TGViewer
مقدمه‌ مقدمه‌ @moghaddames · 2.65K subscribers
Post #105 970
پیاده‌روی از تهران تا مازندران
امیر هاشمی مقدم: انسان‌شناسی و فرهنگ
توضیح: با آنکه می‌دانم هر وقت نقدی تند ننویسم و از شرایط ننالم، برخی کاربران کانال را ترک می‌کنند، اما باز هم باور دارم گاهی در میانه اخبار نگران‌کننده، باید راه گریزی یافت. و چه بهتر از دوری از این اخبار؟ بنابراین شاید دو سه روز پیاده‌روی در طبیعت خلوتی که شما را از میان کوه و دشت از تهران به مازندران می‌رساند، برای‌تان جالب باشد. بهترین زمان چنین سفری، روزهای پایانی خرداد و آغازین تیرماه است. پس زودتر با دوستان پایه‌تان هماهنگ کرده و تصمیم بگیرید! آنچه در زیر می‌آید، چکیده‌ای بسیار کوتاه از سفرنامه مفصلی است که پنج سال پیش منتشر کردم. لینک سفرنامه کامل را همراه با تصاویر، در زیر همین نوشتار می‌بینید.
در میانه یک کار پژوهشی، متوجه وجود راهی قدیمی از مازندران به تهران شدم که به فراموشی سپرده شده است. این‌چنین بود که با محسن گل‌عنبری تصمیم گرفتیم این راه را تجربه کنیم. صبح روز شنبه، 25 خرداد 92 از میدان تجریش به فَشَم و از آنجا هم با سواری‌ها، تا جلوی دروازه محیط‌بانی گرمابدر (منطقه حفاظت‌شده «وَرجین») رفتیم. آنجا هم اتفاقی وانتی که داشت سه دوچرخه‌سوار را به «خاتون بارگاه» می‌بُرد، ما را هم سوار کرد. خاتون بارگاه همگی از خودرو پیاده شده، از دوچرخه‌سوارها که می‌خواستند همین راه را با دوچرخه بپیمایند خداحافظی کرده و راه افتادیم تا کمی بیش از پنجاه کیلومتر کوهپیمایی و دشت‌نوردی کنیم.
از خاتون بارگاه تا دشت یونزا (یونجه‌زار) سرازیری است. ورودی دشت یونزا، تنگه‌ای دشوار گذر است که پس از آن، وارد دشت یونزا شدیم. از اینجا تا پایان راه، دشتها و کوه‌ها سرسبز و پر بود از گلهای رنگارنگ. رودخانه لار از میان دشت یونزا می‌گذشت که مجبور شدیم کفشها را در آورده و از آن بگذزیم.
تعداد زیادی چادر عشایر در این دشت برپا شده بود با گله‌هایی عموماً در نزدیکی‌شان و سگهایی که وحشیانه به ما حمله کرده، اما با تکه‌ای نان رام می‌شدند.
نزدیک غروب به دشت سفیداب رسیدیم که با یک تنگه بزرگ، از دشت یونزا جدا می‌شد. چادرمان را همانجا برپا کردیم. ساعت 8:30 رفتیم توی چادر تا ابتدا کمی استراحت کرده و بعد بلند شویم برای شام خوردن. اما خوابمان برد و هیچکدام‌مان دیگر حال بلند شدن نداشتیم.
صبح روز دوم بیدار شده و پس از صبحانه، راه افتادیم. از اینجا به بعد راه سربالایی شروع می‌شد. نیم ساعت که رفتیم، به آبشار زیبای سفیداب رسیدیم. در نزدیکی آبشار، ویرانه‌های یک کاروانسرای سنگی به چشم می‌خورد. هرچه جلوتر می‌رفتیم، سربالایی بیشتر می‌شد. سربالایی تند کوه نخست را که پشت سر نهادیم، سر و کله چند یخچال برفی بسیار بزرگ پیدا شد که باید از روی‌شان می‌گذشتیم.
بالاخره به گردنه قو رسیدیم. ارتفاع اینجا 3407 متر و بالاترین نقطه در طول راه‌مان بود؛ بنابراین بقیه راه، سرازیری می‌شد. پس از یک سرازیری تند، وارد راهی شدیم که در واقع دره بود. در بخشی از این راه، ویرانه کاروانسرایی دیده می‌شد که برای در امان بودن از سرما، زیر زمین ساخته بودند.
راه را از کنار کوه «سینه خاص» ادامه دادیم تا غروب آفتاب و پس از گذر از درون رودخانه، به «دفتر» در منطقه پاکبود رسیدیم. اتاقکی کاهگلی که غدیر، مسئول گله آستان در آن زندگی می‌کند. شنیده بودیم که شبها به کوهنوردان جا می‌دهند. همین که از او در این‌باره پرسیدیم، دعوت‎مان کرد.
غدیر برای‌مان چای تازه‌دم ریخت که گل‌محمد هم آمد؛ جوانی اهل فاریاب افغانستان که زن و سه فرزند داشت و سالی یکبار به آنها سر می‌زد. با او بیشتر از غدیر که کم سخن می‌گفت، صمیمی شدیم. دل و جگر گوسفند را برای شام، سرخ کرده و ما را هم مهمان کردند. شام و چایی را که خوردیم، گل‌محمد رفت تا در کنار گله‌اش و آتش شب را صبح کند. ما هم خوابیدیم.
صبح روز سوم بیدار شده و پس از صبحانه، راه افتادیم. راه مال‌رو از کف دره و نزدیکی رودخانه می‌گدشت. آبشار یالرود که چند ده متر ارتفاع دارد هم سر راه‌مان بود.
همچنان سرازیری در پیش داشتیم. بخشهایی از راه و پل قدیمی در اینجا دیده می‌شد. بعدازظهر بود که کم‌کم وارد دره‌ای پر درخت شدیم. اینجا زمینها و باغهای روستای یالرود مازندران بود. جلوتر که رفتیم، خانه‌های یالرود هم پیدا شد. اینجا دیگر پیاده‌روی‌مان به پایان می‌رسید. خودمان را به روستا رسانده و با پرداخت کرایه به یک لندرور قدیمی، به بلده رفته و از آنجا هم با سواری‌های خطی، به آمل رفتیم...
دیگر سفرنامه‌ها و یادداشتهای رسانه‌ای مرا می‌توانید در کانال «مقدمه» بخوانید:
https://t.me/moghaddames
لینک سفرنامه کامل با تصاویر راه و توضیحات بیشتر:
http://moghaddames.blogfa.com/post/416
Telegram مقدمه‌ یادداشت‌های رسانه‌ای امیر هاشمی مقدم در زمینه ایران‌شناسی، انسان‌شناسی و گردشگری ارتباط با نویسنده: moghaddames@gmail.com وبلاگ نویسنده: moghaddames.blogfa.com
More from @moghaddames
  1. Oct 6, 2026✳️ پیشنهادهای امیر هاشمی‌مقدم سفر نکنید: سفر هفتگی به مازندران نروید آداب سفر را رعایت کنی…
  2. Oct 6, 2026قسمت صَد و هجدهم کتابگرد از ایران بزرگ فرهنگی تا آداب سفر و گردشگری با امیر هاشمی‌مقدم @ke…
  3. Oct 6, 2026✳️ امیر هاشمی مقدم، به تاریخ ایران علاقهٔ زیادی دارد، در دانشگاه رشته‌های انسان‌شناسی و ای…
  4. Sep 19, 2026«مگر سر چند تا سید را بریده‌ام؟» امیر هاشمی مقدم دیروز چهلم پدرم برگزار شد. یعنی چهل روز گ…
  5. Feb 26, 2026مردانی با کلید! امیر هاشمی مقدم چهارشنبه هفته گذشته، (۲۹ بهمن ۱۴۰۴) سالن انجمن‌های علمی دا…
  6. Sep 29, 2025دزدی مقاله دیگران و رزومه‌سازی امیر هاشمی مقدم: انصاف‌نیوز دو هفته پیش به‌طور اتفاقی به مص…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →