کامل ترین و به روز ترین آرشیو و کالکشن فارسی و انگلیسی کمیک، گرافیک ناول، و تمام آثار اقتباسی مرتبط با آن ها در ایران.
...................
لیست چنل های آرشیو و کارهای چنل:
(@Midrow)
تعرفه تبلیغات:
(@Midrow_ad)
Post #6000
487
MI @midrow_comic
Showing posts older than #6001 · Back to latest

[مطالعه جلـــــــــد پیـــــشین]
[منبع قســـــــــمت چهـــــارم از
فصل دوم سریال سنــــــــدمن]

[مطالعه ایشو قبل]

اثری از از «چیپ زدرافسکی»
(برندهی جایزهی آیزنر،
خالق Daredevil و Sex Criminals)
و «جیکوب فیلیپس» (هنرمند در حال
ظهور That Texas Blood)،
خلاصه داستان:
ایستون نیوبِرن کارآگاهی خصوصی
است که به هیچکس وفادار نیست
و درگیریهای میان جناحهای رقیب
جنایتکار را بررسی میکند. او به
همراه دستیارش امیلی، به دنبال
قاتلان، آتشافروزان و مقامات
فاسد میگردد – در حالیکه
سعی دارد خودش هدف بعدی
آنها نباشد.نیوبِرن را دنبال میکند؛
مردی که برای تمام سازمانهای
جنایی نیویورک کار میکند در
این راه، دشمنانی بیشمار برای
خودش میسازد.
[مطالعه جلد قبل]

«آزمون بنیادینِ اخلاقِ بشری،
در پیوندِ او با کسانی رقم میخورد
که یکسره بیدفاع و مقهور در
چنگالِ او رها شدهاند: جانوران.»
میلان کوندرا - بارِ هستی
در تلاقیِ شکنندهٔ روزمرگی و خروشِ رام
نشدنیِ طبیعت، بادی بیکر نبضِ
پنهانِ جهان را در رگهای خویش
بازمییابد؛ آمیزهای شگفت از گوشت
و پیوند که با هر بالزدن، غرش و تپش
در پهنهٔ خاک همنواست. هنگامی که
مرز میان انسان و وحش، شکارچی و
طعمه، و پندار و حقیقت فرو میریزد،
او فراتر از جامهٔ قهرمانی گام مینهد
تا کالبدِ رنج و پیوندِ ناگسستنیِ زیستگان
شود؛ نبردی شکوهمند در مسلخِ
خاموشِ زمین، برای بازپسگیریِ
فریادِ هر آنکس که دهانی برای
مویه ندارد.
نسخه تکمیلی که در دو جلد منشر
میشود، مناسب برای چاپ و کلکسیون

«آزمون بنیادینِ اخلاقِ بشری،
در پیوندِ او با کسانی رقم میخورد
که یکسره بیدفاع و مقهور در
چنگالِ او رها شدهاند: جانوران.»
میلان کوندرا - بارِ هستی
در تلاقیِ شکنندهٔ روزمرگی و خروشِ رام
نشدنیِ طبیعت، بادی بیکر نبضِ
پنهانِ جهان را در رگهای خویش
بازمییابد؛ آمیزهای شگفت از گوشت
و پیوند که با هر بالزدن، غرش و تپش
در پهنهٔ خاک همنواست. هنگامی که
مرز میان انسان و وحش، شکارچی و
طعمه، و پندار و حقیقت فرو میریزد،
او فراتر از جامهٔ قهرمانی گام مینهد
تا کالبدِ رنج و پیوندِ ناگسستنیِ زیستگان
شود؛ نبردی شکوهمند در مسلخِ
خاموشِ زمین، برای بازپسگیریِ
فریادِ هر آنکس که دهانی برای
مویه ندارد.
نسخه تکمیلی که در دو جلد منشر
میشود، مناسب برای چاپ و کلکسیون
Midrow Comic 💫#اختصاصی میدرو کمیک با افتخار تقدیم میکند ترجمه: Metal Gear Solid داستان متال گیر یک در غالب کمیـــــــــــــــک «تنها مردگان، پایان جنگ را دیدهاند.» جرج سانتایانا - سولیلویها در انگلستان خلاصه داستان: بر پهنهٔ جزیرهای متروک در انتهای یخبندانِ آلاسکا،…

داستان متال گیر یک در غالب
کمیـــــــــــــــک
«تنها مردگان، پایان جنگ را دیدهاند.»
جرج سانتایانا - سولیلویها در انگلستان
خلاصه داستان:
بر پهنهٔ جزیرهای متروک در انتهای
یخبندانِ آلاسکا، برف خاکسترِ
گناهان را میپوشاند و زوزهٔ گرگها
در آهن و سیمان میپیچد. سالید
اسنیک، شبحی راندهشده از صلح،
به دوزخِ «شَدو موزیز» فراخوانده
میشود تا دهان هیولایی هستهای
را پیش از بلعیدن جهان ببندد. اما
این رخنه در دلِ پایگاه، نبردی با
دشمن نیست؛ روبهرو شدن با
ارواح خویشتن است، پنجه در
پنجه با برادری برآمده از همان
خونِ نفرینشده، در سایهٔ سلاحی
غولپیکر که تجسمِ غرور انسان
است. در این برزخ خاکستری،
گلولهها سرنوشت را نمینویسند،
بلکه مرز میان انسان بودن و ابزارِ
جنگ ماندن آزموده میشود.

«تمامِ چیزهایی که میشناسیم، سایههایی
بر دیوارهٔ غارِ ذهناند؛ ما تنها انعکاسِ
حقیقت را میپرستیم، بیآنکه جرئتِ
نگریستن به خورشید را داشته باشیم.»
افلاطون - جمهوری
خلاصه داستان:
در خاکسترِ هجومِ مریخیهای سپید،
جان جونز پشت نقابِ فانیِ انسانی
پناه جسته است؛ غافل از آنکه سایهٔ
شوم «سازمان» شهر را به محاصره
درآورده. آخرین بازماندهٔ مریخ در
جدال میان کتمانِ هویت و فورانِ
قدرتهای لایتناهیاش، به نبردی
تبآلود در مرزِ ذهن و جنون
کشیده میشود؛ جایی که برای
نجات خویش، چارهای جز رویارویی
با حقیقتِ غریبهٔ درونش ندارد.
[مطالعه جلد قبل]
Midrow Comic 💫#اختصاصی میدرو کمیک با افتخار تقدیم میکند کمیک: Shade The Changing نام جلد: America Scream نوشته پیتر میلیگان خالق انیگما، هیومن تارگت طراحی کریس باچالو طراح (مرگ بهای سنگین نفس کشیدن) و اسپایدرمن شگفت انگیز «من بهترین ذهنهای نسلِ خود را دیدم که زیرِ چرخدندههای…
سوار بر جریان جنون از راه میرسم.
من «رک شید» هستم؛ مرد دگرگون شونده.
بعضی قهرمانها ذهن میخوانند. بعضی پشت دیوارها را میبینند. من؟ من جنون را میبینم.
جنون خودش را بر من آشکار میکند. نه فقط در قالب علائم، بلکه به شکل هذیانی مرئی و ملموس.

نوشته پیتر میلیگان
خالق انیگما، هیومن تارگت
طراحی کریس باچالو طراح
(مرگ بهای سنگین نفس کشیدن)
و اسپایدرمن شگفت انگیز
«من بهترین ذهنهای نسلِ خود را
دیدم که زیرِ چرخدندههای جنون،
تکهتکه شدند؛ گرسنه، هیستریک،
لخت و سرگردان…»
آلن گینزبرگ - «زوزه» (Howl)
خلاصه داستان:
واقعیت، زخمیست عمیق بر تنِ
هستی که از آن، جیغِ بنفشِ
سرزمینی فراموششده بیرون
میتراود. رَک شِید؛ سرگردانِ ابدی،
در پوستی که مالِ او نیست، میانِ
کالبدِ یک قاتل و روحِ یک دنیا. او
آمده تا با جنونِ خویش، دیوانگیِ
مطلقِ این خاک را مهار کند؛ نبردی
در قلبِ توفانِ پوچی، جایی که مرزِ
میانِ «بودن» و «نابودن» زیرِ گام
هایِ مسافرِ مِتا، فرو میریزد.