سخنرانان یکسویه
امیر هاشمی مقدم
دیروز چهلمین روز درگذشت پسرعمویم بود و در مسجد روستایمان مراسم داشتیم. از آنجا که برادرش (یعنی پسرعموی دیگرم) روحانی سرشناسی است، شماری روحانی نیز از جاهای دیگر آمده بودند؛ از جمله روحانیای که از قم آمده بود. از او دعوت کردند که چند دقیقهای سخنرانی کند. حدودا 10 دقیقه درباره اوضاع سیاسی و امنیتی منطقه و ایران سخنرانی کرد که به گمانم بیشتر از پنجاه تا سخن ناراست به زبان راند. از جمله اینکه:
⭕️«افغانستان تا سال 1357، از نظر علم و دانش در خاورمیانه در جایگاه نخست بود [منظورش این بود که وقتی پای امریکا در این کشور باز شد، از پیشرفت باز ماند]».
👆او حتی نمیدانست افغانستان نه بخشی از خاورمیانه، بلکه بخشی از آسیای میانه است و به هیچ روی در جایگاه نخست علم و دانش در آسیای میانه، خاورمیانه یا حتی همسایگانش نبوده است.
⭕️«خلیج فارس پس از انقلاب بود که خلیج فارس شد و همه کشتیهایی که از آن میگذرند، باید تنها به زبان فارسی ارتباط برقرار کنند».
👆کاش مکالمه تازه منتشر شده ناو جنگی انگلیسی با قایقهای گشتی ایرانی که همین چند روز پیش از سوی سپاه منتشر شده و گفتگویشان به زبان انگلیسی بود را میشنید.
⭕️«ایران تنها هرگاه حکومتی دینی برقرار کند، ابرقدرت میشود؛ از جمله کورش هخامنشی که حکومتی دینی برپا کرد و ابرقدرت جهان شد».
👆شگفت است که همه منابع تاریخی به این نکته اشاره دارند که کورش بزرگ به تساهل دینی باور داشته و به ادیان مغلوبان هم احترام میگذاشت و هرگز حکومتش دینی نبود؛ اما سخنران چنین ادعایی کرده.
و چندین سخن نادرست دیگر. پس از سخنرانیاش هم بلافاصله از مسجد (و احتمالا روستا) بیرون رفت.
پس از او چند دقیقهای مداحی کردند و سپس، یک روحانی دیگر که اهل خود روستایمان است روی منبر رفت و گلایه کرد که چرا از آن روحانی پیشین که قرار نبوده سخنرانی کند، دعوت کردند روی منبر برود و وقت سخنرانی او را بگیرد. بعد هم درباره یکی دو موضوع فرهنگی روستا صحبت کرد. از جمله درباره رسم «نعلت خدا» (لعنت خدا) که در میان برخی از بختیاریها رایج است. در این قرارداد اجتماعی، اهالی یک روستا یا طایفه پیمان میبندند که از این پس وقتی کسی از دنیا رفت، برایش لباس سیاه نپوشند، هزینه زیادی نکنند (مثلا در حد یک چای برای سوم، هفتم و چهلم در مسجد)، قرآنخوانی شبهای جمعه با حضور شمار اندکی قاری باشد و تنها با پذیرایی یک چای (و بدون شام) و... . بندهای این قرارداد میتواند بیشتر یا کمتر باشد. بعد هم نفرین میکنند که اگر کسی این قرارداد را اجرا نکند، خداوند لعنتش کند. در روستای ما هم حدود سی سال پیش چنین قراردادی بستند و خیلیها هم روی برگه امضا کردند که به آن پایبند خواهند بود. روحانی نسبت به این مسئله اعتراض و انتقاد شدید کرد و میگفت اهل افراط و تفریط نباشیم.
شب دوباره در خانه پسرعمویم ختم قرآن بود و سپس همان روحانی (دومی) که اهل روستاست، باز همین نقد را به این رسم وارد کرد؛ اما به یکباره با اعتراض و انتقاد اهالی روبرو شد. حتی یکی از اهالی، او را متهم کرد که خودش هم پای این قرارداد را امضا کرده بود. صاحب مجلس عزا هم تلاشش برای پایان دادن به این بحث، نتیجه چندانی نداد؛ چون همزمان چندین نفر به این سخنان اعتراض داشته و سخنرانی روحانی را قطع میکردند. البته یک انتقاد به اهالی روستایمان اینست که از رسم «نعلت خدا»، تقریبا تنها همان پیراهن سیاه نپوشیدن را دارند و پس از درگذشت کسی، هزینههای سرسامآور شام و ناهار و... برای چندصد نفر، پا برجاست.
اما دیشب برایم تجربه جالبی بود؛ اینکه اهالی یک روستا در این حد میدانند و میفهمند که اگر کسی سخنان نادرستی (به باور آنان) بر زبان راند، حتی اگر روحانی باشد، با او مجادله کنند. شوربختانه روحانیان متکلم وحده هستند؛ سخنانشان را بر زبان میرانند و بنا بر عرف و تقدسمآبی، کسی را یارای نقد آنان نیست. در حالیکه مثلا یک استاد دانشگاه، خیلی راحت توسط دانشجویانش سر کلاس نقد میشود. ممکن است عصبانی شود، مجادله کند و حتی (شوربختانه) دانشجو را هم از کلاس بیرون بیندازد؛ اما تابویی در کار نیست. اما درباره روحانیون، تابویی (به باورم نادرست) بسیار پر رنگ در کار است که چنین اجازهای را به کسی نمیدهد. در حالیکه برخی روحانیون (همچون سخنران نخست قمی) سخنانشان پر است از ادعاهای نادرست و پوچ.
امیدوارم خود روحانیون نو اندیش، در این زمینه پیشگام شده و باب گفتگوهای دو سویه را باز کرده و آنرا به جای سخنرانیهای یکسویه بنشانند. این برای خودشان نیز بهتر است (چه برای تصحیح اطلاعات نادرستشان؛ و چه از نظر دقت بیشترشان برای سخنرانیهای دیگر، که هر ادعایی را بدون پشتوانه قوی، بیان نکنند).
اگر این یادداشت را میپسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #281
4.22K