فارسیدوستی و باستانگرایی قاجاریان
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
چکیده (متن کامل در اینجا): برخی قومگرایان میگویند که بیشتر حکومتهای ایران سده سوم پس از اسلام تا قاجار، ترک بودند؛ اما پهلوی که آمد، سیاست باستانگرایی و فارسیگرایی را در پیش گرفت و زبانهایی همچون ترکی را به کناری نهاد.
در این یادداشت نشان میدهم که حتی اگر قاجار باقی مانده بود، باز هم همین روش در پیش گرفته میشد.
✅ تا نیمه دوره قاجار همچنان شاهنامه اصلیترین منبع تاریخ ایرانیان بود و شاهان قاجار نیز شاهنامه را پاس میداشتند. آغامحمدخان دستور داده بود شبها برایش شاهنامه بخوانند. اما فتحعلی شاه خودش شاهنامهخوان بود و دستور داد تاریخ قاجار و رشادتهای عباس میرزا در جنگ با روس را در کتابی به نظم شاهنامه بسرایند که «شهنشاهنامه صبا» نام گرفت.
خود عباس میرزا، آنچنانکه منشی سفیر انگلیس در خاطراتش نوشته، «شاهنامه فردوسی را بسیار دوست دارد و همیشه آنرا مطالعه میکند».
✅ باستانگرایی هم از دوره قاجار آغاز میشود. بهویژه از دوره فتحعلی شاه. «تاج کیانی» نخستین بار پس از فروپاشی ساسانیان، به دستور همین فتحعلی شاه ساخته شد و بر سر او و شاهان بعدی قاجار جای گرفت. اما آنچنانکه عباس امانت در «قبله عالم» نشان داده، در دوره ناصرالدین شاه این باستانگرایی اوج میگیرد.
در میان مردم نیز، عموما آذربایجانیهایی همچون میرزا فتحعلی آخوندزاده و زینالعابدین مراغهای جزو پیشگامان باستانگرایی بودند.
باستانگرایی در بسیاری از جنبههای هنر قاجار هم رسوخ کرد. از فرشبافی و تصویرسازی کتابها گرفته تا کاشیکاری و دیگر تزئینات خانهها و کاخهایی که بیشترشان برای شاهان و شاهزادگان قاجار ساخته میشد. برای نمونه، «فرش هوشنگشاهی» در همین دوره رواج یافت. در این گونه فرش، تصاویر شاهان باستان ایران بر روی فرش بافته میشد که چون بیش از همه تصویر هوشنگ بود، به فرش هوشنگشاهی شناخته میشد. در بسیاری از این فرشها، تصویر شاهان قاجار در کنار تصویر هوشنگ یا دیگر شاهان باستان بافته میشد.
✅ سرهنویسی فارسی، یعنی تنها به کار گرفتن واژههای فارسی و دوری گزیدن از واژههای عربی، نخستین بار در دوره قاجار و آن هم بیشتر به دست شاهزادگان قاجار آاغاز گردید. جلالالدین میرزا، پسر فتحعلی شاه قاجار کتاب «نامه خسروان» را در ستایش شاهان ایران باستان به فارسی سره نوشته است. سالها بعد، نادرمیرزای قاجار که از نوادگان فتحعلی شاه بود، این سرهنویسی فارسی را در کتاب ارزشمند «خوراکهای ایرانی» پی گرفت؛ آن هم در شهر تبریز.
✅ اما کنار رفتن زبانهای محلی به نفع زبان ملی هم نه از دوره پهلوی، بلکه از دوره قاجار آغاز گشت. چه در مدارسی که در دوره قاجار به شیوه مدارس مدرن گشایش یافت و تنها به زبان فارسی تدریس میشد (ناگفته نماند که در مکتبخانههای قدیمی و پیش از قاجار نیز تنها زبان فارسی و عربی آموخته میشد، حتی در تبریز و دیگر نقاط کشور)، چه در برگردان آثار و کتابهای اروپایی به زبان فارسی (و نه زبانهای محلی همچون ترکی آذری). جالب اینکه هم بنیانگذاران مدارس نوین در ایران خودشان همچون میرزاحسن رشدیه تبریزی، اهل آذربایجان بودند و هم بیشتر مترجمان و نویسندگان سالهای پایانی دوره قاجار.
✅ در این میان از همه جالبتر، حکایت واپسین نسل خاندان شاهان قاجار است که از میان دو زبان ترکی که زبان قومیشان بود و زبان فارسی که زبان ملیشان، دومی را برگزیدند. شاهزاده «سلطانعلی میرزا» برادرزاده احمدشاه که واپسین رئیس ایل قاجار بود، در گفتگو با بیبیسی در سال ۱۳۹۱ شرح میدهد که مادر احمدشاه قاجار که در تربیت او نقش بهسزایی داشت، به وی تنها زبان فارسی را آموخت و برای همین بود که سلطانعلی میرزا زبان ترکی را نمیدانست. همچنین در همان گفتگو اشاره میکند که پدرش، سلطان مجیدمیرزا قاجار (برادر احمدشاه) چگونه به او تاکید میکرده که در فرانسه بر هویت ایرانیاش پافشاری کند.
✅ بسیاری از نوادگان قاجار، همچنان در ایران هستند. جالب این است که تقریبا همه این افراد هم تنها زبان فارسی را میدانند و نه زبان ترکی آذری. بسیاری از اینان، انتقادات زیادی به حکومت پهلوی دارند؛ اما سیاست زبانی در این میان جایی ندارد؛ بلکه بیشتر به خاطر بیش از حد سیاه و تاریک نشان دادن دوره قاجار دلخورند. جالب آنجاست که برخی از این قجرزادگان، اکنون در صف مقدم مبارزه با قومگرایی، دفاع از تاریخ ایران باستان و همچنین زبان فارسیاند و همین است که برخیشان به شدت نزد جریانهای قومگرا، منفورند.
✅ نگاه منفی به این دوره (بهویژه برای عهدنامههای ترکمانچای و گلستان) باعث شده بسیاری از جنبهها و زوایای این دوران، نادیده گرفته شود.
اگر این یادداشت را میپسندید، برای دوستانتان هم بفرستید.
دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه (اینجا) بخوانید.
Post #167
10.7K