پیامدهای پذیرش دیرهنگام شلیک به هواپیما
امیر هاشمی مقدم: فرارو
بالاخره امروز صبح هم مانند همه 9 روز گذشته که پس از بیدار شدن، بلافاصله با ترس و اضطراب، گوشیهایمان را برای پیگیری اخبار روشن کردیم، شوک دیگر فرود آمد و بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح درباره ساقط شدن هواپیما به دست پدافند هوایی کشور را خواندیم. جدا از خودِ این خطای بزرگ و غیرقابل چشمپوشی، چند پیامد مهم این خبر را در زیر میآید:
1- فروپاشی باقیماندههای اعتماد به نظام خبررسانی انحصاری در کشور: کسانی که تاکنون اندک اعتمادی به اخبار رسمی کشور داشتند، اکنون و پس از سه روز انکار قاطعانه ساقط کردن هواپیما از سوی پدافند هوایی، دیگر چگونه میتوانند به اخبار رسمی کشور اعتماد کنند؟ اینکه سه روز چنین خبر مهمی از مردم (و احتمالا بخشی از مسئولین) پنهان و بلکه انکار میشد، آن هم در حالیکه همه رسانههای خارجی و کانالهای ماهوارهای فارسیزبان، همگام با مقامات غربی به شلیک پدافند هوایی ایران به این هواپیما اشاره داشتند، معنایی به جز تقدیم دو دستی مجراهای خبررسانی به خبرگزاریهای بیگانه ندارد. پمپئو بهعنوان یکی از نخستین سیاستمداران غربیای که با قاطعیت میگفت هواپیما از سوی خود ایران ساقط شده، همان شخصی است که آشکارا میگوید زمانی که رئیس سازمان سیا بوده، در راستای منافع امریکا مدام اقدام به دروغسازی و انتشار موفقیتآمیز آنها میکردند. طبیعتا همچنان این شخص و این سازمان دروغهایی علیه منافع ایران منتشر خواهند کرد. اما این بار اذهان جهانیان و ایرانیان آمادگی بیشتری برای پذیرش آنان دارند. اگر مسئولین در همان ساعات نخستین سقوط هواپیما و پیش از مسئولین غربی، خطایشان را پذیرفته یا دستکم اینگونه با قطعیت انکار نمیکردند، اینگونه تهماندههای اعتماد به مسئولین کشور و رسانههای در اختیار آنان فرو نمیریخت. به راستی اگر پرواز خارجی نبود و رسانهها و مسئولین غربی اینچنین پیگیر نمیشدند، ممکن بود دیرتر از این اعتراف کنند یا حتی اصلا به گردن نگیرند؟
2- کم شدن قدرت مانور ایران در برابر جنایت امریکا در سرنگونی هواپیمای مسافربری بندرعباس به دوبی در سال 1367: امریکا تاکنون ادعا میکرد که خطای انسانی رخ داده بود و ایران این توجیه را نمیپذیرفت. اکنون که ایران پذیرفته خطای انسانی رخ داده، عملا به معنای پذیرش ادعای دروغین امریکا برای لاپوشانی این جنایت است.
3- نا امن نشان دادن آسمان ایران برای پروازهای خارجی: چیزی که در دو روز گذشته و با لغو پروازهای شرکت لوفتهانزای آلمان آغاز و اندک اندک به اتریش، سوئد و ترکیه هم کشیده شد. هرچند پس از این خطای رخداده در شلیک به هواپیمای ایران- اوکراین، دقت و حساسیت سامانه پدافندی کشور بالاتر خواهد رفت و تقریبا میتوان مطمئن بود دیگر چنین خطایی رخ نخواهد داد، اما همان یک شلیک کافی بود تا نه تنها ترس را به دل دیگر خطوط هواپیمایی جهان بیندازد. رسانههای غربی نیز بیگمان بر این موج سوار شده و به این فضا دامن میزنند. در این میان به جز تبلیغات روانی و منفی علیه امنیت ایران، کاهش پروازهای مستقیم به ایران و زیان شرکتهای هواپیمایی ایرانی و کاهش استفاده از آسمان ایران برای خطوط هواپیمایی خارجی و بنابراین کاهش درآمدی که برای استفاده از آسمان ایران دریافت میشد نیز قابل توجه است.
4- احتمالا نیمهنفسهای گردشگری خارجی کشورمان که نزدیک دو سال است به شماره افتاده، از این هم دشوارتر شود و گردشگران خارجی کمتری (دستکم در کوتاه مدت) جرأت آمدن به ایران را داشته باشند.
5- همه دستاوردهای ایران در شلیک موشک به پایگاه امریکاییها در عراق (که بسیاری از کارشناسان آنرا حرکی هوشمندانه از سوی ایران دانسته بودند که بدون گرفتن جان یک سرباز، بخشی از ابهت امریکا در منطقه را فرو ریخت و شهادت سردار سلیمانی را بیپاسخ نگذاشت) اگر فراموش نشود، چنان به حاشیه رانده میشود که دیگر سخن گفتن از آن بیمعنا میشود. اکنون تیتر اخبار همه رسانههای جهان، سقوط هواپیمای مسافربری در پایتخت ایران است و نه شلیک به پادگان امریکاییها.
دست آخر آنکه شلیک انجام شده، هواپیما سقوط کرده، 176 انسان عموما نخبه ایرانی جان خود را از دست داده، خانوادههایی عزادار شده، کشوری در شوک و سوگ فرو رفته، و سیاهنماییهای جهانی علیه ایران افزایش یافته است. همه اینها درست و اکنون نمیتوان آب رفته را به جوی باز گرداند؛ اما دستکم با انحصار زدایی از رسانه ملی و آزادتر کردن فضای رسانهای کشور و اجازه دادن به خبرنگاران مستقل برای پرسشگری از مسئولین و اطلاعرسانی آزادانه، تا حدودی به بازسازی اعتماد مردم به رسانههای داخلی و پیشگیری از تبدیل رسانههای غربی و کانالهای ماهوارهای به تنها مرجع مطمئن اخبار ایرانیان بپردازند.
اگر این یادداشت را میپسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #319
3.44K