سرنوشت میراث آتاترک، رضاشاه و امانالله خان
امیر هاشمی مقدم: بیبیسی
توضیح: این یادداشت را چهار سال پیش در بیبیسی منتشر کرده بودم که هفته پیش دوباره در وبسایت این خبرگزاری، به دلیلی که من نیز نمیدانم، بازنشر گردید. اما به هر رو بهانهای شد برای انتشارش در کانال تلگرامم.
آتاترک (ترکیه)، رضاشاه (ایران) و امانالله خان (افغانستان)، بهعنوان رهبران کشورشان نهتنها در یک دوره همزمان میزیستند، بلکه هر سه در صدد ایجاد تغییراتی بنیادین و مشابه در کشورشان بودند.
برای نمونه هر سه خواهان مدرن کردن کشورشان بوده و در این راه، پیرو این ایده مدرنیزاسیون بودند که نهادها و سنتهای ابتدایی جامعه، مانع از مدرنیزاسیون میشود. بنابراین کشف حجاب را با همسر خودشان آغاز و سپس برای همگان اجباری کردند؛ به آموزش همگانی همت گماردند؛ تلاش کردند قدرت نهادهای دینی را محدود کنند و... . هر سه در دورهای به قدرت رسیدند که کشورهای اروپایی با سرعت در حال پیشرفتهای مادی و تکنیکی بودند، اما این سه کشور آسیایی و مسلمان قابل مقایسه با آنها نبودند. آتاترک در این راه پیشگام مدرنیزاسیون کشورش بر پایه غربگرایی شد و رضاشاه و امانالله خان هر دو پس از سفر به ترکیه و دیدار با او، از وی تأثیر پذیرفتند. با این وجود میزان موفقیت برنامههای مدرنیزاسیون اینان، بسیار متفاوت بود و اسلامگرایان، به درجات گوناگون، مخالفان اصلی مدرنیزاسیون و غربگرایی این سه تن به شمار میآمدند. برای نمونه، حبیبالله خان کلکایی که شاه امانالله را در افغانستان به زیر کشید، در نخستین سخنرانیاش پس از تصرف کابل گفت:
«من اوضاع کفر و بیدینی و لاتیگری حکومت سابقه را دیده، و برای خدمت دین رسولالله کمر جهاد بسته کردم تا شما برادرها را از کفر و لاتیگری نجات بدهم. من بعد از این پول بیتالمال را به تعمیر مکتب خرج نخواهم کرد؛ بلکه همه را به عسکر خود میدهم که چای و قند و پلو بخورند، و به ملاها میدهم که عبادت کنند. من مالیات صفایی و محصول گمرگ نمیگیرم، همه را بخشیدم و دیگر [اینکه] من پادشاه شما هستم، و شما رعیت من میباشید.»...
ادامه یادداشت را در این لینک (کلیک کنید) خوانده، یا دکمه instant را در زیر، لمس کنید.
اگر این یادداشت را میپسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #287
2.13K