امامزاده بیژنها زندهاند!
امیر هاشمی مقدم
چند سال پیش بود که در گفتگویی با خبرگزاری ایسنا، از پیداش امامزاده در گوشه و کنار ایران انتقاد کرده و بیشتر به استان مازندران که ساکن آنجا بودم پرداختم. در این میان، گریزی هم به امامزاده بیژن در روستای کپ سفلی (منطقه سردسیری شهرستان نور) زده و توضیح دادم در گفتگویی که با مردم آن روستا درباره این امامزاده داشتم، روایتهای زیادی دربارهاش گفته شد؛ از جمله اینکه در این روستا دو تا امامزاده هست که در یکیشان جن دیده میشود و در این یکی، نه. برای همین، آنرا امامزاده «بیجن» میگفتند که بعدها بیژن شد. آن گفتگویم با ایسنا (در اینجا)، سر و صدای زیادی در رسانههای داخلی و خارجی به پا کرد و سازمان اوقاف را به پاسخگویی و تهدید واداشت. اما نکته جالب اینکه چند روز پس از انتشار آن گفتگو، همان سازمان اوقاف که مرا متهم به بیان سخنان نادرست و موهن کرده بود، تابلوی امامزاده را از بیژن به بیجن تغییر داد!
حالا این روزها سخن از امامزاده شدن پدر یکی از نمایندگان مجلس (آقای میرزاده) در شهرستان گرمی استان اردبیل به میان است. شخصی که گویا قرآن میخوانده و پول میگرفته و خودش هم وصیت کرده برایش آرامگاه بسازند. آقای نماینده هم مدعی است که این امامزاده شدن، هیچ ربطی به وی ندارد (در اینجا). در حالیکه گویا بر سر متولی شدن برای این آرامگاه، کار به دادگاه کشیده و حکم به تولیت فرزندانش داده شده است (در اینجا بیشتر بخوانید) و بنابراین فرزندان وی نمیتوانند ادعا کنند که در این زمینه نقشی نداشتهاند.
البته سازمان اوقاف به تازگی اعلام کرده که اجازه ساخت امامزاده جدید را نمیدهد. نفس این سخن بدین معناست که تاکنون چنین اجازهای داده میشد؛ بهویژه که نگاهی به فعالیتهای این نهاد در چند دهه گذشته نشان میدهد اتفاقا با روی خوش به پیشواز امامزادهها و زیارتگاههای جدید میرفت. شخصا در بسیاری از استانها (حتی سیستان و بلوچستان که کمترین شمار امامزادهها را در میان استانهای کشور دارد) بارها دیدهام که چگونه با تابلو زدن سازمان اوقاف یا شیوههای دیگر، به زیارتگاههای نوساخته رسمیت میبخشند.
شوربختانه در پیدایش امامزادهها چند نکته منفی هست که سازمان اوقات و دیگر مسئولان چشمانشان را بر آنها بستهاند:
1⃣ سوءاستفاده برخی افراد از امامزادهسازی است که با تحریک باورهای دینی مردم از یکسو و تایید سازمان اوقاف (که شاید بیارتباط با درآمدزایی زیارتگاهها نباشد)، به خالی کردن جیب مردم میپردازند.
2⃣ گسترش واژه امامزاده به هر شخص حتی معاصری، طبیعتا راه را برای تداوم امامزادهسازی هموار کرده و بنابراین با یک بخشنامه توقف امامزادهسازی، نمیتوان از آن پیشگیری کرد.
3⃣ این گسترش امامزادهسازی، نه تنها به گسترش دینداری نمیانجامد، بلکه باور ایرانیان به امامزادههای اصیل هم کاهش یافته و با دیدن امامزادههای نوظهور، در اصالت امامزادههای واقعی نیز شک میکنند.
4⃣ این امامزادهسازی، به هویت شیعه هم آسیب زده و به درستی بهانه به دست منتقدان تشیع میدهد.
5⃣ به قول دکتر جبار رحمانی (انسانشناس دین) توجه بیشتر مردم به امامزادهها، نه به معنای دینداری بیشتر مردم، بلکه به معنای بحرانی بودن شرایط جامعه و نیاز مردم به یاریجویی از نیروهای ماورایی برای گذر از این شرایط است. بنابراین به امامزادهها متوسل میشوند و همچون مناسک جادویی (در معنای انسانشناختیاش) بده و بستان میکنند؛ یعنی به قدرت ماوراء (در اینجا، امامزاده) نذر میدهند تا او گره از کارشان بگشاید. چنین بده بستانی، گردش مالی بالایی به وجود میآورد که بسیاری از افراد و نهادها را به سمت خودش میکشاند. بنابراین، این همه امامزاده و زیارتگاه از یکسو نشاندهنده شرایط بحرانی در جامعه است و از سوی دیگر نشاندهنده بازی منافع توسط برخی افراد و نهادها از این شرایط بحرانی است. افزایش امامزادهها برای مردم نشاندهنده افزایش گرایش آنها به مأمنی معنوی در جامعهای پرمخاطره و ناامن است؛ جامعهای که در آن امید و اعتماد به جهان اجتماعی رو به افول است. حتی نهاد سنتی دین نیز کفاف نیاز معنوی و مذهبی مردم را نمیدهد.
این یادداشت را اگر میپسندید، برای دوستانتان هم بفرستید.
دیگر یادداشتهای مرا میتوانید در کانال مقدمه (اینجا) بخوانید.
@moghaddames
Post #214
5.34K