چه ضعیف و تنهاییم!
امروز که اینترنت کمابیش وصل شد، احساس روبروی زندان بودن داشتیم. یعنی زمانی که زندانی را آزاد میکنند و خانوادهاش بیرون زندان در انتظارش هستند و با دیدن یکدیگر پس از مدتها، همدیگر را در آغوش میگیرند. اما نمیدانم در این میان، زندانی که بود و استقبالکننده کدام؟ آنان که در ایران بدون دسترسی به اینترنت بودند را زندانی بنامم، یا ما که بیرون از ایران در بیخبری مطلق از خانواده و کسان و خویشانمان بودیم؟ بیگمان وضع ما که بیرون از ایرانیم، اگر بدتر از آنانکه در ایرانند نبوده باشد، بهتر هم نبود. دستکم اگر ایران بودیم با تلفن و پیامک میتوانستیم خبر از کسانمان بگیریم؛ اما حالا در غربت دستمان به هیچ کجا بند نبود؛ و چه حس ضعیف و بیکس بودن میکردیم. چه تجربه تلخی بود. ایکاش تکرار نشود.
@moghaddames
Post #307
2.12K