به دولت اعتمادی نیست.
امیر هاشمی مقدم
افزایش نرخ بنزین، خواسته تقریبا همه کارشناسان اقتصادی و اجتماعی است، اما واکنشهای این دو روز (چه از سوی دیگر مسئولین و چه از سوی مردم) نشان از پیشبینی نکردن پیامدهای آن داشت. دولت قول داده پولی که از این راه به دست میآید را میان 18 میلیون خانوار ایرانی توزیع کند تا بدین وسیله دهکهای پایین و کم درآمد زیان نبینند. اما دقیقا همین دهکهای پایینی پیشرو و پرچمدار اعتراضها بودهاند. آیا از اینکه پول بنزین مستقیم به جیبشان نرود، ناراضیاند؟ نه! بلکه به دولت (و بهطور کلی حاکمیت) اعتماد ندارند. در اینجا تنها به چند مورد که بیاعتمادی به دولت در سالیان گذشته را افزایش داده، اشاره میشود:
1- یارانه که از سال 1389 در ازای افزایش بهای حاملهای انرژی به بیشتر ایرانیان پرداخت میشد، با آنکه بیش از 9 سال از زمان آغازش گذشته و در این بازه زمانی تقریبا بهای همه کالاها و خدمات بیش از هزار درصد بالا رفته (یعنی بیش از 10 برابر شده)، اما مبلغ یارانهها تنها حدود 10% افزایش یافته و از 40.500 تومان به 45.500 تومان رسیده است. در حالیکه در همین بازه زمانی بهای حاملهای انرژی هم بسیار بیشتر شده است. این در حالی است که 40.500 تومان در آن زمان برابر با 37 دلار بود و اکنون 45.000 تومان برابر با تقریبا 3.7 دلار. منصفانه نگاه کنیم، این میزان پرداختی به ایرانیان بیش از آنکه کمک باشد، توهین است.
2- همان یارانه هم که قرار بود تنها به کمدرآمدها پرداخت شود، همچنان به بسیاری از افراد با درآمد بالا و حتی نجومی همچون پزشکان، استادان دانشگاه، مدیران و معاونان سازمانهای دولتی، بساز و بفروشها و... پرداخت میشود که نشان میدهد پس از 10 سال، همچنان دولتهای گوناگون در به نتیجه رساندن ادعایشان ناکام ماندهاند.
3- عوارض خروج از کشور (زمینی 25 و هوایی 75 هزار تومان) که دو سال پیش دولت تصمیم گرفت آنرا از 220 تا 440 هزار تومان افزایش دهد، بر پایه این توجیه نادرست دولت بود که سفر خارجی را اقشار پر درآمد میروند و این عوارض را که به قول دولت، در همه کشورها رایج است، ما برای توسعه زیرساختهای گردشگری به کار خواهیم گرفت. همه این استدلالها نادرست بود: تنها شمار اندکی از کشورها عوارض خروج میگیرند که البته آن هم بهایش اینچنین زیاد نیست؛ بیشتر سفرهای خارجی ایرانیان (عموما به ترکیه، آذربایجان، گرجستان، ارمنستان، دوبی و...) را اقشار متوسط رو به پایین میروند؛ دست آخر اینکه از آن پس هیچ گزارشی از میزان درآمد به دست آمده از عوارض خروج از کشور و چگونگی هزینه آن در دست نیست. در این دو سال بودجه گردشگری کشور تغییر چشمگیری نکرده است.
4- بسته حمایتی دولت که سال پیش برای جبران تورم سرکش و فشاری که به کم درآمدها آمده ارائه شد، بسیاری از کمدرآمدها را نادیده گرفت.. بسیاری از کم درآمدها هستند که این بستهها را دریافت نکردهاند و به شمارههای اعلامشده از سوی دولت هم پیامک و زنگ زده، اما پاسخی دریافت نکردند. همین افراد هنگامی که مستقیما به سازمان تامین اجتماعی (خیابان آزادی) مراجعه میکنند، متوجه میشوند که اطلاعاتشان بهعنوان کسانی که این بستهها را دریافت کرده، ثبت شده است.
5- چون بحث بنزین است، بد نیست به مالیات سنگینی که به خودروهای هیبریدی (ترکیب برق و بنزین) در دولت کنونی بسته شد، اشاره شود. در روزهای پایانی سال 96 بود که دولت به یکباره تصمیم گرفت تعرفه ورودی بالایی بر خودروهای هیبریدی اعمال کند (از 25 تا 100 درصد بهای خودرو + 9% مالیات بر ارزش افزوده + 4% مالیات علی الحساب + 1% عوارض هلال احمر +...). از آنجا که این خودروها در سرعت زیر 50 کیلومتر تنها با برق کار میکنند و بنزین نمیسوزانند، برای شهرهای آلوده همچون تهران بسیار سودمند بودند. اما چنین تصمیم عجیب و نادرستی از سوی دولت گمانهزنیهایی همچون لابیگری خودروسازان داخلی (که توان رقابت با خودروهای خارجی، بهویژه هیبریدی را ندارند)، ارز آوری برای دولت که با کمبود بودجه روبروست و... مطرح شد.
اکنون نیز به همان نسبت و در نبود شفافیت و گزارش ارزیابیها درباره پیامدهای افزایش بهای بنزین، طبیعتا مردمی که در دو سال گذشته به شدت زیر فشار تورم بوده و کمر خم کردهاند، نمیتوانند به دولتهایی که در برنامههای پیشینشان نه شفافیت داشته و نه نتیجه ادعایی را به دست آورده، اعتماد کنند.
اگر میپسندید، برای دوستانتان نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #306
2.61K