خبررسانی قطرهچکانی
امیر هاشمی مقدم
پس از ساعتها انتظار دلهرهآور، بالاخره صبح امروز خبر تکاندهنده تایید شد. ابتدا روابط عمومی منطقه یکم دریایی بندرعباس اینگونه خبر داد: «بعدازظهر روز گذشته در حین تمرین دریایی تعدادی از شناورهای نیروی دریایی ارتش، شناور پشتیبانی سبک کنارک دچار حادثه شد که تا کنون شهادت یک نفر محرز و تعدادی نیز مجروح شدهاند. ابعاد حادثه در دست بررسی دقیق کارشناسان فنی است». اما چند ساعت بعد، روابط عمومی نیروی دریایی ارتش خبر را اینگونه اعلام کرد: «عصر روز یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت در حین انجام تمرین دریایی توسط تعدادی از شناورهاي نیروی دریایی ارتش در آبهای جاسک و چابهار، شناور پشتیبانی سبک كنارک دچار حادثه شد [...] تعداد شهدای این حادثه 19 تن بوده و تعداد مجروحان نیز 15 نفر است [...] انتظار میرود تا بررسی دقیق تیمهای کارشناسی حاضر در محل حادثه، از هرگونه گمانهزنی در این خصوص پرهیز شود».
تا همینجا سه نکته منفی در گزارشهای رسمی دیده میشود: نخست، تناقض میان آمارهای رسمی است که با فاصله کوتاهی ارائه شد: منطقه یکم دریایی بندرعباس، شمار شهدا را یک نفر اعلام کرده و نیروی دریایی ارتش، 19 نفر. نکته دوم اینکه در هر دو گزارش رسمی، تنها به «حادثه» اشاره شده، بدون اینکه جزئیاتی درباره آن بیان شود. نکته سوم اینکه روابط عمومی نیروی دریایی ارتش، خواهان پرهیز از هرگونه گمانیزنی شده، آن هم در حالیکه بیانیهها تاکنون متناقض، بسیار کلی، با دیرکرد فراوان و پر از ابهام ارائه شده است. در چنین شرایطی خواه ناخواه بازار گمانهزنیها داغ شده و سوءاستفاده هم فراوان.
بیانیههای رسمی در حالی صبح امروز ارائه شدند که از دیشب در رسانههای غیر رسمی داخلی و بیگانه این اخبار در اختیار مخاطبان ایرانی قرار گرفته بود. و البته روایتهای غیر رسمی، داستان دیگری را بیان میداشت. رویدادی که دیروز رخ داد، تا ساعتها از سوی مسئولین و رسانههای رسمی کشور نادیده گرفته شد. اما از دیشب بهویژه خبرگزاریهای خارجی درباره این رویداد اطلاعرسانی کرده و در این میان، هم پنهانکاری ایران را در این زمینه هدف گرفته و هم تلویحا توان نظامی ایران را (که توانایی تشخیص خودی از دشمن را ندارد).
⭕️ هنوز داغ دیرکرد در خبررسانی شلیک به هواپیمای اوکراینی در دلهایمان زنده است. اشاره به «داغ دیرکرد در خبررسانی» شد، چرا که این داغ حقیقتا سنگینتر از خود شلیک و شهادت هممیهنانمان بود. آن هم پس از آنکه همه رسانههای جهان پافشاری داشتند که ایران به هواپیما شلیک کرده و ایران تکذیب میکرد.
⭕️ بعد هم دیرکرد در خبر رسانی حضور کرونا در کشور بود که برخی پزشکان و رسانههای غیررسمی داخلی و رسمی خارجی بر ورود کرونا به ایران تاکید داشتند و مسئولین بر عدم حضور این مهمان ناخوانده. بعد هم که اخبار رسمی حضور کرونا در شهر قم و کشور را تایید کرد، همچنان مسئولین به گل و بلبل بودن شرایط پافشاری داشتند (گزارش اخبار 20:30 در نخستین روزهای اسفندماه در شهر قم را به یاد بیاوریم که چگونه خطر زا بودن کرونا و لزوم فاصلهگذاری را به تمسخر میگرفت).
⭕️ رویداد دیگر، ادعای به آب انداختن و غرق کردن بیش از پنجاه مهاجر غیرقانونی افغانستانی در رودخانه مرزی هریرود از سوی برخی نیروهای مرزبانی ایران است که بر پایه گزارش رسانههای بیگانه، کمتر از 20 نفرشان جان سالم به در بردند. با آنکه نزدیک 10 روز از چنین ادعاهایی گذشته، هنوز به جز یک بیانیه تکذیبی از سوی دولت ایران، فعالیت دیگری دیده نشده است. چون تاکنون پیگیری و خبر رسانی چندانی در این باره نشده، نمیتوان درباره درستی یا نادرستیاش چیزی گفت؛ اما حقیقتا امیدوارم این تکذیبیه به درد تکذیبیههای دیگر که بعدا درستیشان اثبات شد، دچار نشود.
شوربختانه شرایط خبر رسانی در ایران به سویی سوق داده میشود که خواه ناخواه داریم به مرجعیت رسانههای بیگانه گردن نهاده و مردم را به سوی آنان هُل می دهیم؛ چرا که بسیاری از اخبار اینچنین درباره کشورمان را، رسانههای بیگانه هم خیلی زودتر و هم با جزئیات کاملتر بیان میکنند.
اینکه هنوز عدهای گمان میکنند در عصر ماهواره و اطلاعات و اینترنت و شبکههای اجتماعی، میتوان اخباری چنین مهم را پنهان کرد یا با دیرکرد چند روزه و آن هم بهصورت قطرهچکانی منتشر نمود و البته همچنان ابعادی از رویداد را آشکار نساخت، اصلیترین دلیل پراندن مخاطبان ایرانی و کساد کردن بازار رسانههای داخلی است. خدمتی که ما با چنین روشهایی به رسانههای بیگانه و اهداف پشت پرده دولتهای آنان میکنیم، بودجههای میلیاردی آن رسانهها نمیتواند به این خوبی انجام دهد.
اگر این یادداشت را میپسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #342
2.24K