، حدود ۵۵ میلیون تومان) خریداری کنم. البته که از میان همه شرکتکنندگان از کشورهای گوناگون، تنها منِ ایرانی نیاز به روادید داشتم و شرکتکنندگان دیگر، بدون دریافت روادید به این کشور وارد شدند. این البته فقط منحصر به مغولستان نمیشد. پروازمان در فرودگاه بیشکک (قرقیزستان) توقف داشت و همه دیگر مسافران هواپیما میتوانستند از فرودگاه بیرون شده و گشتی در شهر بزنند؛ اما منِ ایرانی نمیتوانستم از فرودگاه بیرون بروم؛ چرا که قرقیزستان نیز همانند مغولستان از ایرانیها روادید سفر به این کشور میخواهد و البته دریافتش هم دشوار است (شوربختانه در رنکینگ ۲۰۲۱ هم گذرنامه ایران در کنار سودان، تنها ۱۰ پله تا قعر جدول فاصله دارد).
بخش تلخ داستان برایم آنجا بود که وقتی به مغولستان رفتم، فهمیدم یک مرکز دینی ایرانی به نام «مرکز اسلامی اهل بیت مغولستان» در سه شهر این کشور، یعنی اولانباتور (پایتخت)، داخان و اویان بالگی شعبه داشته و فعالیت میکند. این مرکز گویا نمایندگی «مجمع جهانی اهل بیت» در مغولستان بوده و ظاهرا غیردولتی است (هیچ اطلاعاتی درباره محل درآمدهای این مرکز پر خرج به دست نیاوردم). اما کافی است بدانیم به گفته رئیس مرکز اسلامی مغولستان، این مرکز برای شیعه کردن هر فرد مغول ۱۰ هزار دلار (حدود ۲۸۰ میلیون تومان) هزینه میکنند. آن هم در کشوری که جمعیت شیعیانش کمتر از ۳۰ هزار نفر است، سه شعبه در سه شهر این کشور دارد و این همه هزینه میکند برای شیعه کردن مردمان این کشور.
حالا جالب است بدانیم بیشتر منابع دست اول تاریخ مغولان، بهویژه چنگیزخان و نوادگانش به فارسی است؛ اما هیچ مرکزی در ایران نیست که بخواهد بر این توانمندی فرهنگی ایران در مغولستان کار کند. در حالیکه ترکیه به شدت در این کشور فعال است و نه تنها موزه ملی این کشور را ساخته و جاده دسترسی و موزه برای سنگنوشتههای اورخون (که نخستین نوشتهها به خط ترکی و مربوط به حدود ۱۳۰۰ سال پیش است) احداث کرده، بلکه مدرسه و دانشگاه با زبان آموزشی ترکی استانبولی و مراکز فرهنگی برای تبلیغ فرهنگ و زبان ترکی در این کشور ساخته و در کنار آنها، مرکز اسلامی هم در این کشور راهاندازی کرده که نکته جالبش اینجاست که بیشتر فعالیتهای این مرکز هم به زبان ترکی است و جوانان مغول را ترغیب میکند به فراگیری زبان ترکی. حتی خطبههای نماز جمعهشان در این مرکز نیز به دو زبان ترکی و مغولی است.
به سخن دیگر، فعالیت دینی ترکیه در مغولستان، ذیل دیگر فعالیتهای فرهنگی این کشور و با مرکزیت فرهنگ و زبان ترکی است. همین است که سفارتخانه ترکیه در مرکز شهر اولانباتور جای دارد و البته مغولستان هم در سه شهر ترکیه سفارتخانه و کنسولگری ساخته (با حمایت مالی خودِ ترکیه). اما ایران در حالیکه نه ارتباط دیپلماتیک با مغولستان دارد (و بنابراین هیچ سفارتخانهای هم در کشورهای یکدیگر ندارند) و نه فعالیت فرهنگی در زمینه زبان و ادب فارسی (که در پژوهشهای مغولشناسی بسیار مهم است)، اما در سه شهر مغولستان مرکز دینی احداث کرده با هزینههای سرسامآور.
اگر میخواهیم بدانیم دستاورد اینگونه فعالیتهای یکسویه ایران در دیگر کشورها چه میشود، کافی است گوشه چشمی داشته باشیم به جمهوری آذربایجان. ۳۰ سال به نام «خاک اسلام» از باکو و قرهباغ دفاع کردیم و گمان میبردیم به صِرف شیعه بودن اکثریت جمعیت این کشور، آنان همراه و همدل با ایران خواهند بود. اما آنان ۳۰ سال با همکاری اسرائیل، علیه ایران از هیچ فعالیت تروریستی و تجزیهطلبانهای فروگذار نکردند و دقیقا همین امروز، یعنی ۲۳ مهر ۱۴۰۰، الهام علیف که پدرش به قدرت رسیدنش را مدیون ایران بود، در برابر دوربینها به راحتی ایران را متهم میکند که ۳۰ سال از مسیر قرهباغ ترانزیت مواد مخدر میکرده! یعنی ما ۳۰ سال راه را اشتباه رفتیم؛ در حالیکه ترکیه ۳۰ سال در این کشور بر فعالیتهای فرهنگی با محوریت زبان ترکی کار کرد و در کنارش گوشه جشمی هم به دین و مذهب داشت؛ و اکنون دارد محصول باغ رسیدهاش در جمهوری آذربایجان را میچیند.
پینوشت: به زودی سفرنامه مغولستانم از سوی انتشارات سپیدهباوران منتشر میشود و در آنجا از این قصههای پر غصه زیاد حکایت کردهام.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #410
13.1K