ساعت: ۰۱:۰۶
برای: کسی که روزی آنقدر حوصله داشته باشد که انبوه نامه هایم را بخواند
این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…
سلام . این اولین نامه من به تو هست . به تویی که انقدری حوصله داری که بشینی نامه بخونی ،توی دنیای پیامک ها و فضای مجازی ...
اولین نامه برای شناختن منه . من کیم؟ من ساده لوح زود باوریم که فکر میکرد میتونه به همه چیز هایی که میخواد برسه ، ولی یه چیزی رو من نمیدونستم ، من نمیدونستم که به همه چیز نمیشه رسید ، برای رسیدن به بعضی چیزا ، باید هزینه زیادی بدی ، اونقدری که ارزشش رو نداره درنهایت ، برای بعضیای دیگه از جونت مایه میذاری ، ولی از جای دیگه مقدر شده نشن ، اما، بعضیای دیگه که اندازه قبلیا دلخواه نیستن ، یهو تو دستت میان ، میبینی داریشون ، و این اسمش زندگیه ...
من یاد گرفتم این یه قانون رو و از اون موقع به بعد توی گذشته و خواسته هام گیر نمیکنم .
ولی این ساده لوحی ام فقط به خاطر این نیست ، به خاطر باور آدماست ، من آدم هارو بد نمیبینم ، و همین باعث ضربه های متعددم شده ، اما تجربه؟ نه ! من هنوز هم آدمهارو بد نمیبینم:)
من اگه باهات بد رفتاری کردم ، بهم بگو ناراحت شدی ، اما باهام قهر نکن ، من همووون لحظه پشیمون میشم از چشمام معلومه ، اگه خوب نگاه کنی! فقط کاش میتونستم به زبون بیارمش:(
اگه این نامه ها دستته احتمالا انقدر برام عزیز بودی که حرف های بی پردم رو بهت نشون بدم، پس پشیمونم نکن! من واقعا نمیخوام مجبور باشم از دستت بدم ...
دیگه نمیخوام اولین نامه طولانی بشه ، منو بیشتر خواهی شناخت، لابه لای کلمات نامه های بعدی احتمالا..
اولین نامه قشنگی نبود، اما با عجله نوشتم فقط چون نمیخوام از سر تردید هی عقب بیفته و ننوشته بمونن .
امضا: لاجوردِ نیلگون
وضعیت نامه: مچاله
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب