ساعت: ۰۱:۰۴
برای: برای محبوب دلم
این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…
و در شب، پی میبری که هستی تا چه اندازه زیباست.
زیبایی شب وصف ناپذیر است؛
همانند عشقی که در قلبم نسبت به محبوبم جاریست.
محبوب دلم را به اندازه دریای بی کران دوست دارم؛
آنقدر که اگر بخواهم اندازهی عشق خود را بیان کنم،
باید تمام وسعت آسمان را به زبان بیاورم؛
عشقی به گستردگی راه شیری،
به بیکرانگی آسمان،
و به روشنی ماه در دل تاریکی.
گویی خورشید و ماه و تمام فلک در کارند
تا هر روز دلیل تازهای برای دوست داشتنش پیدا کنم؛
اما با تمام این زیباییها، من از او دورم؛
دوریای شبیه فاصلهی آدمها از ماه در آسمان شب.
و چه سخت است دوست داشتن کسی
که دلت میخواهد تمام زیباییهای جهان را با او تقسیم کنی،
اما فاصله میان تو و او اجازه نمیدهد.
من او را نه اندک، نه معمولی،
بلکه به اندازهی تمام لحظههایی که به یادش میگذرد، دوست دارم؛
به اندازهی تمام ستارههایی که در آسمان شب میدرخشند،
و شاید حتی بیشتر؛
چون برای عشق من، هیچ آسمانی آنقدر بزرگ نیست که بتواند اندازهاش را در خود جای دهد.
من میخواهم با محبوب دلم تمام جهان را بنگرم؛
از طلوع آرام خورشید تا آخرین روشنایی غروب،
از بارانهای پاییزی تا شبهای پرستارهی تابستان.
میخواهم کنار او به آسمان خیره شوم
و هر ستاره را بهانهای برای ساختن یک خاطره کنیم؛
میخواهم به صدای ارامبخش دریا به گوش بسپارم،
بوی خاک نم گرفته بعد از باران را حس کنیم،
در میان عطر گلها قدم بزنم؛
و در کنار آتش در یک روز سرد او را به آغوش بکشم،
و در هر گوشهای از این جهان، زیبایی او را به یاد بیاورم.
میخواهم روزی برسد که این فاصله دیگر میان ما نباشد؛
روزی که به جای شمردن لحظههای دوری،
لحظههای بودنمان را بشمارم.
و اگر تمام جهان را هم ببینم،
باز هم زیباترین منظره برای من
لحظهای خواهد بود که در کنار محبوب دلم ایستادهام و جهان را از نگاه او تماشا میکنم...
امضا: معشوقِ آسمان
وضعیت نامه: معطر
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب