همین ساحل دریای خزر ما را بس!
امیر هاشمی مقدم: خبرگزاری مهر
چکیده: بحث ناکامی ایران در کنوانسیون دریای مازندران همچنان داغ است. یکی از انتقادات که در چارچوب طعنه بیان میشد، این بود که برای مسئولین ما، همین ساحل دریای مازندران (و حتی نه خط ساحلی 10 مایلیاش) کافی است تا بتوانند طرح امر به معروف را اجرایی کنند.
آنچنانکه سالها پیش در کتاب «بررسی متون طنزآمیز عامیانه ایرانی» نشان دادیم، یکی از کارکردهای شوخی، بیان انتقادات به این زبان است. وافعیت این است که به دلیل نگرانیهای شرعی، از بخش مهمی از منافعی که میتوانستیم از دریای مازندران به دست آوریم، چشم پوشیدهایم. بیشتر گردشگران ایرانیای که به ترکیه میروند، یکی از گزینههایشان در طول سفر، تور کشتی (تنگه بسفر، دریای اژه، دریای مدیترانه و...) است. یعنی در واقع یکی از جاذبههای ترکیه برای گردشگران ایرانی، چیزی است که در شمال و جنوب کشورمان به سادگی در دسترس است، اما استفادهای از آن نمیشود. به بیان بهتر، اجازه استفاده از آن را نمیدهند.
تا آنجا که نگارنده میداند، تنها یک کشتی کوچک به نام «میرزا کوچک خان» در بندر انزلی بود که تور دریا برگزار میکرد؛ آن هم بهصورت بسیار محدود. که گویا در یکی از تورها، چند نفر از مسافران دستی فشانده و پایی کوبیده بودند و همین باعث شد مجوز فعالیت آن کشتی هم باطل شده و به گل بنشیند.
اجازه دهید از رویدادی که نگارنده بیشتر در جریانش بود، نمونه بیاورم. قرار بود در سال 1391، همایش بینالمللیای درباره گردشگری سواحل دریای مازندران برگزار کنیم. بنابراین در جلسهای در استانداری مازندران حاضر شدیم تا درباره اهداف چنین همایشی به مسئولین استانی توضیح بدهیم. در آن جلسه به جز ما، چند نفر دیگر هم که طرحهای بزرگی درباره مازندران در دست داشتند، برای بیان اهدافشان آمده بودند. از جمله یک ایرانی ساکن امریکا به همراه وکیلش آمده بود و میگفت 63 میلیون دلار سرمایه کنار گذارده برای راهاندازی راه دریایی از آستارا به خلیج گرگان که با کشتی تفریحی، هم مسافران ایرانی و هم مسافران جمهوری آذربایجان که میخواهند به زیارت امام رضا در مشهد بروند را، با این وسیله جابجا کند. اما نهادهای دولتی عملا به وی فهماندهاند که این کار، نشدنی است. تعجب میکرد چنین سرمایهای را آورده و میخواهد در زمینه توسعه گردشگری ایران آنرا به کار بگیرد، اما اجازه نمیدهند.
به هر رو، یکی از انتقادات اصلی به کنوانسیون اخیر درباره دریای مازندران، چشمپوشی ضمنی ایران از محدودهای است که چاههای نفتی پر ارزشی دارد. به نظر میآید نفت دریای مازندران را از دست دادهایم؛ اما همچنان فرصتهای زیادی برای بهرهبرداری از این دریا داریم که اگر درست به کار بگیریم، از درآمد نفت برایمان بیشتر خواهد بود و البته پیامدهای منفی صنعت نفت (همچون آلودگی دریا و...) را هم ندارد. گردشگری شاید بهترین فرصتمان باشد.
گردشگری در دریای مازندران (که نه تنها ساحل، بلکه روی خود دریا را هم در بر میگیرد) برای دو گروه میتواند جذاب باشد: نخست خود ایرانیان؛ و دوم، گردشگران برخی کشورهای همسایه همچون افغانستان و کشورهای عربی کناره خلیج فارس. اگرچه نگارنده تاکنون بارها به ضرورت توجه بیشتر به گردشگران افغانستانی و عرب پرداخته، اما در اینجا به بیان همین نکته بسنده میکند که در گردشگری، پیشداوریهای منفی و توجه به شایعات بیپایه، از پایهایترین موانع توسعه است.
با همه اینها، در راهاندازی تور کشتی دریای مازندران باید چند نکته را در نظر داشت:
1- مسئولین نهادهای مرتبط با دریای مازندران، به توافق قطعی در این باره برسند که آیا واقعا تصمیم به توسعه گردشگری در دریای مازندران دارند یا نه؟ بیگمان یافتن سرمایهگذار برای خرید کشتی و ساخت اسکله و... چندان دشوار نیست. همچنین اگر شخصی هنجارشکنی کرد، تنها باید با خود وی در چارچوب قانون برخورد شود، نه بیشتر. ضمناً باید در تعریفمان از هنجارشکنی هم بازنگری کنیم (هرچند به نظر میآید تا همینجا هم هیچ تعریف روشنی از هنجارشکنی نداریم و بنابراین همین است که با تفسیر به رأی یک مامور یا مسئول، دچار سردرگمی و دردسر میشویم).
2- پیش از راهاندازی تورهای کشتی، ارزیابیهای همهجانبهای از پیامدهای این طرح داشته باشیم. این ارزیابیها به ما امکان میدهد که به بهانه توسعه گردشگری، استانهای ساحلی دریای مازندران را بیش از این نابود نکنیم.
3- با توجه به حساسیت جامعه ایران به شهروندان برخی کشورهای همسایه، میتوان جاهای ویژهای را برای گردشگری خارجی در کنارههای دریای مازندران در نظر گرفت. گزینش این جاها پس از پایان ارزیابی پیامدها انجام شده و با همکاری مردم محلی خواهد بود.
اگر این یادداشت را میپسندید، برای دوستانتان هم بفرستید.
دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه (اینجا) بخوانید.
Post #165
3.06K