مسئولین هم در شادی مردم شریک شوند.
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
دیشب ایران غرق در شادی بود. از ارومیه در شمالغربی تا زاهدان در حنوب شرقی. حتی فیلمها و عکسهای ایرانیان بیرون کشور هم همین شادی را نشان میداد.
این شادی ایران از آن جهت صد چندان ارزشمند است که به سادگی به دست نیامده. در همین یک ماه، چقدر اخبار نگرانکننده درباره جام جهانی شنیدیم؟ چه اینکه قصه فوتبال ایران نیز، همانند همه دیگر بخشها و رویدادهای کشور، حاشیههایش پررنگتر از زمینه اصلی است. اینها بخشی از حاشیههای فوتبالمان در جام جهانی امسال است: لغو بازیهای تدارکاتیمان با دیگر کشورها؛ تلاش برخی نمایندگان بیربط مجلس برای حضور در جام جهانی با پول بیتالمال؛ ایران بهعنوان تنها کشوری که به میزبانی هیچیک از گزینههای جام جهانی 2026 رأی نداد؛ بنر میدان ولیعصر که یکبار زنان را نادیده میگیرد و بار دیگر بازیکنانی که مطابق میلشان نیستند؛ پخش نشدن کامل افتتاحیه بازیها؛ پخش نشدن تصویر تماشاچیان ایرانی در ورزشگاه؛ و آخرین خبری که پازل ممنوعیتها و محدودیتهای فوتبالی را کامل میکند: لغو پخش باری در بسیاری از ورزشگاهها و سینماهای تهران (و احتمالا برخی از دیگر شهرها)، با وجود فروش بلیط.
گویا مسئولین و بهویژه اماکن اجازه این کار را ندادهاند. چرا؟ کسی نمیداند. یعنی در واقع ما نمیدانیم؛ اما مسئولین میدانند. به عبارت دیگر، نه آنها ما را میفهمند و نه ما آنها و دلایلشان را. نه ما میفهمیم چرا آنها از همه چیز میترسند و همه چیز را امنیتی یا ضد دینی و ضداخلاقی میبینند، نه آنها نیازها و خواستههای ما را میفهمند. ما و مسئولین در دو جهان متفاوت زندگی میکنیم. گمان نمیکنم در میان همه کشورهای جهان، کشوری را بتوان یافت که بین درک مسئولینش از امور با درک مردمش از همان امور این همه فاصله باشد.
از سوی دیگر، کشورهای زیادی در جهان هستند که فقر و فساد اقتصادی در آن گسترده است، کشورهای زیاد دیگری هم هستند که خط قرمزهای سیاسی زیادی دارند، کشورهای دیگری هم میتوان یافت که محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی برای مردمانش تعیین میشود، اما کشوری که همه اینها را همزمان داشته باشد، نمیتوان یافت. دستکم من نمیشناسم. یعنی مثلا کشوری که خط قرمزهای سیاسی زیادی داشته باشد، به شهروندانش آزادیهای اجتماعی و فرهنگی بیشتری میدهد تا دستکم فشارهای سیاسی را در جایی دیگر تخلیه کنند. اما اگر فشارهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی همزمان وارد شود و هیچ راه گریزی نباشد، طبیعتا یک جایی این فشارها بیرون میزند که مسئولین انتظارش را ندارند. همانگونه که در دی ماه سال پیش دیدیم. خدا بیامرزد دکتر محمد امین قانعیراد، رئیس پیشین انجمن جامعهشناسی ایران که دو شب پیش از این جهان رخت بربست. آخرین بار که دیدمش، چهارم بهمن ماه بود که نشست «بررسی ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ناآرامیهای دیماه 96» با همکاری انجمن جامعهشناسی ایران و خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. زندهیاد دکتر قانعیراد هم جزو سخنرانان بود. او در بخش پایانی سخنانش نکاتی را درباره شرایط جامعه بیان کرد که به نظرم با آن میتوان این یادداشت را به پایان رساند:
«مردم برای خودشان تئوری امنیت اجتماعی دارند و مسئولین هم تئوری امنیت ملی دارند، این دو تئوری باید به مصاف هم برود و با هم گفتگو کند. چرا فکر میکنیم که درک همه باید از امنیت اجتماعی یکی باشد؟ چرا فکر میکنیم که درک یک جوان 25 ساله باید با درک یک فرد امنیتی یکی باشد؟ این موضوع باید به رسمیت شناخته شود. دولت در یک شکلی میتواند برای شهروندان خودش فضای عاطفی سیاسی ایجاد کند. جوانان احساس کنند از آنها حمایت میشود. مانند دورههای انتخابات که رفتارهای اجتماعی معنادار میشود. در غیر این صورت رفتار اجتماعی بیمعنا خواهد شد. انسانهایی هم که رفتار اجتماعی معنادار نداشته باشند، به رفتارهای پیشبینینشده دست میزنند. من امیدوارم فرضیهام غلط باشد، معتقدم اگر این 3 شکافها شناخته و درمان اساسی نشود، احتمال دارد موجهای بعدی اعتراض در زمانبندیهای کوتاهتر و با خشونت بیشتری همراه شود، که امیدوارم چنین نشود».
اگر این نوشته را میپسندید، برای دوستانتان هم بفرستید.
(دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه بخوانید)
https://t.me/moghaddames
Post #108
757