سهگانهی مینور
فلسفه | ادبیات | موسیقی
بساط ما در اینستاگرام هم دایر است
بیایید آنورِ بازار
Instagram.com/Minor.quote
Boost
https://t.me/boost/Minor_chnl
Post #3375
6.71K
𝗠𝗶𝗻𝗼𝗿|مینُــور شما نمیتوانید هم شخصیت قوی و هم زندگی آسان را آرزو کنید؛ بهای هر کدام، دیگری است. 𝗠𝗶𝗻𝗼𝗿 | مینـُـور
شخصیت آن چیزی نیست که با زورِ وازلین توی بیوی اینستاگرام میچپانی و تنگش هم دو خط از نیچه و حافظ نقلقول میآوری تا برای چهارتا جوجهفینقیلی ادای فضل و روشنفکری درکنی. خیر آقا جان! شخصیت همان "نه"ی بیموقعیست که درست در ثانیهی مجیزگویی و کاسهلیسی خرخرهات را میگیرد و ولکنت هم نیست، همانجا که مصلحت ایجاب میکند سرت را مثل گاو بیندازی پایین و بعلهقربان بگویی اما یک چیزی تهِ حلقت قلقل میکند و گند میزند به هیکلت.
بهایش را نقدِ نقد از خشتکت درمیآورند و چک و چانه هم ندارد، از جیب رفاقتهای دوزاری، از جیب عافیت و آسایش، گاهی هم از سفرهی نانِ شبت! آن کسی که دنبال نسیه است همرنگ جماعت میشود که البته جماعت هم جا میدهند، حتی جای خوب، بغل دستِ صاحب مجلس!
قافلهی اکثریت امن است، بوی گند تنپروری و گوسفندوارگی میدهد، زیر کرسیاش گرم است و خب لایک هم دارد. قدیمها که عقلی در کلهی آدمیزاد پیدا میشد میگفتند: النّاس علی دینِ مُلوکِهِم، اما حالا در این عصر دیجیتال باید کمی تغییرش داد و گفت: النّاس علی دینِ الگوریتمِهِم!
مایی که مثلا میخواهیم توی این لجنزار آدم باشیم (که البته ادعای گزافی است) باید توی کَتمان برود که آدمبودنِ بیاجازه یکجور بدهکاری مادامالعمر است که وامی برایش نمیدهند و ضامن هم قبول نمیکنند. تهِ این سگدو زدنها هم معلوم نیست به کجا ختم میشود نهایتش شاید همین باشد که آن شبی که همهی خوکها در خواب نازند با خودت توی آینه چشمتوچشم شوی و از ریخت خودت عُق نزنی...
میارزد؟ چه میدانم والاه! گور پدرِ ارزشگذاری... فقط همینقدر میدانم که این پدرسوختهها آدمیت را ارزان نمیفروشند و باید برایش خون بالا بیاوری.
بهایش را نقدِ نقد از خشتکت درمیآورند و چک و چانه هم ندارد، از جیب رفاقتهای دوزاری، از جیب عافیت و آسایش، گاهی هم از سفرهی نانِ شبت! آن کسی که دنبال نسیه است همرنگ جماعت میشود که البته جماعت هم جا میدهند، حتی جای خوب، بغل دستِ صاحب مجلس!
قافلهی اکثریت امن است، بوی گند تنپروری و گوسفندوارگی میدهد، زیر کرسیاش گرم است و خب لایک هم دارد. قدیمها که عقلی در کلهی آدمیزاد پیدا میشد میگفتند: النّاس علی دینِ مُلوکِهِم، اما حالا در این عصر دیجیتال باید کمی تغییرش داد و گفت: النّاس علی دینِ الگوریتمِهِم!
مایی که مثلا میخواهیم توی این لجنزار آدم باشیم (که البته ادعای گزافی است) باید توی کَتمان برود که آدمبودنِ بیاجازه یکجور بدهکاری مادامالعمر است که وامی برایش نمیدهند و ضامن هم قبول نمیکنند. تهِ این سگدو زدنها هم معلوم نیست به کجا ختم میشود نهایتش شاید همین باشد که آن شبی که همهی خوکها در خواب نازند با خودت توی آینه چشمتوچشم شوی و از ریخت خودت عُق نزنی...
میارزد؟ چه میدانم والاه! گور پدرِ ارزشگذاری... فقط همینقدر میدانم که این پدرسوختهها آدمیت را ارزان نمیفروشند و باید برایش خون بالا بیاوری.
📖 یادداشتهای بیترتیب (به قلم ادمین)
- 🔥 31
- 👍 22
- ❤ 21












