افغانستانیها هم ما را مسخره میکنند!
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
دیروز کلیپ کوتاهی از گزارشگر افغانستانی درباره پخش زنده فوتبال در ایران در شبکههای اجتماعی دست به دست شد که واکنشهای بسیاری را در پی داشت. یک گروه میگفتند راست گفته؛ شمار بیشتری میگفتند حالا دیگر افغانستانیها هم ما را مسخره میکنند؛ و یک عده هم خونشان از اینکه یک افغانستانی ایران را مسخره کرده به جوش آمد و حتی در برنامههای زنده تلویزیونی هم به این گزارش، واکنشی تمسخرآمیز نشان دادند. درباره این مسئله باید چند نکته را باید یادآوری کرد:
🔷 آن گزارشگر افغانستانی تنها یک گزاره خبری را بیان کرد؛ بدون اینکه مسخره کرده یا حتی لحن طعنهآمیزی داشته باشد. اینکه برخی از ما حساس شدهایم و با بیان ساده برخی کمبودها (همچون امکان نداشتن پخش مستقیم فوتبال در کشورمان) واکنش نشان میدهیم، بیش از اینکه به عامل بیرونی ربط داشته باشد، به عوامل درونی مرتبط است.
🔷 این نخستین بار نیست ما جملاتی همچون «حالا دیگر افغانستانیها هم...» به زبان میآوریم. همین چند وقت پیش و در پی گران شدن رب گوجه در ایران و واردات آن از افغانستان، کلیپی پخش شد که یک ایرانی با سخنانی تأسفانگیز میگفت: «خاک بر سر ما که حالا دیگر باید از افغانستان رب گوجه وارد کنیم». اینگونه سخنان حقارتآمیز، نشانگر وجود نژادپرستی نزد برخی از ایرانیان است. واقعا نمیدانم چقدر این ادعای «ایران قدرتمند در منطقه قدرتمند» که دولت آقای روحانی تاکنون بارها بیان کرده، خط مشی واقعی دولتمردان و فراتر از شعارهای همیشگی است؛ اما بیگمان رمز موفقیت ایران یا هر کشور دیگری در داشتن همسایگان قدرتمند و پیشرفته است. بنابراین یک ایرانی باید از اینکه افغانستان و دیگر همسایگانمان توسعه یابند، خرسند باشد. اینکه افغانستان کالاهای خوب تولید کند، زنان این کشور از رفتن به ورزشگاه محروم نیستند و حتی پیش از برگزاری مسابقات فوتبال، کنسرت در ورزشگاه برگزار میکنند، نمیتواند و نباید مایه ناخرسندی ایرانیان شود.
🔷 از قضا برخی از گزارشگران ورزشی ایران تاکنون بارها افغانستانیها را بدون دلیل مورد توهین و تمسخر خود قرار دادهاند. برای نمونه وقتی تکواندو کار ایرانی روبروی حریف افغانستانی قرار گرفت، گزارشگر با لحن تمسخرآمیز میگوید: «مورچه چیه که کله پاچهاش چی باشه». سه سال پیش نیز هنگام بازی تیمهای فوتیال امید ایران و افغانستان در ورزشگاه آزادی، گزارشگر ایرانی به تماشاگران پرشمار افغانستانی توهین میکند. اما در نقطه مقابل و با یک گزاره خبری ساده، این میزان واکنش تند نشان دادن، شگفتانگیز است.
🔷 برخی از مجریان ایرانی، با واکنشی تمسخرآمیز به آن گزارش افغانستانی پاسخ دادند. یعنی در واقع به اتهام مسخره شدن، خودشان دیگران را مسخره میکنند. جدا از اینکه نا آگاهانه لهجه فارسی افغانستانی (که از قضا زادگاه فارسی دری است و همچنان به شیوه فارسی هزار سال پیش نزدیکتر است) را به نوعی به سخره گرفتند، این نشان از ناکارآمدی نهادهای رسمی ما در ریشهکن کردن رفتارهای توهینآمیز و تمسخر گونه در میان کارمندان و کارکنانشان از یکسو، و بیثمر بودن گزینشهای طولانیمدت برای پذیرش و استخدام از سوی دیگر دارد؛ گزینشهایی که به نظر میآید سلامت اخلاقی در آن چندان جایگاهی نداشته و تنها برخی وابستگیهای سیاسی مهم است. این پدیده تاکنون بارها هم در صدا و سیما، هم در نیروی انتظامی و هم در بسیاری از نهادهای دیگر مایه بدنامی ایرانیان شده است. هر بار ابتدا مسئولین این نهادها با انکار ماجرا یا توجیههایی همچون «قصد اهانت نبوده» و...، تلاش دارند مسئله را نادیده بگیرند و نهایتا پس از انتقادات بسیار، قول رسیدگی میدهند. رسیدگیای که هرگز جامه عمل به خود نمیپوشاند؛ وگرنه شاهد تکرار دوباره این رفتارها نبودیم.
🔷 دست آخر ما درباره افغانستانیها دچار پدیدهای شدهایم که جامعهشناس معروف، آنتونی گیدنز آنرا «بلاگردانی» مینامد؛ یعنی افغانستانیها را در زمینههایی گناهکار میدانیم و سرزنش میکنیم که واقعا ربطی به آنها ندارد، بلکه خود ما توانایی حل اصولیاش را نداریم و بنابراین به دنبال یک دیوار کوتاه میگردیم تا تقصیر را به گردن او بیندازیم. باور کنیم نه آن گزارشگر افغانستانی ما را مسخره کرد، و نه او مقصر حضور نیافتن زنان ایرانی در ورزشگاه یا پخش با تاخیر فوتبال در تلویزیون ایران است.
این یادداشت را اگر میپسندید، برای دوستانتان هم بفرستید.
دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال تلگرامی مقدمه (اینجا) بخوانید.
@moghaddames
Post #201
12.7K