میدرو کمیک با افتخار تقدیم میکند
ترجمه: Metal Gear Solid
داستان متال گیر یک در غالب
کمیـــــــــــــــک
«تنها مردگان، پایان جنگ را دیدهاند.»
جرج سانتایانا - سولیلویها در انگلستان
خلاصه داستان:
بر پهنهٔ جزیرهای متروک در انتهای
یخبندانِ آلاسکا، برف خاکسترِ
گناهان را میپوشاند و زوزهٔ گرگها
در آهن و سیمان میپیچد. سالید
اسنیک، شبحی راندهشده از صلح،
به دوزخِ «شَدو موزیز» فراخوانده
میشود تا دهان هیولایی هستهای
را پیش از بلعیدن جهان ببندد. اما
این رخنه در دلِ پایگاه، نبردی با
دشمن نیست؛ روبهرو شدن با
ارواح خویشتن است، پنجه در
پنجه با برادری برآمده از همان
خونِ نفرینشده، در سایهٔ سلاحی
غولپیکر که تجسمِ غرور انسان
است. در این برزخ خاکستری،
گلولهها سرنوشت را نمینویسند،
بلکه مرز میان انسان بودن و ابزارِ
جنگ ماندن آزموده میشود.
شماره: 1 تا 12 [پایان یافته]
🔺ادیتوران: M.T.A امیرسروش
🔺کلینر: دنیل، امیر سروش
🗣مترجم: PTA
