به ترکیه دل نبندید!
امیر هاشمی مقدم: فرارو
چکیده: کشمکشهای جاری بین دولتهای ترکیه و امریکا، بر اقتصاد این کشور و بهویژه نرخ ارز آن پیامدهای منفی گذاشته است. دولت امریکا نه تنها دو وزیر ترکیه را تحریم کرده، بلکه به تازگی بر کالاهای ترکیه عوارض بیشتری گذاشته و همچنان دارد خط و نشان میکشد. دولت اردوغان هم دارد مقاومت میکند. بخش قابل توجهی از مردم ترکیه هم با اردوغان همسو بوده و تاکنون چندین بار به درخواست وی، دلار و طلاهای خود را به بازار و صرافیها آورده تا از لیر ترکیه پشتیبانی کرده باشند. بخش دیگر اما رفتار قابل پیشبینیای از خود نشان دادهاند که در ایران هم زیاد دیدهایم؛ هجوم به صرافیها و خرید دلار و طلا.
حالا برخی مسئولین کشورمان، دل خوش کردهاند که ترکیه هم در این جبهه مقابله با تحریمها، در کنار ایران است. اخبار صدا و سیما هم مرتباً روی این موضوع مانور داده و گزارش پخش میکند. اما برحلاف بسیاری از پیشبینیها، نگارنده به دو دلیل باور دارد که ترکیه دیر یا زود کوتاه خواهد آمد.
نخستین دلیل، شکنندگی مقاومت اردوغان در موقعیتهای اینگونه است. ترکیه چهار سال پیش تجربه مشابهی را پشت سر گذاشت؛ هنگامی که جنگنده روسی را سرنگون کرد، بلافاصله با تحریمهای روسیه (در زمینه گردشگری، محصولات ترکیه، فروش گاز به ترکیه، ساخت نیروگاه اتمی و...) روبرو شد. همچنانکه پوتین خط و نشانهای زیادی هم برای ترکیه و شخص اردوغان کشید و گاهی ادبیات تندی علیه اردوغان به کار میبُرد. دست آخر، هنگامی که اردوغان پی به اشتباه محاسباتیاش (در زمینه پشتیبانی ناتو از اختلافش با روسیه) برد، با آنکه گفته بود هرگز برای سرنگونی هواپیما پوزشخواهی نخواهد کرد، بالاخره کوتاه آمد و رسماً پوزشخواهی کرد. در آن زمان، اردوغان نخواست با شاخ و شانه کشیدن و ادامه کشمکش با روسیه، به منافع ملی ترکیه آسیب بیشتری بزند.
اکنون هم ترکیه به خوبی میداند روابط تجاری و نظامیاش با امریکا بیش از روابطش با روسیه است؛ امریکا قدرتمندتر از روسیه است؛ ترامپ بیاخلاقتر از پوتین است و... .
دلیل دوم اما، بده-بستانهای زیاد ترکیه با غرب، چه در تجارت و اقتصاد و چه در زمینه مسائلی همچون حقوق بشر، تمامیت ارضی همسایهها، مهاجران ترکیه، ملیگرایی افراطی و... است. غرب تاکنون بر روی اینگونه مسائل (که ترکیه پرونده بسیار سنگینتری به نسبت ایران دارد) چشمپوشی کرده بود و ترکیه هم در سوی دیگر، با غرب همراهی میکرد. اما اگر قرار باشد روزی ترکیه روبروی غرب بایستد، بیگمان این پروندهها را غرب باز خواهد کرد تا ترکیه را به زانو در آورد. برخی نمونههای چنین پروندههایی عبارت است از:
✳️ قتل عام ارامنه در سالهای پایانی حکومت عثمانی. ارمنیها اصطلاح «نسلکشی» را برای این رویداد به کار میبرند که بار حقوقی سنگینی برای ترکیه دارد. اما دولت ترکیه ضمن پذیرش کشته شدن تعداد زیادی ارمنی در آن دوره، آنرا ناشی از شرایط جنگ جهانی اول میداند که هیچ برنامه نسلکشیای پشتش نبوده است.
✳️ برخورد با کُردهای ترکیه که نزدیک 90 سال است به شیوهای خشن صورت گرفته و بر پایه آمار رسمی دولت ترکیه، تاکنون بیش از چهل هزار کشته بر جای گذاشته است؛ به گونهای که گاهی شهرهای بزرگ کردنشین همچون دیاربکر را بیشتر شبیه میدان جنگ کرده است.
✳️ از سال 1353 تاکنون، بخش شمالی قبرس، به بهانه تضمین حقوق اقلیت ترک، به تصرف ارتش ترکیه درآمده و از 1361 هم اعلام استقلال کرده است. به جز ترکیه، هیچ کشور دیگری قبرس شمالی را به رسمیت نمیشناسد و جامعه جهانی آنرا بهعنوان بخش اشغالشده خاک قبرس میشناسد.
✳️ همان ملیگرایی افراطیای که قتل عام ارامنه، انکار حضور کُردها در ترکیه و اشغال بخش شمالی قبرس از نتایجش بود، همچنان زمینههای پر رنگی در ترکیه دارد. حتی گاهی در راهنماهای گردشگری برای گردشگران غربی، به این ملیگرایی افراطی و ضرورت احتیاط در این زمینه اشاره شده است.
غرب اگرچه تاکنون واکنش جدیای به هیچیک از این موارد نداشته، اما گهگاه با بیانیههایی، باز بودن پروندهشان را به ترکیه یادآوری میکند. چالش جدی غرب با ترکیه میتواند این پروندهها را بهعنوان برگ برنده علیه ترکیه، رو کند.
به اینها میتوان بده-بِستانهای اقتصادی ترکیه با غرب (در زمینه صادرات پوشاک، خودرو و...) را نیز افزود که اگر تحریم شود، ترکیهای که معادن و ذخایر انرژی ندارد، بحرانی به مراتب شدیدتر از ایران ایجاد کند.
همینها کافی است تا نشان دهد ترکیه تا یک جای مشخصی با غرب دست و پنجه نرم میکند و توان فراتر رفتن از آنرا ندارد؛ مگر آنکه به سیم آخر زده باشد و کشور را به ورطه نابودی بکشاند؛ که با توجه به روحیه میهنپرستانه قوی ترکیهایها، چنین چیزی بعید است.
اگر این نوشته را میپسندید، برای دوستانتان هم بفرستید.
دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه (اینجا) بخوانید.
Post #144
3.03K