جهان عرب، ملت ترک و هویت ایرانی
امیر هاشمی مقدم: فرارو
چکیده: جهان اسلام بهطور تاریخی دارای سه زبان برجسته بود: عربی (زبان دین و دانش)؛ فارسی (زبان فرهنگ و ادب) و ترکی (زبان نظامی). از این میان، زبان فارسی که هم از نظر اهمیت و هم از نظر بالندگی و شمار آثار، دومین زبان اسلام بود، امروزه بیش از دیگر زبانها مورد بیتوجهی قرار گرفته است. درستی این گزاره را میتوان در مقایسه با جایگاه دو زبان دیگر سنحید.
جهان عرب، ۲۳ کشور که زبان رسمیشان عربی است را در بر میگیرد که چندین دهه است «اتحادیه کشورهای عرب» را بنیاد نهاده و در پارلمان برخیشان، کمیسیون «امور عربی» دارند. این کشورها اگرچه درون خود ناسازگاریهایی دارند، اما در برابر کشورهای دیگر، از یکدیگر پشتیبانی میکنند. بیشترشان میانه خوبی با ایران ندارند؛ مدام نامی ساختگی برای خلیج همیشه فارس به کار میبرند؛ خواهان پیوستن جزایر ایرانی خلیج فارس به امارات متحده عربی و جداسازی خوزستان (یا آنچه خودشان «دولت العربی الاحواز» مینامند) از ایراناند؛ در جنگ میان ایران و عراق، با همه توان پشت سر عراق صفآرایی کردند؛ از حضور ایران در کشورهای عربی همچون عراق، سوریه، لبنان و یمن ناخرسندند و… .
«ملت ترک» نیز اصطلاحی است که شهروندان کشورهایی که زبان بیشتر مردمانش از خانواده زبانهای ترکی است و حتی شهروندان ترک کشورهای دیگر نیز، برای اشاره به خود به کار میبرند در سال 2009 «شورای همکاری کشورهای ترک» برپا گردید که تاکنون چهار کشور ترکیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان و قرقیزستان به آن پیوسته و از دو کشور ترکمنستان و ازبکستان نیز بهعنوان اعضای آینده آن یاد میشود. همین است که رسانههای ترکیه و جمهوری آذربایجان مدام به بزرگنمایی مسائل آذری/ترکهای ایران میپردازند؛ ترکیهایها بهخاطر فشاری که دولت چین به ترکهای اویغور چین وارد میکند، به سفارت چین و گردشگران چینی حمله میکنند؛ وارد جنگ با یونان میشوند تا از حقوق ترکهای قبرس دفاع کنند؛ با روسیه به دلیل درگیری با چچنیها مجادله میکنند و... .
در این میان، ما مفهومی داریم به نام «ایران بزرگ فرهنگی» که گاهی با نامهای دیگر همچون «ایرانشهر» شناخته میشود. ویژگی برجسته این نام و مفهوم این است که برخلاف جهان عرب و ملت ترک، نه قومگرایانه است و نه در پی تحریف وافعیتهای تاریخی. ایران بزرگ فرهنگی پهنهای گستردهتر از ایران سیاسی کنونی است که اقوام، زبانها، ادیان و مذاهب گوناگونی در آن نقشآفرینی کرده، مشترکاتی همچون نوروز داشته، تا یک سده پیش زبان ارتباطی، ادبی و رسمیشان فارسی بوده، نامهای شاهنامهای را همچنان بر فرزندانشان گذارده و... .
اما برخلاف «جهان عرب» و «ملت ترک»، «ایران بزرگ فرهنگی» نه تنها هیچ پایگاه رسمی و دولتیای ندارد، بلکه سرکوب هم میشود. مسئولین کنونی ایران، بیش از سایر کشورها بر مفهوم «امت اسلامی» تاکید داشته و بسیاریشان، ایرانگرایی را مغایر آموزههای اسلام میدانند. از سوی دیگر، روشنفکران ایرانستیز (که در اینجا آنها را توصیف کردهام) با شنیدن مفاهیمی همچون ایرانشهر یا ایران بزرگ فرهنگی، سریعا رد پای فاشیسم و نژادپرستی را دیده و به مخالفت با آن برمیخیزند. اما همینها هرگز جهان عرب، ملت ترک و... که تنها بر پایه مولفههای قومی/زبانی است را نمیبینند.
بیگمان اکنون که غربیها و بهویژه دولت ترامپ، برای فشار وارد کردن بر ایران تلاش میکنند، تقویت شبکههای تاریخی و هویتیمان در منطقه میتواند خواب غربیها را آشفته کند. شاید برای تقویت ایران بزرگ فرهنگی، به کار گرفتن چند راهکار توسط مسئولین فرهنگی و مردم کشورمان، کارساز باشد:
مسئولین فرهنگی ایران، بایسته است بازاندیشی و بازبینیای در عمق استراتژیکشان داشته و به سوی حوزه ایران بزرگ فرهنگی بچرخند. همچنین بپذیرند ایرانگرایی به معنای تضعیف هویت دینی نیست.
با مطالعه تاریخ و افزایش دانستههایمان درباره ایران بزرگ فرهنگی، دریابیم ایران کنونی، بخشی از ایران بزرگ فرهنگی گذشته است که مرکز آن اگرچه عمدتاً در ایران کنونی قرار داشته، اما بسیاری اوقات در عراق (همچون در دوره ساسانیان)، افغانستان (غزنویان و تیموریان)، ترکمنستان (دورههایی از اشکانیان و سلجوقیان)، ازبکستان (سامانیان) و… قرار داشته است. بر همین پایه، گستره نگاهمان را به مفهوم ایران و ایرانی، گستردهتر کرده و در نگاه تحقیرآمیزی که برخیمان به اعراب، افغانستانیها، پاکستانیها و… داریم، بازنگری کنیم.
بپذیریم همه اقوام و مذاهب در شکوفایی ایران بزرگ فرهنگی نقش داشتهاند و ایران، به همه آنها تعلق دارد نه برخیشان. همانگونه که اکنون همه اقوام و مذاهب باید دوباره تلاش کنند برای زنده نگاه داشتن ایران بزرگ فرهنگی.
این نوشته را اگر میپسندید، برای دوستانتان هم بفرستید.
دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه (اینجا) بخوانید.
Post #138
5.18K