هنر حکمرانی
امیر هاشمی مقدم
(این یادداشت را سه ماه پیش نوشتم؛ اما به دلایلی منتشر نکردم. اکنون که نتیجه رد گسترده صلاحیتها آمده، به نظرم بخشی دیگر از همان هنر حکمرانی که در این یادداشت توضیح دادم، آشکار شده).
دیشب پسر آیتالله بیات زنجانی در توئیتر نوشت: «همین الان تلفنم زنگ خورد. برداشتم و گفتم بله و پاسخ شنیدم: من موسوی هستم، میرحسین...». خیلیها رفتند و زیرش نوشتند که چقدر خوشحالند از شنیدن این خبر و اینکه میرحسین همین که پس از یازده سال به تلفن دسترسی پیدا کرد، به مادر سهراب اعرابی و سپس آیتالله زنجانی زنگ زده. خیلیها هم آن توئیت را پسندیدند (تا این لحظه 10 هزار لایک).
اما خیلیها هم مسخره کردند و به میرحسین دشنام دادند. گفتند نزدیک انتخابات ریاست جمهوری است و دوباره همان ترفندهای همیشگی؛ و خلاصه اینکه «دیگه تمومه ماجرا». شمار این دشنامها و مسخره کردنها شاید نیمی از کل دو هزار دیدگاه (تا این لحظه) باشد. به باورم اینها پردهای از هنر حکمرانی را نشان میدهد.
⭕️این هنر حکمرانی بود که توانست اعتراضات مدنی 88 را که در چارچوب جمهوری اسلامی بود، به اعتراضات مخالف جمهوری اسلامی تبدیل کرد. یعنی معترضان انتخابات سال 88 خواهان روی کار آمدن فردی دیگر از مسئولین سابقهدار همین جمهوری اسلامی بودند که بنیانگذار انقلاب، او را همچون فرزند خود میدانست. اما همین مردم در اعتراضات سال 96 و سپس 98، خواهان تغییر حکومت شدند.
⭕️این هنر حکمرانی بود که یکی از اصلیترین سرمایههای اجتماعیاش را برای طرفداران همان شخص تبدیل به کسی کرد که اکنون گمان میکنند برای فریب دادن آنها دارد به این و آن تلفن میزند. در ظاهر نهادهای امنیتی موفق شدهاند سرنوشت میرحسین را برای بخش قابل توجهی از طرفدارانش بیاهمیت کنند. به گونهای که اگر اکنون برای میرحسین اتفاق ناخوشایندی رخ بدهد، همان کسانی که در سال 88 در خیابانها فریاد میزدند «موسوی دستگیر بشه، ایران قیامت میشه»، اهمیتی نمیدهند. این به ظاهر کامیابی است که رقیبشان را اینچنین از چشم بخشی از طرفدارانش انداختهاند. اما نمیدانند میرحسین سرمایهای بود که میتوانست در بزنگاه به داد جمهوری اسلامی برسد؛ که البته دیگر سرمایه اجتماعیاش آنچنان نیست. این خطری است جدی برای جمهوری اسلامی که سرمایههای اجتماعیاش یک به یک دارند به دست خودش از میان برداشته میشوند تا در روز مبادا او بماند و حوضش.
⭕️این هنر حکمرانی بود که توانست اخلاقیات را در میان بخشی از منتقدانش آنچنان فرو بکاهد که کسانی که به قول خودشان در سال 88 با میرحسین پیمان بسته بودند، اکنون نه تنها زیر پیمانشان زدهاند، بلکه حتی میرحسین را به واسطه آنکه 11 سال از عمرش را به پای این پیمان در بدترین شرایط سپری کرده، تمسخر کنند و دشنام بدهند. این دستاورد نیست برای حکمرانی؛ بلکه به سوی سرنوشت محتوم بردن خویش است.
⭕️این هنر حکمرانی است که توانسته مشارکت پر شور نزدیک ۸۰ درصدی ایرانیان را به مشارکت ۲۰ درصدی فرو بکاهد و شعار «اصلاحطلب، اصولگرا / دیگه تمومه ماجرا» را در دهان بسیاری از ایرانیان بگذارد.
⭕️و البته این هنر دولت روحانی بود که توانست با سیاستهای نادرست اقتصادی و ارزی و بورسی و فریب و وعدههای دروغین (از جمله شکستن حصر همین میرحسین)، امید را در دل جوانان ایرانی انچنان بخشکاند که شعار «روحانی مچکریم» جایش را به «سق سیاه بودن روحانی» بدهد.
⭕️و نیز این هنر اصلاحطلبان بود که بی هیچ ضمانتی در سال 92 و 96 تمام قد پشت سر روحانی ایستادند و با طناب پوسیده روحانی، آنان نیز نزد مردم به ته چاه بیاعتمادی سقوط کردند. تا جایی که «تَکرار میکنم» هایی که روزی میلیونها ایرانی را به پای صندوق رای کشاند، اکنون به تکه کلامی برای تمسخر موضوعات مشابه تبدیل شده و اعتبار آن سید عبا شکلاتی را نزد جوانان کاهش داده؛ همچنانکه روحانی، میرحسین و بسیاری دیگر را نیز از چشم بسیاری از جوانان ایرانی انداخته است.
⭕️اینها هنر کسانی است که گمان میکردند اگر حکومت را به دست بگیرند، در کمتر از یکسال میتوانند ریشه فقر را خشکانده، همه ایرانیان را صاحبخانه کرده، ایران را تبدیل به ژاپن اسلامی نموده و... .
اما اکنون و پس از ۴۳ سال، مجلس انقلابیمان به دست عنابستانیها، قوه قضاییهمان در اختیار اکبر طبریها، صدا و سیمایمان در اختیار جهانبزرگیها (منقلی)، شهرداری کلانشهرمان در دست عیسی شریفیها، بانک مرکزیمان در اختیار خاوریها، و اخبارمان در اختیار رسانههای بیگانهای که اگرچه دشمنیشان با ایران اظهر من الشمس است، اما خوب میدانند بر این مردمان جان به لب رسیده، چگونه اثرگذار باشند.
اکنون نیز با آنچه در تایید و رد صلاحیتها رخ داد، بخش قابل توجه از جامعهای که میگفت رأی دادن در این شرایط سودی ندارد را به درستی تصمیمش مطمئن کرد و دهان طرفداران رأی دادن را بست.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #379
4.31K