تاریخ: ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۱:۲۲
برای: برای خواننده های نیمه شب
رهای عزیزم
تو
همچون رهگذر بی کفشی در جاده ای پر از سنگریزه
زخمی و ساکت هستی
تو از آن ماشین های در حال گذر انتظار شنیده شدن داری
اما آن ها به صدای جاده ی خودشان گوش سپرده اند
و دیگر گوش ای برای شنیدن درد و دل های خاک خورده ات ندارند
تو تنهایی
دربرهوتی با وسایلی که در جاده جا گذاشته ای
تو از دست داده ای
خاطراتی که زیر سنگ های مسیر پنهان کرده ای
در طول قدم هایت ،چشمانت و گوش هایت باز
و دهانت را بسته نگه داشتی
خیانت تو از این اصل شروع شد
رهگذری که همه چیز دیده
و هیچ چیز نشان نداده
سردرگمم
نمیتوانم بگویم به کدام دست بپیچی
اما میتوانم بگویم
تنها کافیست به آسمان نگاه کنی
تا همه ی رازها برایت برملا شوند
امضا: قهوه تلخ و شکلات
وضعیت نامه: مچاله
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #512
371
- 🌚 2