پرسشهای بُرّنده از ظریف
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
به تازگی تلویزیون طلوع افغانستان گفتگویی با وزیر امور خارجه ایران داشت (اینجا). بهعنوان کسی که بیش از 10 سال است بهصورت حرفهای در زمینه افغانستان میخوانم و مینویسم، چند نکته در اینباره بیان میکنم:
1- دیدن این گفتگو برای بیشتر ایرانیان خوشایند نیست. خبرنگار طلوع (لطفالله نجفیزاده) خیلی صریح با ظریف گفتگو کرده؛ بارها سخن او را قطع میکند؛ برخلاف لبخندهای همیشگی ظریف، خیلی جدی با او سخن میگوید؛ و یکی دو باری هم به وی طعنه میزند. اما به جز طعنه زدنها، بقیه موارد کمابیش چیزی است که از یک خبرنگار حرفهای انتظار میرود. همین مجری با همین شیوه با اشرف غنی و دکتر عبدالله هم گفتگوهای چالشی داشته است. شاید اصلیترین دلیل دلخوری ایرانیان (همچون خودم) از دیدن این مصاحبه، عادت نداشتنمان به دیدن مصاحبههای چالشی و جدی با مسئولین کشورمان باشد. حقیقتا برخلاف افغانستان، تنگناهای رسانهها در ایران بسیار زیاد است. در سفرنامه افغانستان، مفصل به این موضوع پرداختم.
2- ظریف بهعنوان دیپلماتی با تجربه، توانست فضای گفتگو را تا پایان به آرامی پیش ببرد. اما برخی پاسخهایش، حتی ایرانیانی که با فضای افغانستان آشنایی دارند را هم نتوانست قانع کند. برای نمونه یکی از پرسشها، مشخص نبودن تصمیمگیرنده اصلی ایرانی در مسائل مرتبط با افغانستان بود (وزارت امور خارجه؟ وزارت کشور؟ وزارت اطلاعات؟ سپاه؟ نیروی انتظامی؟ و...). برخلاف پاسخ ظریف، عموما هیچ هماهنگیای میان این دستگاهها در تعاملات با افغانستان وجود ندارد.
3- افغانستان اکنون بیش از 80 شبکه تلویزیونی و چندین برابر این، خبرگزاری و روزنامه دارد. این رسانهها به پشتوانه ماده سی و چهارم قانون اساسی افغانستان، آزادیهای سیاسی و اجتماعی زیادی دارند و برای همین برخیشان همچون همین تلویزیون طلوع، از شبکههای تلویزیونی ایران حرفهایترند.
4- روزنامهنگاران و خبرنگاران افغانستان، بهای زیادی برای این آزادی بیان هم میپردازند. افغانستان همچنان یکی از خطرناکترین کشورها برای اهالی رسانه است. برای نمونه، چهار سال پیش طالبان به اتوبوس کارمندان همین تلویزیون طلوع حمله کرده و هفت کارمند آنرا کشت.
5- البته بخش زیادی از رسانههای فراوان افغانستان به دلیل نبود نیروهای کارشناس و خبره، بیشتر به تولید اخبار زرد و حتی غیرمستند میپردازند.
6- بسیاری از رسانههای افغانستان آشکارا یا نهان، به کشورهای دیگر، بهویژه کشورهای غربی وابسته هستند. اینها طبیعتا نگاهشان به ایران منفی است.
7- شوربختانه ایران نتوانسته در میان این همه رسانه افغانستانی، جایی داشته باشد. هیچ تلویزیون یا خبرگزاریای در افغانستان، به ایران وابسته یا نزدیک نیست (تلویزیونهایی همچون «تمدن»، به دلیل داشتن گرایش شیعی، گاهی به نادرست نزدیک به ایران پنداشته میشود).
8- بیشتر این شبکههای تلویزیونی، بخش قابل توجهی از برنامههایشان را به پخش فیلم و سریال اختصاص دادهاند. اما با آنکه زبان رایجشان فارسی است و بنابراین باید ایران در این بازار بیرقیب باشد، سریالهای هندی و ترکی جایگاه برتر دارند.
9- فضای کلی رسانههای افغانستان، عموما ضد ایران است. در بسیاری از رسانههای افغانستان میتوان مطالب فراوانی علیه ایران یافت. اما کمتر رسانهای در دفاع از ایران چیزی منتشر میکند. یکی از دلایل این امر را در بالا (وابستگی به کشورهای غربی) نوشتم. اما دلایل دیگری هم دارد:
الف) برخی سیاستهای نادرست ایران در برابر افغانستان یا مهاجرانش، نگاه عموما منفیای به ایران را در این کشور رایج کرده که البته نقش رسانههای کشورهای دیگر در این زمینه قابل انکار نیست.
ب) نقد ایران، به یکی از نمادهای روشنفکری و آزاداندیشی در افغانستان تبدیل شده است.
ح) هرگونه دفاع از ایران در افغانستان، با برچسب «جاسوس ایران» یا «نوکر ایران» وادار به سکوت میشود.
د) ظاهرا یکی از پیامدهای دفاع افغانستانیها از ایران، مشکلساز شدن دریافت روادید دیگر کشورهاست. برای افغانستانیها سفر و اقامت در کشورهای غربی، مهمتر از سفر به ایران است. بهویژه اینکه در این چهار دهه حتی یک خبرنگار، روشنفکر یا نخبه افغانستانی نتوانسته شهروندی ایران را دریافت کند؛ در حالیکه همینها به سادگی میتوانند شهروندی کشورهای غربی را دریافت کنند و بنابراین نه تنها با دفاع از ایران ریسک نمیکنند، بلکه گاهی با نقدهای تند علیه ایران، تلاش دارند روزمه پر باری در این زمینه تحویل سفارتخانه کشورهای غربی بدهند.
به هرحال بخشی از آنچه در بالا نوشته شد، از کنترل ایران بیرون است؛ اما بخش عمده آن اگر درست مدیریت شده و منافع دو طرف را تامین کند، میتواند همچون موم در دست ایران باشد. اما عمکرد کلی ایران در برابر افغانستان، بهویژه در این دو دهه نمره خوبی نگرفته است.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #354
3.63K