«دنیا دیده»
امیر هاشمی مقدم
این نقل قول را با یکدیگر بخوانیم:
«یه روز یکی از این حزباللهیهای دولتی که با من تو فرودگاه دقیقهای همصحبت شده بود و متوجه شده بود که آدمی هستم بسیار دنیا دیده، از من پرسید به نظر شما باید چیکار کنیم که اقتصاد ایران بهتر بشه؟ جواب دادم که راحتترین کارش آزاد کردن مشروبه! فکر کرد شوخی میکنم. جواب داد سوال جدی بود. من هم جواب دادم جواب من هم بسیار جدی بود، جدیتر از اونی که تصورشو میتونید بکنید. بعد توضیح دادم: وقتی تو کشور مشروب آزاد باشه میلیاردها دلار پول ایرانیها خرج نمیشه تا برن مسافرت، دبی و آنتالیا و گرجستان و تایلند تا در آزادی لبی به مشروب بزنند و تنی با آب! و این پول در داخل کشور و سواحل زیبای کشور خودمون سرمایهگذاری خواهد شد. وقتی مشروب آزاد باشه حتما آزادی انتخاب لباس هم هست. پس میشه میلیونها توریست رو به ایران روانه کرد اونهم نه از نوع توریست گدا گشنه عراقی و پاکستانی که برای دیدن امامزادهها میان و نه تنها پول خرج نمیکنند بلکه باعث اشاعه فحشا هم میشن بلکه از نوع توریست پولدار و مرفه و شیک اروپایی، آمریکایی، ژاپنی، کرهای و غیره» (پایه: کانال هلدینگ).
نقل قول بالا، بخش ابتدایی یک یادداشت دراز درباره گردشگری است که یک آدم به قول خودش «بسیار دنیا دیده» آنرا نوشته. اما درباره این دنیا دیدگی چند نکته را باید شرح داد.
هر کسی که دو بار به ترکیه، تایلند یا مالزی رفت، دنیا دیده نمیشود. حتی اگر تور اروپا و امریکای شمالی یا چندین کشور افریقایی را هم برود، باز هم دنیا دیده نیست. او یک گردشگر است که کشورهای زیادی را رفته. بیشتر گردشگران را بهطور کلی نمیتوان دنیا دیده نامید. حتی در دانش گردشگری هم برای اینکه این دو گروه بهتر از یکدیگر شناخته شوند، یکی را گردشگر (توریست) و دیگری را جهانگرد (تراولر) مینامند. جهانگرد است که میتواند دنیا دیده باشد. سعدی، ناصر خسرو، ابن بطوطه، مارکوپولو و بسیاری دیگر که سفرنامههایشان را خوانده یا دستکم نامشان را شنیدهایم، به تعبیر امروزی، جهانگرد بودهاند. اکنون هم جهانگردان زیادی داریم. برای نمونه، کسی که پیش از سفر درباره جایی که میخواهد برود، جستجو میکند و میخواند؛ سپس کولهبارش را میبندد و راه میافتد. در شهر و کشور مقصد، با مردم آنجا دمخور میشود؛ در زندگیشان غوطه میخورد؛ سرک میکشد به اینجا و آنجا و درباره فرهنگ و زندگیشان میآموزد. اما گردشگری که تور میخرد و میرود یک هفته در هتل جا میگیرد و چند جاذبه معروف مقصد را هم رفته و در آنجا سلفی میگیرد، کجا و آدم دنیا دیده کجا؟
شاید خبر چند هفته پیش را خوانده باشید که «لکسی الفورد» امریکایی، جوانترین کسی است که رکورد سفر به همه کشورها را زده و نامش در کتاب گینس ثبت شده و در 21 سالگی توانسته 196 کشور جهان را بگردد. او هم یک گردشگر است و نه یک جهانگرد. او تنها رکورد زده و بس. اگر از 15 سالگی هم سفرهایش را آغاز کرده باشد، در شش سال نزدیک دویست کشور را رفته که میشود سالانه بیش از 30 کشور و ماهانه تقریبا دو و نیم کشور! چنین شخصی بیگمان نمیتواند ادعای دنیا دیدگی کند. در یک یا دو هفته از یک کشور، فرهنگ، تاریخ، زبان و جغرافیایش چه میتواند بفهمد؟ شمار مهرهای درون گذرنامه، نشان دنیا دیدگی نیست.
اینها همه به کنار. اگر میرویم یک هفته ترکیه یا مالزی را میگردیم و از دیدن میلیونها گردشگر در آن کشورها شگفتزده میشویم، معنایش این نیست که با چم و خم گردشگری آشنا شده و رمز پیشرفت آنرا دریافتهایم. برای نمونه برخلاف تصور نوشته بالا، نه آزاد شدن مشروبات الکلی لزوما گردشگر به کشور میآورد (وگرنه در بیشتر کشورها الکل آزاد است، اما همه آنها گردشگری پیشرفتهای ندارند)، نه این آزادی مانع از سفر ایرانیان به کشورهای دیگر میشود (وگرنه مردمان کشورهایی که الکل در آنها آزاد است، به مسافرت نمیرفتند)، نه لزوما گردشگر اروپایی و امریکایی بیشتر از گردشگر عرب پول خرج میکند (که برعکس، گردشگران عرب عموما دست و دلبازی زیادی در پول خرج کردن هنگام سفر دارند و رقابت برای جذب آنها بالاست)، و نه گردشگران عرب مایه اشاعه فحشا در ایران میشوند (که در یادداشت «گردشگران عرب و دختران ایرانی» مفصلا توضیح دادهام). هرچند نمیتوان کتمان کرد که آزادی الکل میتواند انگیزه گردشگر را برای آمدن به کشور قویتر کرده و یا بخشی از پولی که برخی گردشگران ایرانی در سفرهای خارجی برای زیادهنوشی الکل هزینه میکنند را کاهش دهد؛ اما تکعاملی نگاه کردن به دلایل ضعفمان در گردشگری، آسیبی است که شوربختانه حتی در نگاه بسیاری از مدیران دولتی مرتبط با گردشگری (که عموما هیچ سررشتهای در این دانش ندارند) هم دیده میشود.
اگر این یادداشت را میپسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #275
2.67K