دوزخِ کرونا
امیر هاشمی مقدم
تاکنون شما نیز بیگمان بحثهایی که درباره انسانساخت بودن ویروس کرونا گفته میشود را خوانده یا شنیدهاید. چین، روسیه و برخی مسئولین ایرانی، احتمال ساخته شدن ویروس کرونا در آزمایشگاههای امریکا، برای زمینگیر کردن دشمنان این کشور را به میان کشیدهاند (اگرچه کارشناسان ژنتیک، بیماریهای واگیردار و...، چنین چیزی را فراتر از توان و دانش کنونی بشر میدانند).
پیش از این هم ادعا شده بود که در رمان «چشمان تاریکی» که دین کونتز در سال 1981 نوشته، پیشبینی گسترش یک ویروس در سال 2020 از شهر ووهان چین شده و حتی صفحاتی که این ادعا مطرح شده را هم نشان داده بودند. اما مشخص شد که متن کتاب دستکاری و تحریف شده و در واقع چنین ادعایی در آن کتاب مطرح نشده بود.
با همه اینها، ساخت و پراکندن ویروس در گستره جهانی، همچون بسیاری از تواناییهای آینده بشر، در برخی از آثار ادبی و هنری دیده میشود که یکی از بهترین نمونههایش، رمان دوزخ (دُن براون. 1392) است. در این رمان، پروفسور «رابرت لنگدانِ» نشانهشناس را، از جاهای تاریخی در فلورانس و ونیز ایتالیا تا استانبول در ترکیه دنبال میکنیم تا نشانههایی که گویا میخواهند چیزی به بیننده بفهمانند را، کشف و رمزخوانی نماییم. دست آخر، اگرچه دیرهنگام، کشف میکنیم که دانشمندی به نام «برتراند ژوبریست» ویروسی ساخته که با انتقال به دیگران، دستکاری ژنتیکی در بدن به وجود آورده و از هر سه انسان، یکی را نازا میکند و بنابراین به نوعی جلوی افزایش بیرویه جمعیت بشر را میگیرد.
الگوریتم ریاضی این ویروس را هم از طاعونی که پیش از نوزایی (رنسانس) از جمعیت اروپا، یک سوم را کشت و راه را برای نوزایی در این قاره فراهم آورد به دست آورده است. اما پروفسور ژوبریست، یعنی سازنده این ویروس، این کار را از روی خیرخواهی (البته به روش خودش) کرده است. استدلالش اینست که بشر دارد همه چیز را نابود میکند و همه منابع را به مصرف میرساند و باید کنترل شود و بنابراین با پخش موفقیتآمیز ویروس، تلاش دارد تا سرعت افزایش بی رویه جمعیت انسانی را کاهش دهد (البته در فیلمی که «ران هاوارد» با اقتباس از این رمان ساخته، در لحظات پایانی موفق میشوند جلوی او را بگیرند و بنابراین ویروس منتشر نمیشود).
این استدلال، چندان هم بیربط نیست. در طول تاریخ هرگاه جمعیت بشر افزایش زیاد یافته، یا خود طبیعت با بیماریهای واگیردار آنرا کنترل کرده، یا خود انسانها با جنگ بر سر منابع کمیاب. هرچند با همه اینها، روند رشد جمعیت بهطور کلی با افزایش سریع همراه بوده و در این راه، نه تنها با کمبود منابع، شرایط را برای خودِ گونه انسان دشوارتر ساخته، بلکه مایه نابودی بسیاری از گونههای جانوری، از میان رفتن جنگلها، آلودگی آبها، گرمتر شدن زمین و آب شدن یخچالها و کوههای یخی (که از اصلیترین منابع آب شیرین جهان است) را فراهم نموده است. اکنون نیز ویروس کرونا، بخشی از همان فرایند برخورد کنترلی طبیعت است.
از سوی دیگر، این جمعیت زیاد که روز به روز افزایش مییابد، به باور داریوش شایگان در کتاب «آسیا در برابر غرب) (1391: 92)، ابزار و «ماده خامی» هستند در دست ایدئولوژیستها تا آنان را به خدمت بگیرند. بنابراین هیچ عجیب نیست که مسئولین کشورهایی همچون ایران و ترکیه، بر افزایش جمعیت پافشاری دارند؛ آن هم در حالیکه عموما حتی در تامین نیازهای جمعیت کنونی کشورشان (سطح رفاه متوسط؛ ایجاد شغل کافی؛ فراهم آوردن خانههای استاندارد، انرژیهایی همچون آب، سرانه فضای سبز و مکانهای فرهنگی و...) کامیابی چندانی نداشتهاند.
پیر شدن جمعیت در پی کاهش باروری، مهمترین استدلال و ظاهرا نگرانی برخی مسئولین از کاهش رشد جمعیت است. این استدلال و نگرانی نابجاست؛ چرا که اگر به دلیل نگرانی از افزایش شمار سالخوردگان بخواهیم افزایش جمعیت را توجیه کنیم، همیشه به بهانه پرهیز از پیشی گرفتن جمعیت سالخوردگان از جمعیت جوانان و میانسالان (که در سن کار هستند)، این افزایش جمعیت همچنان و تا ابد باید با سرعت به سوی بینهایت رشد کند؛ آن هم در حالیکه منابع حیاتی برای زندگی بشر، اندک است و همین میزان هم با توجه به آسیب فعالیتهای انسانی که به آلودگی منابع و گرم شدن کره زمین انجامیده، ناپایدارتر شده است.
بنابراین عجیب نیست که مادر طبیعت برای دفاع از خود (و حتی گونه انسانی)، گاهی دست به دامان روشهایی همچون ویروس کرونا شود. همچنان که عجیب نیست روزی منجی جهان، دکتر پروفسور ژوبریستهایی شوند که بتوانند ویروسهای کنترلکننده جمعیت بشر را ساخته و در میان انسانها شایع کنند. و چنانچه این ویروسهای آزمایشگاهی در اختیار قدرتها قرار بگیرد، نتایجش از پیش معلوم است.
اگر این یادداشت را میپسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #329
2.01K