آیا افغانستان بازار گردشگرفرست مناسبی برای ایران است؟
امیر هاشمی مقدم: بیبیسی فارسی
(این یادداشت، بخشی از مقاله دو سال پیشم در بیبیسی فارسی است).
اگر آنچنانکه پیش از این نوشتیم، ایران به اندازه ترکیه برای گردشگران اروپایی کشش ندارد، پس جامعه هدف و بازار گردشگری مناسب برای ایران کجاست؟ به نظر میآید این بازار در جایی قرار دارد که ایرانیان نه درباره آن میاندیشند و نه تمایلی به اندیشیدن درباره آن دارند. افغانستان و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، بهترین بازار گردشگری به ایران به شمار میآیند که در زیر، دلایل این ادعا را برمیشمارم.
اشتراکات فرهنگی، دینی، مذهبی، زبانی و تاریخی، بیشترین نزدیکیها را در بین این کشورها با ایران فراهم آورده است. اگر این بحث را بخواهیم درباره افغانستان بیشتر توسعه دهیم، میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
گردشگری مذهبی: بخش عمدهای از جمعیت سی میلیونی این کشور، فارسیزبان هستند (تاجیکها و هزارهها). دیگر اقوام (پشتون، ازبک، ترکمن، نورستانی و...) هم عموماً فارسی را بلدند. افغانستانیها در فرهنگ و ادبیات سرمایههای مشترکی با ایرانیان دارند و آرامگاه فردوسی و خیام و عطار و حافظ و سعدی مورد علاقه قشر فرهنگی این کشور است. به همان اندازه، بناهای تاریخی از خاندانهای پادشاهی مشترک نیز برایشان اهمیت دارد. هزارهها که بیشتر شیعه هستند نیز، زیارتگاههای اصلیشان مشهد و قم بهشمار میآید.
گردشگری آموزشی (بسیاری از کارشناسان، دانشجویان میهمان را همچون گردشگر علمی به شمار میآورند): به دلیل نبود زیرساختهای کافی برای آموزش عالی، دولت این کشور همه ساله چند صد دانشجو را بهعنوان بورسیه به کشورهای دیگر (همچون ترکیه) میفرستد. اما چندین برابر این تعداد، جوانان افغانستانی با هزینه خود به تحصیل در کشورهای دیگر میپردازند. این فرصتی است که ایران به دلیل نزدیکی و اشتراک زبانی به سادگی میتواند به دست آورد.
گردشگری تفریحی: همچنین در افغانستان افراد ثروتمندی هستند که تعطیلات خود را در هند، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و کشورهای اروپایی میگذرانند. اما بخش دولتی و بخش خصوصی ایران تلاشی برای جذب این گردشگران افغانستانی انجام نمیدهند.
گردشگر درمانی: یکی از اصلیترین گونههای گردشگر افغانستانی است. سالها جنگ در این کشور نه تنها زیرساختهای درمانی آنرا ویران کرده و مانع ساخت بیمارستانهای نو شده، بلکه همچنان بمبگذاریها و... افغانستانیهای بسیاری را مجروح و بیمار میکند. بر پایه سخنان سفیر افغانستان در هند، روزانه بیش از هفتصد گردشگر درمانی افغانستانی به هند میروند. شمار گردشگردان درمانی افغانستان در هند آنچنان زیاد است که محلهای در اطراف دهلینو به نام «لاجپتنگر» به دلیل علاقمندی افغانستانیها به آن به نام «افغانستان کوچک» شناخته میشود. بیمارستانهای این محله در این میان در برابر ازدحام مراجعین آمادگی دارند. این افراد برای رفتن به هند، به دلیل اختلافات مرزی هند و پاکستان باید از مرز هوایی بروند. همچنین در هند به مترجمان روزانه بین سی تا پنجاه دلار دستمزد میپردازند. بهطور متوسط هر گردشگر درمانی افغانستانی در هند چهار هزار دلار هزینه میکند. البته تعداد بیشتری گردشگر درمانی به پاکستان، تاجیکستان و حتی ترکیه میروند.
حضور در ایران برای درمان، برخلاف حضور در هند میتواند از راه زمینی باشد. این خود هزینه متقاضیان افغانستانی درمان را کاهش میدهد و برایشان مهم است. همچنین نیازی به پرداخت دستمزد به مترجم نیست.
حضور در ایران برخلاف پاکستان، همراه با ناامنی نیست. مسیر قندهار و کویته به پاکستان تقریباً مورد استفاده گردشگران درمانی قرار نمیگیرد و بیشتر از مرز «تورخم» در استان ننگرهار به آن کشور میروند که عموماً ناامن است.
بههرحال بازار گردشگری افغانستان جزو اندک بازارهای خارجی برای عرصه گردشگری ایران است که تقریباً هیچ نیازی به تبلیغات و بازاریابی ندارد. در واقع این بار آنچه نیاز به تبلیغات دارد، نه گردشگران افغانستان، بلکه ایرانیاناند تا بپذیرند که افغانستانیها هم گردشگرانی درآمدزا هستند. اما نه دولتمردان و مسئولان گردشگری ایران برنامهای برای جذب این بازار گردشگری دارند و نه مردم تمایلی به اندیشیدن در اینباره یا بهعبارت بهتر، بازاندیشی در پیشفرضهای ذهنیشان. نباید فراموش کرد افغانستان هممرز استانهای خراسان رضوی، جنوبی و سیستان و بلوچستان است که ساختن درمانگاههای تخصصی در این استانها میتواند هم هزینههای مسافرتی افغانستانیها را کمتر کند و هم مایه توسعه مناطق محروم و مرزی ایران شود. در کنار اینها باید توجه داشت بیشترین نزدیکیهای فرهنگی و زبانی افغانستانیها نیز با همین استانهای مرزی است.
@moghaddames
Post #41
408