آزار زن گردشگر ترکیهای در خیابان ناصرخسرو
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز (متن کامل)
(چکیده:) سِلمین، از دوستان قدیمیام و استادی جوان در دانشگاهی در ترکیه است. با آنکه خیلی از کشورهای جهان را به تنهایی سفر کرده، اما بهخاطر سیاهنمایی رسانهها، برای رفتن به ایران همیشه در شک بود. هر بار کلی تلاش میکردم نشان دهم اینها سیاهنمایی است، تا اینکه چندی پیش تصمیمش را گرفت و دو نفری برنامه سفرش را تنظیم کردیم. هفته پیش به ایران رفت و روز جمعه هم راهی کاخ گلستان شد. اما حدود ظهر بود که تماس تصویری گرفت و همینطور که بدنش میلرزید و گریه میکرد، از اینکه مردی در خیابان و در حضور دیگران بدنش را محکم لمس کرده، و دیگر مردان هم هیچ واکنشی نداشتند، سخن گفت. راننده تاکسی به دلیل بسته بودن خیابان، او را در ناصرخسرو پیاده کرده و گفته بود موزه نزدیک است و پیاده برود. نخستین بار بود که خرد شدن یک زن در اثر کاری که شاید در چشم ما مردان «چیز زیاد مهمی نیست» را میدیدم. اما بهعنوان کسی که در زمینه انسانشناسی گردشگری میخواند و مینویسد، چند نکته را یادآوری میکنم:
الف- گردشگری بیش و پیش از زیرساختهایی همچون جاده و هتل و رستوران، زمینههای فرهنگی/ اجتماعی و سیاسی/ امنیتی میخواهد که تقریبا در هیچ یک از اینها ما جایگاه چندان خوبی نداریم. به جز برخی مقاصد گردشگرپذیر (بافت تاریخی در شهرهای بزرگ)، بیشتر جاهای ایران هنوز آمادگی لازم برای پذیرش گردشگر خارجی را ندارد. این آمادگی نداشتن لزوما به معنای برخورد بد با گردشگر نیست، بلکه گاهی برخورد نادرست با گردشگر را هم در بر میگیرد (همچون راننده تاکسیای که یک زن گردشگر خارجی را در خیابان ناصرخسرو رها کرده و گفته بقیهاش را خودت پیاده برو). اما برخورد نادرست یک ایرانی با گردشگران خارجی، به پای همه ایرانیان نوشته شده و همه خوبیهای ایرانیان در برخورد با خارجیها (همچون مهماننوازیمان) را از بین میبرد. انسانشناسی گردشگری دقیقا روی همین ارتباطات میان میزبان و میهمان کار میکند.
ب- اما زمینههای سیاسی/ امنیتی، به موضع حکومت درباره گردشگری باز میگردد. نشانههای اندکی از جدی بودن حکومت ایران برای جذب گردشگران خارجی در دست است؛ برای نمونه:
ب. 1) حکومت ایران نه تنها تفاوت فرهنگی گردشگران خارجی در زمینه پوشاک، خوراک، نوشیدنی، روابط انسانی و... را نمیپذیرد، بلکه از زیر بار آموزش همگانی به مردم برای رفتار درست با گردشگر خارجی (حتی در چارچوب احکام اسلامی) هم شانه خالی میکند؛ در حالیکه چنین آموزشهایی وظیفه جکومت یک کشور است. ترکیه نمونهای گویاست در این زمینه. ایرانیانی که تا 15 سال پیش گذرشان به ترکیه میخورد (مثلا برای رفتن زمینی به سوریه یا اروپا)، خاطرات بسیار ناخوشایندی از زورگیری شهروندان یا حتی پلیسهای ترکیه از گردشگران داشتند. اما با جدیتی که دولت ترکیه از خود نشان داد، امروزه رفتار ترکیهایها با گردشگران آنچنان تغییری یافته که برای نمونه، جملهی: «ترکیهایها خیلی ایرانیها را دوست دارند و به ما احترام میگذارند» را از زبان بسیاری از گردشگران ایرانی که از این کشور بازگشتهاند، میتوان شنید. در واقع حکومت ترکیه با مقررات و آموزشهای لازم، مردمان کشورش را برای پذیرش گردشگران خارجی آماده ساخته است.
ب. 2) برخورد قانون ایران با مزاحمان گردشگران، مناسب و بازدارنده نیست. در همین ترکیه هم موارد زیادی از آزار، تجاوز و حتی کشتن گردشگران خارجی رخ میدهد، اما با واکنش شدید دولت و مردم روبرو میگردد. رسانههای ترکیه به شدت این رویدادها را پوشش میدهند و افکار عمومی نیز خواستار برخورد جدی با مجرمان و اقدامات پیشگیرانه دولت است. اما در ایران نه تنها حضور و حفاظت پلیس در جاهای گردشگرپذیر کافی نیست (نمونهاش بافت تاریخی تهران همچون بازار، کاخ گلستان و... که جولانگاه خلافکاران است)، بلکه پلیس در بسیاری موارد جدیت لازم برای دفاع از گردشگران خارجی نشان نمیدهد (نمونهاش گردشگر آلمانی که سال 92 همراه با خانوادهاش با خودروی کاروان به ایران آمد و در کرج، همه مدارک و وسایل ارزشمندشان دزدیده شد؛ اما با آنکه فیلم دوربین مداربسته که آشکارا چهره دزدان را نشان میداد در اختیار داشتند، نیروی انتظامی گفت که نمیتواند کاری برای شناسایی و بازداشت دزدها انجام دهد).
ب. 3) شوربختانه گاهی برخورد نهادهای حکومتی با گردشگران خارجی (همچون دستگیری دو تابعیتیها و حتی خارجیها)، این احساس نا امنی گردشگران از حضور در ایران را افزایش میدهد.
در پایان، یادآوری میشود که لزوم برخورد مناسب با گردشگران خارجی (و آموزش و فرهنگسازی در این زمینه) نه تنها برای گردشگران اروپایی، بلکه برای گردشگران عرب، افغانستانی، پاکستانی، جمهوری آذربایجانی و... نیز بایسته و نیاز است.
این یادداشت را اگر میپسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #293
4.09K