نابودی سرمایه اجتماعی در قرارداد با چین
امیر هاشمی مقدم
در علوم اجتماعی چهار دسته سرمایه داریم: اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین. سرمایه اجتماعی مولفههایی دارد که یکی از مهمترینشان، اعتماد اجتماعی است. در ایران از یک زاویه، چهار نوع اعتماد داریم که بررسی آنها نشان میدهد اعتماد اجتماعی در ایران هیچ شرایط خوبی ندارد.
1⃣ اعتماد درون حاکمیت: اختلافات میان بخش قابل توجهی از حاکمیت (در قالب اصولگرا-اصلاحطلب؛ دولت رسمی و دولت در سایه؛ وزارت اطلاعات و نهادهای اطلاعاتی موازی و...) خود را نشان میدهد. برای نمونه، اینکه بخشی از حاکمیت آشکارا میگوید مذاکره با امریکا و بازگشت به برجام اگر قرار باشد رخ بدهد، نه در این دولت، بلکه در دولت انقلابی بعدی خواهد بود؛ اینکه نهادهای اطلاعاتی موازی اعتمادی به وزارت اطلاعات ندارند؛ اینکه به دلیل عدم اطمینان به برخی وزرا در مذاکرات و برنامههای آنها اخلال به وجود میآورند؛ اینکه طرفین یکدیگر را به نفوذی بودن بیگانگان متهم میکنند و...، همگی نشان از نبود اعتماد در میان نهادهای اثرگذار و مسئولین بلندپایه کشور دارد. بیاعتمادیای که پیامدهایش گریبان مردم را میگیرد.
2⃣ اعتماد حاکمیت به مردم: اینکه قراردادی 25 ساله با چین امضا میشود، اما حاکمیت هیچ توضیحی درباره مفاد آن نمیدهد؛ اینکه قرارداد دریاچه خزر میان پنج کشور ساحلی آن امضا شده و ایران برخلاف کشورهای دیگر، هیچ توضیحی درباره مفاد آن به مردمش نمیدهد؛ اینکه هواپیمای اوکراینی سرنگون میشود و چیستی داستان سه روز از مردم مخفی شده و بعد هم علیرغم گذشت بیش از یکسال، هیچ گزارش شفافی از آن منتشر نمیشود؛ اینکه مردم صبح بیدار میشوند و میفهمند بهای بنزین سه برابر شده؛ اینکه یک سال و نیم از اعتراضات آبان ماه گذشته و همچنان یک آمار دقیق و مستند از شمار کشتهشدگان این اعتراضات منتشر نشده؛ اینکه سازمانهای مردمنهاد و خیریههای مردمی و... از سوی حاکمیت تحمل نشده و دیر یا زود تعطیل میشوند و...، نشان از بیاعتمادی حاکمیت به مردم خودش و پنهانکاری دارد.
3⃣ اعتماد مردم به حاکمیت: اینکه سال به سال حضور مردم پای صندوقهای رای کمتر میشود؛ اینکه شایعات گسترده و بعضا بیپایه درباره فساد مالی همه مسئولین دهان به دهان میچرخد؛ اینکه رسانههایی همچون ایران اینترنشنال، من و تو، بیبیسی فارسی و... مخاطبان بیشتری نسبت به اخبار صدا و سیما دارد؛ اینکه حتی اگر صدای انتقادی از درون حاکمیت بلند شود، سریعا عدهای با جمله «اینم از خودشونه» به او برچسب میزنند؛ اینکه اگر سیل یا زلزله در نقطهای از کشور رخ دهد، بسیاری ترجیح میدهند کمکهایشان را به سلبریتیها یا خیریههای غیردولتی کمک کنند و...، نشان از بیاعتمادی بخش قابل توجهی از مردم ایران به حاکمیت خود دارد.
4⃣ اعتماد مردم به مردم: به نظر میرسد این اعتماد، همچنان استوارترین اعتماد اجتماعی در ایران باشد. با وجود همه ناملایمتیها، همچنان میزان اعتماد مردم ایران به یکدیگر و البته همدلیشان با هم، عمیق است. در بالا مثال زدم که هنگام رخ دادن بلایای طبیعی، بخشی از مردم ایران به جای آنکه کمکهایشان را به نهادهای رسمی (همچون هلال احمر و کمیته امداد) بدهند، به سازمانهای غیردولتی و سلبریتیها میدهند. این یعنی از یکسو آنها به حاکمیت اعتماد چندانی ندارند و از سوی دیگر، به یکدیگر همچنان اعتماد دارند. در زلزله یک ماه پیش در سیسخت یاسوج، بلوچها در حالیکه همان زمان از یکسو درگیر اعتراضات خیابانی علیه قوانین مربوط به قاچاق سوخت بودند، اما از سوی دیگر کمکهایشان را با تریلی برای مردم زلزلهزده سیسخت میفرستادند. این یعنی اعتماد به یکپارچگی ملی، و اعتماد به اینکه در شرایط مشابه، سیسختیها و دیگر ایرانیان نیز در کنار بلوچها خواهند بود. البته این به معنای نادیده گرفتن ابعاد بیاعتمادی در میان ایرانیان نیست. جملاتی همچون «تو نخوری یکی دیگه میخوره»، «تو نَبَری یکی دیگه میبره»، «تو رشوه ندی یکی دیگه میده» و...، نشاندهنده میزان بیاعتمادی برخی از ایرانیان به یکدیگر است. اما به هرحال به نظر میرسد این بعد از اعتماد اجتماعی، همچنان خیلی مستحکمتر از دیگر ابعاد آن باشد.
⛔️ با این توضیحات به نظر میرسد نه حاکمیت کشور، ایرانیان را محرم خود و سزاوار دانستن اخبار مربوط به کشورشان میداند، نه ایرانیان دیگر به حاکمیت کشور اعتماد چندانی دارند، و نه در بدنه حاکمیت اعتماد چندانی دیده میشود. همچنانکه اعتماد میان مردم نیز اگرچه همچنان پررنگ است، اما آسیبهای جدی دیده.
به نظر میرسد این بزرگترین مسئله اجتماعی ایران باشد و در واقع، ریشه بسیاری از مسائل اجتماعی در زمینههای گوناگون در کشور است. پنهانکاری درباره هر موضوعی همچون قرارداد 25 ساله ایران و چین، یک تکه از باقیمانده سرمایه اجتماعی کشور را نابود میکند.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #366
3.94K