TGViewer
Channel Public Channel
زاویه دید

زاویه دید

@mjavadkashi

تاملاتی پیرامون سیاست جامعه فرهنگ
Subscribers
895
Photos
85
Videos
13
Links
92
Recent Posts 18 shown
Post #960 461
احساس داغ بی‌پناهی
-----
بانوی زیبا اما پریشان ایران پا به ماه است. همه در انتظار یک زایش تازه‌اند. شیطان یا فرشته؟ کدام را باید انتظار کشید؟ علائم متعارضی از چهره این بانو مشاهده می‌شود. اشتیاق و ترس توامان روان و جان ایرانیان را تحت تاثیر قرار داده است.
موتور سیکلت یک پیک موتوری آتش می‌گیرد. راننده‌ای که از مال دنیا چیزی جز همین موتور نداشت، سر در گریبان خود می‌برد و با صدای بلند می‌گرید. او خود نیز در آتش احساس داغ بی‌پناهی و غربت در آتش است. مردم گرد او جمع می‌شوند. کسی ایستاده در یک بلندا، شماره کارت او را می‌خواند و دیگران مشغول ارسال پول به حساب راننده‌اند. فضای شگفت جمع مردمان همدرد علامتی است شاید بانوی زیبای ایران آبستن فرشته‌ای است.
دیری است فقر، تورم، تحقیر و بی‌پناهی احساس جمعی شمار گسترده‌ای از مردمان این دیار است. از درون این احوال پریشان، خشونت، خودخواهی، طرد و انکار انتظار می‌رود. اما این همه همزمان مستعد پروردن احساس همدردی میان مردمانی است که رنج مشترکی دارند. همدردی بانوی ایران را آبستن فرشته‌ای زیبا می‌کند.
همدردی درمان خاطره‌های زخمی و آرزوهای بی‌مهار است. زمینی‌ترین و همزمان انسانی‌ترین امکان پیوند و آشنایی ساکنان این کره خاکی است. نقطه ذوب موقت همه گسل‌های اجتماعی و سیاسی است. همدردی نه مرز می‌شناسد، نه طبقه، نه دین، نه خط مشی سیاسی. مثل فرشته غیبی است که چهره‌ها را به نحوی معجزه آسا به تماشای خوب دیگری فراخوان می‌کند.
mjavadkashi@
  • ❤ 6
  • 👍 4
  • 👎 2
Post #959 455
Post #956 726

Forwarded from کتاب و نگاه

🔅از بی‌خانمانی تا ساختن جهان مشترک

مسعود قربانی

تلاش دکتر #محمدجواد_غلامرضاکاشی در تازه‌ترین اثرش، #سیاستی_دیگر #خلق_جهان_مشترک_ایرانی ، دعوت به تفکری دوباره است، پیرامون این برداشت از سیاست، که آن‌را تنها میدان دفاع از عقاید ایدئولوژیک می‌بیند.
 
او به دنبال پاسخ به این سوآلِ به‌ظاهر ساده، ولی به نظرم به‌شدت پیچیده و اندیشه‌سوز است که:
 
«آیا می‌توان به صورتی از زندگی سیاسی اندیشید که حرمت زندگی روزمره،  به‌مثابه‌ی بنیان‌گذار حیات سیاسی، در آن محترم شمرده شود و سایر جوانب زندگی اجتماعی، نظیر نهادها، ایده‌ها، قوانین و میراث اجتماعی و تاریخی، در موقعیتی ثانوی و تبعیت‌کننده بنشینند؟» (ص ۷)

نویسنده، ایده‌ی کتابش را تلاشی مقدماتی برای برون‌رفت از ادبیات ایدئولوژیک یا، به قول خودش، حاکمانه می‌داند؛

ادبیاتی که در آن سوآل‌هایی چون
«چه کسی باید حکومت کند؟ و چطور باید حکومت کرد؟»
در بالا می‌نشست و مردم، ماده‌یی خام و بی‌شکل فرض گرفته می‌شدند.

در فهم حاکمانه، دار و ندار حیات سیاسی عمودی است و روابط افقی میان مردم، نادیده گرفته شده و به حاشیه رانده می‌شود.
 
این فهم، با تکنیکِ استعلایی بخشیدن به کلام سیاسی،
ادبیات سیاسی را ــ اگر دینی است ــ به فرامین خدا،
اگر سکولار است به ملزومات توسعه و شکوفایی اقتصادی،
 اگر چپ مارکسیستی است به غایت‌مندی تاریخ
و اگر ناسیونالیستی است به ملزومات ناشی از تعلق به یک تاریخ و فرهنگ تقلیل می‌دهد.
 

🔅 آن‌چه در این نگاه فراموش شده، اکنونیت و موازنه‌ی نیروهای واقعی در شبکه‌ی روابط هم‌عرضیِ یک جامعه‌ی سیاسی است. (ص ۱۰)

ادامه در لینک

@MasoudQorbani7

https://tg.pe/J1U
Telegraph از بی‌خانمانی تا ساختن یک جهان مشترک Masoud Qorbani تلاش دکتر #محمدجواد_غلامرضاکاشی در تازه‌ترین اثرش، #سیاستی_دیگر #خلق_جهان_مشترک_ایرانی ، دعوت به تفکری دوباره است، پیرامون این برداشت ازسیاست، که آن‌را تنها میدان دفاع از عقاید ایدئولوژیک می‌بیند. او به دنبال پاسخ به این سوآلِ به‌ظاهر ساده،…
  • ❤ 2
  • 👎 1
Post #954 648
دکتر مجید حسینی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران مروری بر تحولات فکری من طی سه دهه گذشته کرده اند و در کانال شخصی شان انتشار داده اند. جاذبه متن ایشان تماشای خودم در آیینه دیگری است👇👇
  • 🙏 2
  • ❤ 1
  • 👍 1
Post #953 4.78K
🔴 بعد از چهار ساعت گفتگو با دکتر کاشی، این سوال برای من مطرح شد که این کتاب چه کاربردی در زندگی روزمره‌ی ما دارد.

1️⃣ آن حالِ بدی که داری، اسم دارد
♦️دکتر کاشی عزیز اسم این حال بدی را که بعضی از ما در زندگی دارند می‌گذارد «بی‌خانمانی». نه بی‌خانه بودن، بلکه نداشتنِ سرپناه؛ آن حسی که وقتی شب سرت را روی بالش می‌گذاری سراغت می‌آید: این‌که انگار دیگر هیچ‌جا خانه‌ی تو نیست. هیچ‌چیز سرِ جایش نیست. البته این حس، ضعفِ شخصیِ تو نیست. یک تجربه‌ی جمعی است. و همین که بدانی تنها نیستی، نصفِ بارش سبک می‌شود.

2️⃣دست از حسرتِ گذشته بردار
♦️بخشِ زیادی از انرژیِ ما صرفِ این می‌شود: «کاش برمی‌گشتیم به فلان دوره…» دکتر کاشی می‌گوید آن خانه دیگر نیست؛ نه آن خانه، نه هیچ خانه‌ی دیگری در گذشته. تا وقتی چشم‌مان به عقب است، هیچ خشتی روی خشت نمی‌گذاریم. در اینجا کتاب پیشنهاد جالبی دارد. هر بار خودت را در حالِ «کاش گفتن» دیدی، جمله را عوض کن به: «از فردا چه کارِ کوچکی از دستم برمی‌آید؟»

3️⃣ رابطه‌ات را قربانیِ عقیده‌ات نکن
♦️این مهم‌ترین حرفِ کتاب است و البته بسیار کاربردی. دکتر کاشی می‌گوید عشق، دوستی، مسئولیت و ایمان بی‌واسطه اصل‌اند؛ دین و سیاست فرع و اشتباه ما این است که فرع، اصل را بلعیده.
ترجمه‌ی روزمره‌اش این می‌شود:
🔺— آن رفیقِ بیست ساله‌ات که سرِ یک بحثِ سیاسی از دستش دادی؟ تو معامله‌ی بدی کردی.
🔺— آن سفره‌ی خانوادگی که با یک جمله به هم ریخت؟ آن سفره از آن بحث مهم‌تر بود.
🔺— آن آدمی که به‌خاطرِ سبکِ زندگی‌اش از چشمت افتاد؟ داری همان کاری را می‌کنی که از دیگران شکایتش را داری.
🔺🔺هیچ عقیده‌ای — هیچ‌کدام — آن‌قدر ارزش ندارد که یک رابطه‌ی واقعی را پایش بسوزانی.

4️⃣ در زمینِ دعوایی که مالِ تو نیست بازی نکن
♦️روزی چند ساعت از انرژیِ روانی‌ ما صرفِ دعواهایی می‌شود که هیچ گرهی از زندگی‌مان باز نمی‌کنند؟
اینجاست که کاشی نکته‌ی جالبی می‌گوید بخشِ بزرگی از منازعاتِ پرسروصدا، دعوای بالادستی‌هاست، نه دعوای تو؛ و تو با شرکت در آن، فقط فرسوده می‌شوی. هفته‌ای یکی دو ساعت از وقتی که صرفِ خبر و بحث می‌کنی را بردار و بگذار روی یک آدمِ واقعی. یک تماس، یک دیدار، یک کمک.

5️⃣ کاری بکن که از دستت برمی‌آید
♦️کتاب مفهومی دارد به اسم «خِرَدِ مقدورات». یعنی چه؟ یعنی با همین اندکی که داری کار کن. منتظرِ ناجی نباش. منتظرِ تغییرِ بزرگ نباش. یک همسایه‌ی تنها، یک همکارِ خسته، یک بچه که کتاب لازم دارد، یک درختِ کوچه که دارد خشک می‌شود — این‌ها همه سیاست‌اند. رادیکال‌ترین شکلِ سیاست.

🔴 مخلص کلام

♦️دکتر کاشی می‌گوید خانه را باید ساخت، نه اینکه به آن برگشت و خشتِ اولِ این خانه، نه در مجلس است و نه در هیچ نهادِ بزرگی. در یک سلام است، در یک دلجویی، در یک دستِ یاری به غریبه. به نظرم این کتاب حالِ سیاسیِ تو را عوض نمی‌کند. حالِ خودت را عوض می‌کند — و بعد کم‌کم می‌فهمی این دو، همان یکی بودند.
  • ❤ 16
  • 👌 4
  • 👏 3
Post #952 3.08K
در یک فرصت بسیار مغتنم با بزرگانی همنشین شدم و در باره مضامین کتاب سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی بحث و گفتگو کردم. در این جلسه از نظرات انتقادی دوستان بهره مند شدم. ازجمله حاضران آن جلسه به یاد ماندنی دکتر جواد حیدری بودند. ایشان به من لطف کردند و از منظر عالمانه خودشان کاربرد مضامین آن کتاب را در زندگی روزمره به شرح زیر فهرست کردند. ایشان قبل از این هم لطف کرده بودند مروری بر کتاب نوشته بودند. لطف بی دریغ دوستان را چطور می توان جبران کرد؟
  • ❤ 8
Post #949 936

Forwarded from مرکز آموزش تخصصی انجمن جامعه شناسی ایران

گروه سیاست‌گذاری اجتماعی انجمن جامعه‌شناسی ایران با همکاری مرکز آموزش‌ انجمن جامعه‌شناسی ایران، مؤسسهٔ کار و تأمین اجتماعی و مؤسسهٔ رحمان برگزار می‌کنند:

🧩 مدرسهٔ تابستانهٔ سیاست‌گذاری اجتماعی در ایران؛ از نظریه تا عمل:

🗓 ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۶ و ۲۷ شهریورماه ۱۴۰۵

📍مؤسسهٔ رحمان: (تهران، میدان توحید، خیابان نصرت غربی، پلاک ۵۶، واحد اول)

👤 حضوری و آنلاین

🔖 ظرفیت ثبت نام در دوره محدود است.
هزینهٔ ثبت نام در دوره: 1.200.000 تومان (با ۱۵ درصد تخفیف دانشجویی)
همراه با صدور گواهینامه معتبر در پایان دوره

🎓 این دوره برای مخاطبان تخصصی اعم از پژوهشگران، دانشجویان و دست‌اندرکاران سیاست‌گذاری اجتماعی در حوزه‌های مختلف (فقر و نابرابری، تأمین اجتماعی، مسکن، آموزش، سلامت و مسائل اجتماعی) طراحی شده است.

ثبت‌نام در دوره به صورت کلی و برای تمام کارگاه‌ها انجام می‌شود و گواهی صرفا برای کسانی که در کل دوره شرکت کنند، صادر خواهد شد.

✍️ برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام به آيدی زیر در تلگرام پیام دهید:‌
@HamAndishi1404
Post #948 1.17K
این جنگ را سر باز ایستادن نیست
-------
جنگ ناشی از تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، به طول انجامیده است. خدا می‌داند تا چه زمانی تداوم خواهد داشت. تداوم شرایط جنگی خطرناک است. آینده را برای همگان بیش از گذشته نامعلوم و نگران کننده کرده است. با همه نگرانی‌ها و خسارت‌های جبران ناپذیر، تداوم جنگ ممکن است شرایط را آبستن یک تحول تازه و مثبت کند.
پس از پایان جنگ هشت ساله میان ایران و عراق، جنگ‌های کوتاه مدتی میان حزب الله لبنان یا جنبش حماس و اسرائیل، یا حتی زد و خوردهایی میان ایران و آمریکایی‌ها درمنطقه رخ داد. اما زمان کوتاه جنگ، می‌توانست داستان جنگ را به یک امر نمادین تبدیل کند که حکایت از پیروزی قاطع ما و شکست فضاحت بار دشمن داشت. نمادی که همزمان با پیروزی، شاهدی بر حقانیت نظام نیز بود. جنگ‌های کوتاه مدت، نیروی تازه‌ای به نظام می‌داد تا همه چیز را مطابق همان روال معمول و مالوف گذشته مدیریت کند، و همزمان احساس حقانیت کند. حقانیت نظام، به نحوی پیچیده و پنهان به پیروزی در یک میدان نمادین منازعه با دشمنان گره خورده بود.
هیچ چیز در شرایط امروز بدتر از تداوم این جنگ نیست. اما در عین حال تداوم جنگ، احیای مجدد آن امر نمادین را به تعویق انداخته است. دست‌کم جناحی از نظام احساس می‌کند پای قواعد مالوف و عادت شده در مدیریت امور عمومی سست و لنگ شده است. جان بخشی دوباره با احساس حقانیت تام نیز به خطر افتاده است. فکر دیگری باید کرد. آن جناحی هم که نگران مذاکره و صلح و پیمان متارکه در جنگ است دقیقا از همین واقعه هراسناک است. می‌داند مذاکره و صلحی که به تکرار و قوت بخشی به آن امر نمادین نیانجامد، خطرناک است. دیگر تداوم راه با همان شعارها و الگوهای رفتاری و قواعد مالوف ممکن نیست. باید از الگوی پیشین حقانیت بخشی به خود صرف نظر کند. در آنچه موجودیت خود را در آن احساس می‌کند.
اپوزیسیون برانداز نظام نیز وضع مشابهی دارد. بیش از دو دهه است برخی چهره‌های وابسته به آنان خیال می‌کردند اگر آمریکا و اسرائیل دست به کار شوند کار را تمام خواهند کرد. اما روز موعود فرارسید آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند اما در تحقق آمال اولیه شکست خوردند. نظام پابرجاست. طرح‌های نظامی سنگین علیه ایران، پاسخ مطلوب نگرفته است. تنها در موازنه قدرت شکست نخورده‌اند در حقانیت‌بخشی به خود نیز شکست خورده‌اند چرا که از همان آغاز حقانیت خود را در موفقیت خود و ساقط کردن نظام جستجو می‌کردند.
تداوم جنگ، وضع مشابهی میان نظام و مخالفین براندازش ایجاد کرده است. هر دو در میدان موازنه قدرت و در قوت بخشی به نظام حقیقت خود ناکام شده‌اند. پیروزی قاطع آنچنان‌که منطق نمادین حقانیت بخش را تازه کند، در میان نیست.
برای نظام دو راه پیش رو گشوده است. یکی پایان بخشیدن به جنگ به هر بهای ممکن است. این راه اطمینان بخش نیست چرا که برای هیچ کس معلوم نیست آمریکا و بخصوص اسرائیل چه در سر دارند و راضی شدن ایران به پایان جنگ را مقدمه فریب‌کارانه چه طرح دیگری کرده‌اند. راه دوم، تجدید نظر در منطق کسب حقانیت است. باید این بار از تشبیه جنگ به میدان منازعه حق علیه باطل و وظیفه اقامه حق صرف نظر کرد. تداوم جنگ پیروزی را به نحو نگران کننده‌ای به تعویق انداخته است و شکست در این جنگ هم مظلومیت مالوف جهاد مومنین در مقابل کفار را متبادر به اذهان مردم نمی‌کند.
باید از الگوهای نمایشی تکیه بر مردم فراتر رفت. باید نشان داد، نظام تمایل دارد کل مردم را نمایندگی کند. حاضر است برای کسب اعتماد عمومی، از بسیاری موازین و قواعد پیشین خود عقب بنشیند. حاضر است دیگران را به رسمیت بشناسد. به مرحله‌ای ارتقاء پیدا کند که خود را تابع هدایت مردم کند.
اگر چنین می‌شد، آنگاه نظام می‌توانست نظام حقانیت جدیدی برای خود رقم بزند و آن را از صرف کسب پیروزی یا شکست در میدان منازعه با یک دشمن خارجی رها کند. اگر چنین کند که بعید است بکند، آنگاه پایگاه نیروی برانداز نیز فروخواهد ریخت. آنها در این وضعیت تازه باید خود را بازتعریف کنند.
جدا کردن نظام حقیقت از سرانجام میدان جنگ، بار سنگین مدیریت جنگ را هم سبک خواهد کرد. آنگاه می‌‌توان به نحوی مصلحت جویانه در خصوص جنگ تصمیم گرفت.
چه کسی می‌داند شاید دعوت از چهره‌های متفکر و هنرمند به ایران، یک اقدام نمایشی آغازین برای اقدام‌های بزرگ‌تر بعدی باشد.
@mjavadkashi
  • ❤ 8
  • 👍 3
  • 👎 2
  • 🔥 1
  • 👏 1
  • 😐 1
Post #947 1.52K
Post #945 880

Forwarded from روزنوشته‌های سمیه توحیدلو

بازخوانی و نقد نسلی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» (بخش دوم)
۱ شهریور
🖊سمیه توحیدلو

🔹اگر به الگوهایی چون «هارت و نگری» در «انبوه خلق» یا «اسمبلی» نگاه کنیم، می‌بینیم که آن‌ها از فضایی صحبت می‌کنند که از طریق روابط کار و بازار کار، سرمایه‌داری را تضعیف کرده و سلطه را پس می‌زنند؛ و سیاست را پس می‌گیرند. زنجیره‌ای که در آن نهادها، سرمایه‌داری، حکومت، مقاومت و زندگی روزمره در کنار هم تعریف شده‌اند. همچنین در مقاله‌ی «پولیس موازی» از «واتسلاو بندا»، میانجی‌هایی وجود دارند که رابطه میان زندگی روزمره و حکمرانی را پر می‌کنند. ما دانشگاه موازی، هنر موازی، جامعه موازی، خیابان موازی و گعده‌های موازی را داریم که جامعه با آن‌ها زیست می‌کند و مقاومت می‌کند؛ نه در قالب یک توصیه اخلاقی، بلکه در قالب زیست روزمره‌اش. این نهادهای موازی‌اند که به هنرمند، خواننده و کنشگر امکان مقاومت می‌دهند. همان دوستی‌ها و خوانش جدید از هنر را که در کتاب دکتر کاشی هست را برجسته می‌سازد. بنابراین، نمی‌توان به تنهایی از زندگی حرف زد و آن را صرفاً با مقولاتی چون عشق، دوستی و مسئولیت‌پذیری آزمود؛ ما نیازمندِ نهادها هستیم، مقولاتی که در کلام دکتر کاشی بسیار کمرنگند و باید درباره‌ی این سکوت‌ها بیشتر گفت‌وگو کنیم.

متن بالا خلاصه‌ای از صحبت‌های من در بررسی کتاب در حلقه دیدگاه نو است.

#از_کتاب
#روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
  • ❤ 1
Post #944 817

Forwarded from روزنوشته‌های سمیه توحیدلو

بازخوانی و نقد نسلی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» (بخش اول)
۱ شهریور
🖊سمیه توحیدلو

🔹نوشتن و اندیشیدن درباره کتاب «سیاستی دیگر» اثر دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی، ما را با سویه‌های چندگانه‌ای روبه‌رو می‌کند. مواجهه با این اثر، پیش از هر چیز، تجربه‌ی مواجهه با بازخوانیِ تجربه‌ی یک نسل است. شهادت و شجاعتِ دکتر کاشی در خودنگری و خودانتقادیِ دقیق نسلی که در این اثر دیده می‌شود، بسیار ارزشمند و شایسته‌ی تحسین است. این کتاب دعوت می‌کند تا از کلان‌روایت‌های انتزاعی فاصله بگیریم و به «زندگی روزمره» بازگردیم.

🔹اما در کنار این ارزش‌آفرینی، نگاه جامعه‌شناختی به اثر ما را با نقاط مسکوت و ناگفته‌‌ای روبه‌رو می‌کند؛ سکوت‌هایی به اندازه‌ی خودِ زندگی روزمره مهم که باعث می‌شود برخی این اثر را کتابی غیرسیاسی یا غافل از واقعیت عریانِ حکمرانی بدانند. برای تبیین این وضعیت نسلی و شکاف‌های آن، می‌توان به نظریه‌ی متفکر بزرگ آلمانی، «رینهارت کوزلک»، درباره‌ی نسبت تجربه و تاریخ رجوع کرد.

🔹کوزلک تجارب ما را به سه دسته تقسیم می‌کند و نشان می‌دهد تاریخ متناسب با هر کدام ساخته می‌شود: نخست، تجارب منحصربه‌فردی که تاریخ‌های روزمره را می‌سازند؛ دوم، تجاربی که مبتنی بر تکرار و انباشت، «روح زمانه» و تجربه‌ی یک نسل را در طول زمان شکل می‌دهند (که تداوم تاریخ را رقم می‌زنند و نسل پیشین بر اساس آن سخن گفته است)؛ و سوم، تجاربی که با دگرگونیِ بنیادی، کلِ ساختار تجربه و سیستم اجتماعی را تغییر داده و به «بازنویسی تاریخ» منجر می‌شوند (مانند کار توسیدید). کار دکتر کاشی به نوعی در دسته‌ی سوم و در تلاش برای بازنویسی تجربه جای می‌گیرد.

🔹بسیاری گمان می‌کنند تاریخ را فاتحان می‌نویسند؛ اما کوزلک بر مبنای درهم‌تنیدگی تاریخ و تجربه، نگاه دیگری دارد و می‌گوید: «تجربه شکست‌خوردگی، حاوی یک پتانسیلِ معرفت‌شناختی است که فراتر از علتِ مادی آن می‌رود؛ به‌ویژه زمانی که از شکست‌خوردگان خواسته می‌شود تاریخِ عمومی را در پیوند با تاریخِ رواییِ خودشان بازنویسی بکنند.» اگر قرار باشد «تجربه ناکامی» در ایرانِ پس از انقلاب را متعلق به یک نسل بدانیم، باید به سراغ نسلی برویم که با دوم خرداد ۷۶ آمد، تیر ۷۸ را در دانشگاه چشید، ۸۸ را آفرید و به ۱۴۰۱ و امروز رسید. این نسل، کامروا نبوده و انبانش سرشار از سرخوردگی است، اما همواره «بی‌صدا» بوده است. در تمام این دهه‌ها، تاریخِ رخدادهایی که این نسل در آن‌ها نقش‌آفرین بوده، همواره از زبانِ نسل پیشین روایت شده است. آقای کاشی خود را نسلِ شکست‌خورده‌ی ایدئولوژی‌ها می‌داند؛ این بازنویسی تاریخ شروع بسیار خوبی است، اما در این میان باید فضایی ساخته شود تا صدای نسل جدید (که برآمده از همین مسیر است و ۱۴۰۱ را خودش و فرزندانش آفریدند) نیز شنیده شود. نسل ما همیشه تریبون‌دارِ نسل پیشین بوده و برای ثبت تاریخیِ خود اقدامی نکرده است؛ این روند باید وارونه شود تا واقعیت را بهتر درک کنیم.

🔹در کنار این نقطه‌ی قوت نسلی، کتاب با نقاط مسکوت مهمی در سطح ساختار و حکمرانی روبه‌روست. بزرگ‌ترین سکوتِ اثر، رمانتیزه کردن مقوله زندگی اجتماعی و غیرسیاسی کردنِ زندگی روزمره و تجربه‌های فردی است. دکتر کاشی تجربه‌های فردی را غیرسیاسی کرده و آن‌ها را به خانه‌ای که قرار است ساخته شود؛ فرستاده است؛ با پیش‌فرض‌هایی چون «دموکراسی آرام» و قانونی که از پایین به بالا شکل می‌گیرد، اما چگونگی‌اش معلوم نیست. در این میان، مسئله‌ی «شر» (شرارت‌های زندگی روزمره)، قوانین موجود، موضوع قدرت و میکروفیزیک قدرت، و نحوه‌ی مقاومتِ زندگی روزمره در برابر سلطه کاملاً مسکوت مانده است.

🔹برخلاف اندیشمندانی که با تکیه بر زندگی روزمره می‌خواهند سیاست را از حاکمیت پس بگیرند، زندگی روزمره در کلام دکتر کاشی بسیار آرام، ساده و به دور از سیاست نشان داده می‌شود. سوژه‌ی کتاب آقای کاشی آرام است و صرفاً زندگی می‌خواهد، اما سوژه واقعیِ جامعه‌ی ما سوژه‌ای رادیکال است که با زندگی‌اش مقاومت می‌کند. اساساً زندگی روزمره و تجارب فردی بدون حضور طبقات، نهادها و جامعه معنادار نیست. در کتاب مشخص نیست نهادها دشمنند یا غیر دشمن؛ نهادها در جهان مشترک ثانوی تصویر می‌شوند که جز دین و سیاست به هیچکدام از آنها پرداخته نمی‌شود. نهادسازی ذیل زندگی و پسینی هم مغفول است و صرفا به شبکه‌ای میان افراد تقلیل یافته است. این در حالی است که دموکراسی از پایین به بالا نیازمند نهادهای رسمی و غیررسمی است.

#از_کتاب
#روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
  • ❤ 1
  • 👍 1
Post #943 429

Forwarded from حلقه دیدگاه نو

Audio
▶️ فایل صوتی
نشست معرفی و بررسی کتاب
«سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی»

با حضور:
#محمدجواد_غلامرضا_کاشی (نویسنده کتاب)
#سمیه_توحیدلو
#جواد_حیدری
#حسین_کمالی
#حسین_کاجی
#جواد_عباسی
#علی_میرسپاسی
#علیرضا_نامور_حقیقی
#محمدرضا_کدیور

Aug 22, 2026
شنبه ۱۴۰۵/۰۵/۳۱
#حلقه_دیدگاه_نو
@didgahenochannel
Post #942 445

Forwarded from روزنوشته‌های سمیه توحیدلو

مروری بر کتاب خلق جهان مشترک ایرانی (بخش سوم)
۳۱ مرداد
🖊سمیه توحیدلو

3️⃣ سیاست و زندگی روزمره: گشودگیِ زندگی در برابرِ تنگیِ فضایِ منازعه
🔻در فصل سوم، جواد کاشی به قلبِ بحرانِ سیاست در ایران می‌زند: شکافی عمیق میان دو پنجره‌یِ گشوده به سوی هم؛ یکی پنجره‌ای که نخبگانِ قدرت و اهلِ سخن به سویِ مردم گشوده‌اند و دیگری، پنجره‌ای که مردم رو به نخبگان باز کرده‌اند. از نگاهِ نخبگان، مردم «ماده‌یِ خام» برایِ طرح‌اندازی، تصمیم‌گیری و اعمالِ سلطه‌اند، اما از نگاهِ مردم، نخبگان بازیگرانی هستند که اغلب جذابیت‌شان را از دست داده و موردِ تردیدند. کاشی معتقد است عرصه سیاست ایران توسطِ «پرصداها» اشغال شده است، در حالی که مردم تماشاگرانِ منفعل نیستند؛ بلکه کنشگرانِ صامتی‌اند که با بی‌اعتنایی به منازعاتِ نخبگان، معنایِ این منازعات را تهی می‌کنند.

🔻 کاشی عرصه سیاست را در سه جهانِ بالنسبه مستقل می‌بیند: ۱. قلمروِ مادیِ منازعه (چرخه‌یِ قدرت)، ۲. قلمروِ اظهاری و زبان‌مند (شبکه‌یِ آموزه‌ها)، و ۳. قلمروِ مبتنی بر متنِ زندگی روزمره. معضلِ اصلی اینجاست که ساختارِ سیاست، نسبت به غنایِ زندگی روزمره «فقیر» است. اربابانِ سخن و قدرت، با «مصادره‌یِ زبان»، قابلیت‌هایِ کلام را در خدمتِ فرم‌دهیِ دستوری به جامعه گرفته‌اند. آن‌ها حقیقت را با «آرزو‌اندیشی‌هایِ محال» درمی‌آمیزند تا افق‌هایِ دلنوازی برایِ منازعه بسازند، اما این سازه‌ها چون از «مقدوراتِ واقعی» مردم فاصله دارند، به «کور‌رنگیِ سیاسی» دچارند.

🔻 کاشی به تحلیلِ عمیقِ مکانیسمِ سلطه می‌پردازد. در جهانِ مدرن، قدرت باید در «بدنِ دیگری» خانه کند؛ چرا که قدرتِ بی‌خانمان، ترس‌آور است. افرادِ جست‌وجوگرِ امنیت، خود را به بدنِ یک حامی (رهبر، ایدئولوژی یا ساختار) می‌سپارند. اما سلطه، عقلانیتی محاسبه‌گر دارد که هدفش «فرم‌بخشی» به مردم است. گروه‌هایِ مقاومت نیز، هنگامی که مبارزه را به یک اصلِ اخلاقی تبدیل می‌کنند، خود به «خانه‌یِ اعمالِ سلطه» بدل می‌شوند. در این بازیِ منازعه، مردم همواره شکست‌خوردگانی هستند که باید فرمِ فاتح را بپذیرند تا «نوبتِ منازعه‌یِ بعدی» فرا برسد. کاشی تأکید می‌کند که این «اقتصادِ قدرت»، با «عقلانیتِ محاسبه‌گر» تداوم می‌یابد؛ اما مردم در متنِ زندگی، تا جایی که بقایشان تهدید نشود، در برابرِ این بنیادهایِ ناقضِ زندگی مقاومت می‌کنند.

🔻 نقطه‌یِ عطفِ این فصل، مفهومِ «مقدوراتِ عملی» است. کاشی معتقد است باید از «آرزو‌اندیشی‌هایِ بزرگ» (که با منطقِ زندگی و بقا سازگار نیستند) فاصله گرفت. او سه مؤلفه برایِ تشخیصِ قلمروِ مقدورات پیشنهاد می‌دهد: ۱. تجربه‌یِ تاریخی (آینه‌یِ تمام‌نمایِ توان‌بودهایِ ملت)، ۲. خردِ موقعیتی (شناختِ محدودیت‌ها و امکان‌هایِ هر فرهنگِ خاص) و ۳. اجماعِ دورانی (حساسیت‌هایِ مشترکِ مردم در یک دورانِ خاص). مقاومتِ واقعی، مقاومتی است که از «حد و حدودِ خود» غافل نیست؛ این مقاومت، قابلیتی است که ریشه در «غریزه بقا» دارد و نه در هیجاناتِ زبانیِ روشنفکرانه.

🔻 کاشی نسخه‌یِ پایانیِ خود را ارائه می‌دهد: روشنفکرِ «فیلسوف‌شاه» (از سنخِ افلاطونی) پاسخگویِ دردِ امروز نیست. روشنفکرِ دوران، باید در کنارِ مردم بایستد، یورشِ «خیال‌اندیشی‌هایِ کلامی» را مهار کند و به جایِ رهبری، در «تشخص‌یابیِ زندگیِ روزمره» مددکار باشد. سیاست باید به زبانِ هنر نزدیک شود؛ یعنی به جایِ «امرِ قاطع و یکدست»، باید «امرِ داوری‌کننده و گشوده» باشد.

🔻 کاشی تأکید می‌کند که خواستِ دموکراسی در ایران، نه یک «وارداتِ فکری»، بلکه ریشه در «متنِ زندگیِ روزمره» دارد (مطالبه‌یِ امنیت، انتظامِ حقوقی و رفاه). او معتقد است باید برایِ هر مطالبه‌یِ سیاسی، دو نسخه داشت: یکی برایِ حکومت و یکی برایِ متنِ زندگی. دموکراسی نه یک ایدئولوژی، بلکه «فرمی از باهم‌بودگی» است که در «تعلیقِ غایت» متولد می‌شود. سوژه‌یِ سیاسیِ کاشی، کسی نیست که از «خودش» فاصله گرفته، بلکه کسی است که برایِ «طرحِ زندگیِ خود» دفاعِ اخلاقی دارد.

🔻در نهایت، کاشی دعوت می‌کند تا حکومت را نه به مثابه «فرشته‌یِ نجات» یا «حقیقتِ متجسد»، بلکه به مثابه «ماشینی کارآمد» برایِ تنظیمِ امورِ حقوقی ببینیم. او با «قانون‌گرا کردنِ سیاست»، می‌خواهد دستِ اربابانِ قدرت و سخن را از «اغواگریِ ایدئولوژیک» کوتاه کند. «سیاست به مثابه احداث خانه»، ایستادن در میانِ دو جبهه است؛ جایی که زبان، در کنارِ مقدوراتِ واقعیِ زندگی می‌نشیند تا نشانِ خود را بر متنِ منازعه مهر کند. سیاستِ آینده، «سیاستِ حضور در کثرت» است؛ جایی که دیگر نه ایدئولوژی، بلکه «رانهِ حیات» و «اعتمادِ سکولار به آینده»، بنیادِ همبستگیِ ایرانیان را می‌سازد.

#از_کتاب
#روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
  • 👏 1
Post #941 549

Forwarded from روزنوشته‌های سمیه توحیدلو

مروری بر کتاب خلق جهان مشترک ایرانی (بخش دوم)
۳۱ مرداد
🖊سمیه توحیدلو

2️⃣ بنیادگریزیِ زندگی سیاسی و خلق معنا: عبور از بنیادهای انتزاعی به جهان مشترک
🔺در فصل دوم کتاب «سیاستی دیگر»، جواد کاشی با کنار گذاشتن پرسش انتزاعیِ «ما کیستیم» از دستور کار سیاست، پیشنهاد می‌دهد که به جای استوار کردن جوامع بر حقیقت‌های کلی و استعلایی، سیاست را بر محور «کاستن از رنج‌ها و آلام ملموس» بنا کنیم. این فصل تلاشی است رادیکال برای بنیادزدایی از سیاست سنتی و بازخوانی مفاهیم «ترس»، «اروس» و «جهان مشترک».

🔺برای درک رنج انسان مدرن، کاشی ابتدا به «هابز» و مفهوم «ترس» رجوع می‌کند. ترس در نگاه هابزی، وضع پیشامدنیِ انسان را دایرمدار خوف از نابودی می‌سازد. اما کاشی این ترس بیرونی را با «ترس وجودی» (از منظر کرکگور و هایدگر) پیوند می‌زند؛ ترسی که ناشی از آشوب، تزلزل و بی‌خانمانی در کلیت زیست انسانی است. ترس در اینجا یک «نابنیاد» است که حیات سیاسی را از ادعاهای پوشالی تهی می‌کند. در کنار ترس، «اروس» (عشق) نیز به عنوان همزاد آن عمل می‌کند. ایدئولوژی‌ها همواره تلاش کرده‌اند با ساختن «پیکره‌های پولادین» و عشق‌های استعلایی (مانند رویکرد افلاطونی یا روسویی)، تن‌های فردی را در یک «مای جمعی بزرگ» منحل کنند. کاشی نشان می‌دهد که این عشق‌های ایدئولوژیک، روی دیگر سکه قدرت‌اند و سرانجام به نفرت و بازتولید ترس می‌انجامند.

🔺 برای گریز از اتمیسم لیبرال و بنیادهای انتزاعی، کاشی چهار فهم از «جهان مشترک» را مطرح می‌کند: ۱. فهم طبیعی که به دنبال کاهش آلام بر مبنای اخلاق همسایگی و نوع‌دوستی است؛ ۲. فهم فلسفی (متکی بر هایدگر و مفهوم «دازاین») که در آن زندگی روزمره و زبان، اولویت هستی‌شناختی پیدا کرده و معنا در بستر شبکه رابطی میان انسان‌ها شکل می‌گیرد؛ ۳. فهم سیاسی (متکی بر هانا آرنت) که سیاست را در متن مراودات روزمره و بر پایه «دوستی» و بدون واسطه حاکمیت تعریف می‌کند؛ و ۴. فهم شبکه‌ای (متکی بر برونو لاتور) که جهان را شبکه‌ای نامتعین می‌داند که در آن «فقدان و نادانی»، موتور محرکِ زایش جهان مشترک است.

🔺 برای غربت‌زدایی از فضای زندگی، کاشی به کالبدشکافیِ دو سطح از جهان‌های مشترک می‌پردازد: جهان‌های مشترک اولیه که زیرپوستی و بنیادی‌اند و شامل عشق (رابطه با دیگری خارج از رتوریک ایدئولوژیک)، دوستی (حضور فراگیر و روزمره)، مسئولیت (اخلاق مراقبت و مواجهه با چهره دیگری از منظر لویناس)، و ایمان (اعتماد سکولار به قاعده‌مندی عالم و روایت‌های انسجام‌بخشِ مک اینتایر) می‌شوند. در مقابل، جهان‌های مشترک ثانویه قرار دارند که انضمامی و زبان‌مندند؛ حوزه‌هایی چون دین و سیاست. دین به عنوان مهم‌ترین جهان ثانویه، زمانی که توسط متولیان یا ایدئولوژی‌ها مصادره شد، کارکرد خود را از دست داد. ایدئولوژی‌ها و روشنفکران دقیقاً با سوءاستفاده از جهان‌های ثانویه و مصادره‌ی خرده‌روایت‌هایِ عشق و دوستیِ جهانِ اولیه، خواستند یک کلان‌روایتِ فربه و سرکوبگر بسازند.

🔺 کاشی در نهایت نتیجه می‌گیرد که روشنفکر باید از برج عاج هدایت‌گریِ توده‌ها پایین بیاید و با تکیه بر مقدوراتِ برآمده از متن زندگی روزمره و جهان‌های اولیه، به تشخص‌یابیِ زیستِ جمعی مدد برساند تا سیاست دوباره در خدمت کاهش رنج انسان‌ها قرار گیرد.

#از_کتاب
#روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
Post #940 498

Forwarded from روزنوشته‌های سمیه توحیدلو

مروری بر کتاب خلق جهان مشترک ایرانی (بخش اول)
۳۱ مرداد
🖊سمیه توحیدلو

1️⃣ سیاست به مثابه «احداث خانه»: بازگشت به زمینِ سفتِ تجربه
🔻جامعه‌یِ ایرانی در دهه‌هایِ اخیر در سودایِ بازگشت به «خانه‌هایِ دیروزی» بوده است؛ رؤیایی که یا در ناسیونالیسمِ باستان‌گرا ریشه داشت و یا در آرمان‌شهرهایِ ایدئولوژیکِ دینی. اما این سودایِ بازگشت، سوژه‌یِ ایرانی را به «بی‌خانمانی» دچار کرد. جواد کاشی در کتاب «سیاستی دیگر»، با عبور از این نوستالژیِ ویران‌گر، «سیاست به مثابه احداث خانه» را در برابرِ «سیاست به مثابه بازگشت به خانه» قرار می‌دهد. او معتقد است ما نباید به دنبالِ سرپناهی باشیم که پیشاپیش در تاریخ یا الهیات تعریف شده است؛ بلکه باید به مددِ مشارکتِ جمعی و خلاقیتِ فردی، خانه‌ای را برایِ زیستن در عصرِ مدرن «احداث» کنیم.

🔻این پروژه‌یِ احداث، ریشه در چرخشی بنیادی به سویِ «تجربه روزمره» دارد. کاشی با استعانت از ارسطو یادآور می‌شود که اگر حقیقتی در کار باشد، نه در ساحت‌هایِ انتزاعیِ افلاطونی، بلکه در متنِ همین زندگیِ عملی و جمعیِ مردمان نهفته است. در این ساحت، «زبان» نقشِ تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند. برخلافِ نگاهِ سنتی که زبان را ابزاری خنثی می‌دید، کاشی با الهام از ویتگنشتاین معتقد است که معنا نه در ارجاع به واقعیتی بیرونی، بلکه در «کارکردِ کلام در یک فرمِ واقعیِ زندگی» شکل می‌گیرد. در نگاهِ ویتگنشتاینی، «حقیقت» در درونِ زبان و در کثرتِ بازی‌هایِ زبانیِ فضایِ اجتماعیِ شهری زاده می‌شود؛ بنابراین، روشنفکر دیگر نمی‌تواند بر هیچ «برجِ عاجی» صعود کند و برایِ کلیتِ جامعه حکم صادر کند.

🔻در این میان، «ایدئولوژی» همان زبانِ بیگانه‌ای است که زندگیِ مردم را مصادره می‌کند. ایدئولوژی‌ها، با انسجامِ کاذبِ نظری، پیچیدگیِ واقعیت را ذبح کرده و به جایِ آن، سازه‌هایِ ساده‌سازی‌شده‌ای می‌سازند که برایِ مردم «زندان» است، نه «خانه». در برابرِ این زبانِ مغلق و بیگانه، کاشی به باختین ارجاع می‌دهد؛ کسی که «امکانِ رهایی» را در متنِ زندگیِ روزمره و چندصداییِ آن می‌دید. از نظرِ کاشی، زبانِ موفق، زبانِ سیاستمداران نیست، بلکه زبانِ هنر و زبانِ زندگی است که در آن، تکثرِ امیال و اطوارِ تنانه به رسمیت شناخته می‌شود.

🔻احداثِ خانه، پروژه‌ای است که «نقشه‌یِ ساختِ پسینی» دارد؛ یعنی برخلافِ ایدئولوژی‌ها که نقشه‌ها را قبل از ساختنِ خانه بر مردم تحمیل می‌کردند، در اینجا خانه در حالِ «شدن» است. این سیاست از «دردِ بی‌خانمانی» آغاز می‌شود و برایِ کاستن از آلامِ انسانی به میدان می‌آید. در این وضعیتِ مابعدِ ایدئولوژیک، سوژه‌یِ ایرانی که دیگر «مخاطبِ وفادارِ» هیچ روایتِ کلی نیست، به یک «سوژه‌یِ سبک‌بال» تبدیل شده که به جایِ انحلال در «مایِ ثقیلِ جمعی»، بر تجربه‌یِ تنانه‌یِ خویش تکیه می‌کند.

🔻در نهایت، «سیاست به مثابه احداث خانه»، نه دعوت به سکون، که فراخوانی برایِ نوعی «غربت‌زدایی» از فضایِ زندگی است. دموکراسی در این نگاه، نه یک قراردادِ صوری در اتاق‌هایِ دربسته، بلکه مشخصه‌یِ یک «خانه‌یِ امن» است که در آن «آشنایی و الفت» به جایِ «ستیز و ستیزِ ایدئولوژیک» می‌نشیند. کاشی با این رویکرد، روشنفکر را نه به مثابه «مهندسِ اجتماعی»، بلکه به مثابه «ناظری دقیق» فرا می‌خواند که باید در کنارِ مردم بایستد، بذرهایِ حقیقت را در متنِ زندگیِ روزمره شناسایی کند و به یاریِ زبانی که از «مقدوراتِ واقعی» برمی‌خیزد، به تشخص‌یابیِ زیستِ جمعی مدد برساند. خانه، ساخته نمی‌شود، بلکه «ساکن» می‌شود؛ و این سکونت، تنها با پذیرشِ این حقیقت میسر است که ما، در بی‌آغوشیِ تاریخ، تنها به «دیگری» و «مشارکت» پناه آورده‌ایم.

#از_کتاب
#روزنوشته‌های_سمیه_توحیدلو
@smtohidloo
  • ❤ 1
Post #939 787

Forwarded from حلقه دیدگاه نو

معرفی و بررسی کتاب
«سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی»

با حضور:
محمدجواد غلامرضا کاشی (نویسنده کتاب)
سمیه توحیدلو
جواد حیدری

Aug 22, 2:00  PM EST
شنبه ۱۴۰۵/۰۵/۳۱، ساعت ۲۱:۳۰ به وقت تهران

لینک کلاب‌هاوس

https://www.clubhouse.com/i/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%DB%8C/v7oliRJv

لینک گوگل‌میت

https://calendar.app.google/YuVmaj53nKCuQcvCA

لینک یوتیوب:

https://www.youtube.com/channel/UChEJTURDqHrYBAWt0MUs2EA

حلقه دیدگاه نو
#حلقه_دیدگاه_نو
@didgahenochannel
  • ❤ 3
  • 👍 1
  • 👏 1
Post #938 1.27K
خانه در آتش است؛ خاموش‌کردن را از کجا آغاز کنیم؟
حمید رضا ایرانی

۱- یادداشت آقای دکتر جواد کاشی با عنوان «خانه‌مان آتش گرفته است» هشدار مهمی درباره وضعیت امروز جامعه ایران است؛ جامعه‌ای که اختلافات سیاسی در آن عمیق‌تر شده، گفت‌وگو دشوارتر شده و جنگ خارجی نیز بر همه این شکاف‌ها سایه انداخته است. اما اگر بپذیریم خانه در آتش است، پرسش بعدی باید این باشد: خاموش‌کردن را از کجا آغاز کنیم؟

۲- به گمان من، در روایت زوال و بحران، بخشی از واقعیت ایران کمتر دیده می‌شود: ظرفیت‌هایی که هنوز این جامعه را سرپا نگه داشته‌اند. ایران بی‌تردید با ضعف جدی نهادهای گفت‌وگو، نمایندگی منافع، حل تعارض، اعتمادسازی و تصمیم‌گیری جمعی روبه‌روست. اما ضعف نهادهای رسمی لزوماً به معنای فقدان ظرفیت اجتماعی نیست.

۳- جنگ اخیر این پرسش را جدی‌تر کرد: اگر جامعه ایران تا این اندازه ازهم‌گسیخته و فروپاشیده است، چرا با یک شوک بزرگ خارجی از کار نیفتاد؟ در روزهای جنگ، بسیاری از ما شاهد بودیم که زندگی روزمره، خدمات عمومی، کسب‌وکارها و شبکه‌های اجتماعی با همه دشواری‌ها ادامه یافت. حتی کسانی که ممکن است از وضعیت اقتصادی یا سیاسی کشور به‌شدت ناراضی باشند، الزاماً وظیفه، شهر و جامعه خود را رها نکردند.

این رفتار را نمی‌توان ساده‌انگارانه «حمایت از حکومت» نامید. شاید لازم است میان حکومت، دولت، جامعه و کشور تمایز بیشتری قائل شویم. ممکن است فردی منتقد حکومت باشد، اما نسبت به کشور، محله، شغل و دیگر شهروندان احساس مسئولیت کند. نارضایتی سیاسی الزاماً به معنای میل به فروپاشی نیست.

۴- شاید در جامعه ایران نوعی «ظرفیت نهفته و توزیع‌شده» وجود دارد؛ ظرفیتی که فقط در دولت و سازمان‌های رسمی مستقر نیست، بلکه در خانواده‌ها، اصناف، بنگاه‌های کوچک، شبکه‌های حرفه‌ای، روابط محلی، فرهنگ، حافظه تاریخی و تجربه میلیون‌ها فرد پراکنده است.

در اقتصاد نیز نمونه‌های مشابهی داریم. در برخی صنایع ایران، تولید میان هزاران واحد کوچک در نقاط مختلف کشور توزیع شده است. این پراکندگی از نظر بهره‌وری و هماهنگی هزینه دارد، اما یک مزیت مهم نیز ایجاد می‌کند: ریسک را توزیع می‌کند و تاب‌آوری سیستم را بالا می‌برد.

۵- شاید در سطح جامعه نیز با چیزی شبیه به همین پدیده روبه‌رو باشیم: تاب‌آوری ناشی از توزیع ظرفیت. البته این سخن نباید به دفاع از ضعف نهادی منجر شود. ظرفیت‌های فردی و شبکه‌های غیررسمی می‌توانند یک جامعه را در بحران سرپا نگه دارند، اما نمی‌توانند برای همیشه جای نهادهای کارآمد را بگیرند. تاب‌آوری پراکنده ممکن است برای بقا کافی باشد، اما برای توسعه کافی نیست. مسئله اصلی شاید دقیقاً همین باشد: چگونه این ظرفیت‌های پراکنده را به ظرفیت جمعی و نهادی تبدیل کنیم؟

۶- از این منظر، شاید یکی از مشکلات دیرپای اندیشه سیاسی ما نیز آشکار شود. ما در مواجهه با مسئله، گاهی خیلی سریع از «اصلاح» به «تغییر کامل صورت مسئله» می‌رسیم. هنگامی که ساختاری درست کار نمی‌کند، به‌جای پرسیدن اینکه کدام بخش، کدام قاعده یا کدام رابطه باید اصلاح شود، گاهی به این نتیجه می‌رسیم که کل نظم باید کنار گذاشته شود.

تاریخ معاصر ما نیز ارزش بازاندیشی از همین زاویه را دارد. شاید بسیاری از مسیرهای تاریخی از ابتدا اجتناب‌ناپذیر نبوده‌اند؛ بلکه مجموعه‌ای از تصمیم‌ها، عدم‌تصمیم‌ها، فرصت‌های ازدست‌رفته و رادیکال‌شدن‌های متقابل، به‌تدریج گزینه‌های میانی را بسته‌اند تا سرانجام تنها یک راه ممکن به نظر رسیده است.

۷- شاید مسئولیت اندیشه دقیقاً همین‌جا باشد: حفظ و گشودن گزینه‌ها. اندیشمند فقط وظیفه ندارد بگوید خانه می‌سوزد. باید نشان دهد کدام بخش‌ها هنوز سالم‌اند، کدام دیوارها بار خانه را تحمل می‌کنند و از کجا می‌توان بازسازی را آغاز کرد. پس اگر خانه در آتش است، پیش از آنکه مرثیه زوال بخوانیم، باید یک پرسش را جدی بگیریم: با وجود همه این بحران‌ها، این خانه چگونه هنوز ایستاده است؟

پاسخ به همین پرسش شاید به ما بگوید خاموش‌کردن آتش را از کجا باید آغاز کنیم.
  • 👍 12
  • ❤ 3
  • 👎 1
Older posts →

About this channel

How can I read @mjavadkashi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for زاویه دید: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does زاویه دید have?
زاویه دید (@mjavadkashi) has 895 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does زاویه دید know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →