عرفی شدن کودکان
امیر هاشمی مقدم
حالا که خبر قتل همسر جوان محمدعلی نجفی پخش شده، من هم از فرصت استفاده کرده و به موضوع نسبتا بیربطی بپردازم. سال پیش که خبر ازدواج نجفی با این بانوی جوان خبرساز شد، خیلیها به طعن و تمسخر نوشتند که منظور از «کمر درد» نجفی که بهانه استعفایش از شهرداری تهران بود، آشکار گردید. من واقعا نمیدانم میان ازدواج دوم آقای نجفی و استعفایش از شهرداری تهران ارتباطی هست یا نه، فعلا هم کسی چیزی درباره قتل همسرش نمیداند. اما این را همگان میدانند که استعفای نخست نجفی دقیقا زمانی بود که به خاطر حرکات شبهرقص کودکان در جشن شهرداری تهران، زیر فشار گروهها و رسانههای تندرو قرار گرفت.
گمان میکنم برخی مسئولان که هر بار با پخش یک آهنگ یا رقص کودکان واکنشهای شدید نشان داده و فشارهایشان را برای محدودتر کردن فضا افزایش میدهند، دون کیشوتهایی هستند که به جنگ آسیابهای بادی میروند. گستردهتر شدن موسیقی پاپ و رقص و ورزشهای شبهرقص که با وجود داشتن طرفداران بسیار، کلاسهایشان خیلی اوقات به تعطیلی کشیده میشود، بخشی از فرایند جهانیای است که نمیتوان جلوی آنرا گرفت؛ همچنانکه بخشی از فرایند عرفی شدن جامعه هم هست.
مردم ایران در حال تقدسزدایی و عرفی کردن بسیاری از بخشهای زندگیشان هستند و این، به معنای دینستیزی ایشان نیست. اتفاقا دین در زندگی سکولارترین ایرانیان نیز همچنان نقش پررنگ و اثرگذاری دارد. اما حوزه قدسی و حوزه عرفیشان را از یکدیگر جدا کردهاند؛ همانگونه که زندگی فردی و زندگی اجتماعیشان را مرزبندی میکنند. بنابراین کسی که موسیقی پاپ گوش میدهد یا حتی میرقصد را نمیتوان بیدین یا ضد دین دانست، بلکه او وجود هر دو را لازم میداند و خودش هم میان این دو حوزه، تعادل برقرار میسازد.
البته چنین پدیده و رفتاری تنها ویژه ایران نیست. همین روزهای ماه رمضان در دانشگاهمان، دختران ترکیهای بسیاری را میبینم که بدون حجاب اسلامی و حتی با لباسهای کوتاه، دست در دست دوست پسرانشان راه میروند؛ در حالیکه روزه هستند و هنگام ورود به مسجد برای نماز خواندن، خودشان را با لباسهایی که آنجاست، میپوشانند. روحانیون ترکیه هم این رفتار جوانان کشورشان را نمیپذیرند، اما برای جوانان ترکیه، دین به منزله امری شخصی است که باور دارند خودشان بهتر میدانند در زندگی چگونه مدیریتش کنند. جالب است که اگر کسی در حضور همین دختران بیحجاب ترکیه، نقدی به اسلام وارد کند، به شدت موضع گرفته و از اسلام دفاع میکنند. و اگر به ایشان گفته شود پس چرا آنگونه که اسلام دستور داده، حجابشان را رعایت نمیکنند، میگویند این امری است شخصی و میان خود و خدایشان.
اما درباره جهانی شدن که بسیاری از منتقدان باور دارند همه فرهنگها را به سود فرهنگ امریکایی از میان برده و یکشکل میکند، باید توجه داشت که جهانی شدن دارد همزمان گوناگونی فرهنگی را گسترش میدهد. مثلا موسیقی پاپ بهعنوان یک موسیقی غربی در فرایند جهانی شدن، در تقریبا همه کشورها و فرهنگها رایج شده. اما حتی اگر آهنگ بیکلام پاپ ایرانی را برای ایرانیان پخش کنید، به سادگی تشخیص میدهند که این موسیقی ایرانی است و با پاپ غربی تفاوت دارد. یا مثلا یکی از رموز موفقیت مک دونالد (که بهعنوان نماد جهانی شدن یا امریکایی شدن شناخته میشود و برای همین خیلی اوقات به جای اصطلاح «جهانی شدن» یا «گلوبالیزیشن»، از «مک دونالدیزشین» یاد میشود) این است که ساندویچهایش را در هر کشور و فرهنگی، متناسب با ذائقه مردمان همان فرهنگ ارائه میدهد.
بهطور خلاصه، هر کشوری فرایند جهانی شدن را در چارچوب فرهنگ خودش میپذیرد. از همین روست که نفی نکردن و در عوض آشنایی عمیقتر با تحولات فرهنگی جهانی شدن، قدرت چارچوببندی مستحکمتر فرهنگ خود را افزایش میدهد.
ممکن است بپرسیم خب حالا این وسط تکلیف موسیقی چندصد یا چند هزار ساله سنتیمان چه میشود؟ خب موسیقی سنتیمان سر جایش هست و اتفاقا خیلی هم بیشتر از گذشته طرفدار دارد (برای نمونه، پنجاه سال پیش توی خیلی از شهرهای کوچک ما شاید یک نوازنده تار یا کمانچه پیدا نمیشد، اما اکنون توی همان شهرها چندین کلاس موسیقی سنتی تشکیل میشود). موسیقی پاپ و جاز و... تنها به فراخور زمانه، کنار موسیقی سنتیمان نشسته و به غنای موسیقی سرزمینمان افزوده است. که بهعنوان یک طرفدار پر و پا قرص موسیقی سنتی، به نظرم رخداد خوب و سودمندی است.
شاید دیدن کلیپ زیر به خوبی نشان بدهد واکنش تند نشان دادن به آهنگ ساسی مانکن یا رقص کودکان در جشن شهرداری، آب در هاون کوبیدن است. آنگونه که در کتاب «سر بر آستان قدسی، دل در گرو عرفی» آمده، این فرایند عرفی شدن در ایران با شدت در جریان است و تنها راه، پذیرفتن و شناخت بهتر آن برای برنامهریزی و مدیریت است.
این یادداشت را اگر میپسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Post #259
4.2K