زمینههای رشد تجزیهطلبی در جمهوری اسلامی
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
چکیده: دیروز گفتگوی سعید حجاریان با وبسایت خبری انصافنیوز درباره خطر تجزیهطلبی که بهطور جدی کشور را تهدید میکند، منتشر شد (در اینجا). البته این خطر دستکم دو دهه است که بهطور جدی کشور را تهدید میکند و دلسوزان سالهاست هشدار میدهند، اما با کتمان حاکمیت و حتی بخشی از فعالان سیاسی-اجتماعی بیرون از حاکمیت روبرو میشد. اتفاقا چند ساعت پس از انتشار این گفتگوی حجاریان، احمد زیدآبادی با انتشار یادداشتی در کانال تلگرامیاش (اینجا)، مهر تاییدی زد بر بیتوجهی فعالان سیاسی و اجتماعی کشور درباره مقوله تجزیهطلبی. زیدآبادی در این یادداشت به حجاریان خرده میگیرد که چرا «موضوعاتی را مطرح کرده است که طرح آنها نه فقط به صلاح کشور نیست، بلکه اصولاً هیچ پایه و اساس واقعی ندارد».
حجاریان در آن گفتگو اشاره کرده که دشمنان کشور (از امریکا گرفته تا عربستان و...) در تلاشند تا ایران را بهویژه از نظر قومی و مذهبی به سوی تجزیه بکشانند. سپس پیشنهاد داده اپوزیسیون دلسوز ایران که مخالف تجزیهاند، باید با پوزیسیون در این باره متحد شوند و جلوی تحریم و جنگ را بگیرند، سپس به «کمپینهای مشترک فکر کنند». یکم اینکه اپوزیسیون عموما مخالف تحریم و جنگ بوده، مگر برخی گروههای رسما تجزیهطلب و یا امثال سازمان مجاهدین خلق، که به هیچ روی نه از نگاه کمی و نه از نگاه کیفی اینها اپوزیسیون غالب نیستند. ضمن آنکه شوربختانه بیاعتمادی ناشی از دعوت به همکاری از ایشان در بزنگاههای حساس همچون تحریم یا انتخابات، و موضعگیری و طرد دوباره آنان پس از گذر از شرایط حساس، مانعی بر سر اتحاد آنان با حاکمیت است.
دوم اینکه پیش از هرگونه اتحادی در برابر تجزیهطلبی، نادیده گرفتن نقش ناخواسته خودِ حاکمیت در این چهار دهه در گسترش و رشد تجزیهطلبی در ایران، باید شناسایی و به کنار نهاده شود؛ وگرنه هر گونه فعالیتی در برابر جریانهای تجزیهطلب، سودمندی و کارایی لازم را نخواهد داشت. مولفههای این نقش در دو گروه مستقیم و غیرمستقیم در زیر (و البته بهصورت بسیار چکیده) میآید.
الف) نقش مستقیم حاکمیت در رشد تجزیهطلبی
شوربختانه پس از انقلاب که با مبارزه با و سرنگونی حکومت پهلوی به دست آمد، هر آنچه به دوره پهلوی مربوط بود مورد نفی و طرد قرار گرفت و تلاش شد تخریب شود. شاید آشکارترین نمونهاش، مخالفت با داشتن فناوری هستهای و مجازات عاملان آن پس از انقلاب بود. اما از آنجا که حکومت پهلوی خیلی روی ملیگرایی ایرانی تاکید داشت، جمهوری اسلامی تلاش کرد عکس آن عمل کند که برخی نمودهایش در زیر میآید. برای خواندن توضیحات مفصل هر یک از این نمودها، اینجا یا دکمه Instant در پایین این یادداشت را لمس کنید.
الف 1- نفی ملیگرایی،
الف 2- تخریب نمادهای ملی،
الف 3- میدان دادن به تجزیهطلبان،
ب) نقش غیرمستقیم حاکمیت در رشد تجزیهطلبی:
در کنار عوامل بالا که تجزیهطلبان مستقیما از رفتارهای حکومت ایران سوءاستفاده میکنند، برخی از دیگر دیگر رفتارهای جمهوری اسلامی را نیز میتوان برشمرد که غیرمستقیم مایه تقویت تجزیهطلبی میشود که در اینجا به چند مورد آن اشاره میگردد:
ب 1- دشمنتراشی،
ب 2- تضعیف اقتصاد و روابط بینالملل،
ب 3- تضعیف فرهنگ ایرانی،
ب 4- نظارت استصوابی،
(برای خواندن توضیحات کامل هر یک از عوامل بالا، اینجا یا دکمه Instant در پایین را لمس کنید).
به هر روی تا بدنه حاکمیت از یکسو و فعالان سیاسی و اجتماعی بیرون از حاکمیت از دیگرسو به وجود این نقاط ضعف در کشور که نه تنها دست تجزیهطلبان را باز گداشته، بلکه گاه همچون موتور محرکه آنان عمل میکند اذعان نکرده و گامهای جدی در راستای از میان برداشتن آنها بر ندارند، سخن گفتن از «اتحاد اپوزیسیون با پوزیسیون در برابر تجزیهطلبی» و یا برخورد با برخی تجزیهطلبان (در حالیکه زمینههای آفرینش تجزیهطلبی فراهم است)، سودی نخواهد داشت.
این یادداشت را اگر میپسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #274
5.89K