ایران و موج تازه مهاجران افغانستانی
امیر هاشمی مقدم: فرارو
این یادداشت را برای وبیناری که چند شب پیش با «موسسه دیاران» داشتم، آماده کرده بودم. که البته آن وبینار به دلیل مشکلات فنی نیمهکاره ماند. در این یادداشت به دلایل گستردگی موج تازه مهاجرت از افغانستان به ایران، تمایز میان گروههای مهاجر، بازههای زمانی این مهاجرت، مخاطبانی که دولت ایران باید برایشان در این زمینه تولید محتوا کند و بالاخره نکاتی که دولت ایران باید در برخورد با این موج تازه مهاجرتی از افغانستان در نظر بگیرد، پرداختهام.
موج مهاجرتی اخیر افغانستانیها به ایران، بیگمان گسترده خواهد بود. حتی شاید بتوان پیشبینی گستردهتر بودن این موج نسبت به امواج مهاجرتی پیشین افغانستانیها را نمود. شواهد نیز تا حدودی گویای این پدیده است و هجوم گسترده به فرودگاه، یکی از نمادهای این گستردگی مهاجرت (بهطور کلی) است. از دلایل این گستردگی را شاید بتوان تجربه ۲۰ ساله آزادیهای اجتماعی و فرهنگی در افغانستان دانست. جامعهای که ۲۰ سال چنین آزادیهایی را تجربه کرده باشد، برایش بسیار دشوار است بتواند دوباره برگردد به دوران ۲۰ سال پیش. البته این آزادیها همانگونه که پیش از این نوشتهام، بیشتر ویژه قشر شهری است و جامعه روستایی افغانستان بهتر میتواند با این بازگشت به بنیادگرایی طالبانی کنار بیاید. با این همه همان جامعه روستایی نیز تا حد بسیار زیادی اکنون به اهمیت مواردی همچون لزوم آموزش دختران پی برده است. بنابراین طبیعی است جایی که محدودیتهای طالبان دوباره رایج شود، درخواست برای مهاجرت و فرار از این محدودیتها نیز افزایش خواهد یافت.
الف) به نظر میآید با روی کار آمدن دوباره طالبان، ما با دو موج مهاجرتی از افغانستان به ایران و دیگر کشورها روبرو خواهیم بود:
الف- ۱) پس از سقوط دولت و شهرها به دست طالبان: در پی این سقوط بود که بسیاری از افغانستانیها که تجربه زندگی در دوره طالبان را داشته یا بر پایه شنیدهها نگران روی کار آمدن طالبان بودند، راه کشورهای دیگر را در پیش گرفتند. آنچه تاکنون شاهد بودهایم، در این دسته میگنجد.
الف- ۲) بسیاری هم هستند که یا به تبلیغات طالبان در روزهای گذشته (مبنی بر مصونیت همگان و پذیرش حقوق زنان، شیعیان و...) اعتماد کردهاند، یا احساسات میهندوستانهشان مانع مهاجرت شده و یا اینکه اکنون شرایط مهاجرت را نداشتهاند. اما به احتمال زیاد با استقرار کامل طالبان و ساماندهی قوانین و مقررات (که بیگمان محدودیتها در آن شدیدتر از اکنون خواهد شد)، شرایط برایشان آنچنان تنگ میشود که راهی جز مهاجرت پیش پای خود نمیبینند. این موج مهاجرت طبیعتا هنوز شکل نگرفته است. طبیعی است هرچه سرعت تغییرات سریعتر باشد، این موج دوم نیز منسجمتر شکل گرفته و به راه میافتد.
ب) باید به یاد داشت که در هر کدام از این مراحل، ما با چند گروه مهاجر روبرو هستیم. با سادهسازی بیش از اندازه، من آنها را در دو دسته جای میدهم:
ب- ۱) مهاجرت نخبگان به معنای وسیع کلمه که در اینجا منظورم از نخبه، اهل دانش و تخصص است. استاد دانشگاه، روزنامهنگار، پزشک، مهندس، ورزشکار و... در این دسته جای میگیرد. بر پایه گزارشهای تایید نشده، برخی دانشگاهها همچون دانشگاه کابل به استادان زن اعلام کردهاند که فعلا باید به مرخصی بدون حقوق بروند. به نظر میآید این تصمیم بر پایه دستور مقامات طالب باشد. از این پاکسازیها و همچنین تعطیلی برخی رسانهها یا ممنوعیت کار زنان مجری در رسانههای باقیمانده و ممنوعیت ورزش برای بانوان و... در آینده بیگمان خبرهای بیشتری شنیده میشود و بنابراین چنین افرادی دیر یا زود راه مهاجرت را در پیش خواهند گرفت.
ب- ۲) مهاجرت مردم عادی که میتواند دلایل گوناگون داشته باشد. برخی برای ساختن زندگی بهتر برای فرزندانشان (بهویژه فرزندان دختر)، برخی به واسطه از دست دادن شغلشان و نابسامانیهای اقتصادی، برخی همچون شیعیان چنانچه طالبان روش و منش مدارا گرانه روزهای گذشتهاش در برابر این گروه مذهبی را کنار نهد و...، دیر یا زود راه مهاجرت را در پیش خواهند گرفت.
اما به هرحال میان این دو گروه نیز باید تمایز قائل شد و برای هر گروه برنامهای جداگانه در پیش گرفت. برای نمونه فعلا به نظر میآید ایران بهتر است مهاجران نخبه را که احتمال خطر برایشان پررنگتر است، سریعتر پذیرفته و در شهرها جای دهد؛ در حالیکه برای مردم عادی و در حد امکان، در نزدیکی مرز به دنبال برپایی اردوگاه پناهجویان باشد.
ج) ایران لازم است بهطور همزمان برای پنج گروه مخاطب تولید متن و محتوا کرده و از آنان یاری جوید:
ج- ۱) مسئولین نهادهای تصمیمگیرنده و موثر در زمینه افغانستان…
برای خواندن ادامه یادداشت، اینجا را لمس کنید.
کانال مقدمه
@mohhaddames
Post #394
10.5K