تاریخ: ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۲۵
برای: نام مستعار سوار بر ابرها
میفهممت . منم نمیخواستم درگیر بشم اما اون با تموم اشخاص دیگه متفاوت بود .
تنها کسی که من و پذیرفت ، درکم کرد ، صدش رو برام گذاشت و بهم محبت کرد .. و همین محبتش من رو معتاد کرد و الان حتی یه ذره هم از قلب و ذهنم فاصله نمیگیره
امضا: ویلِ جی
وضعیت نامه: تاخورده
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #506
269
پستخانهٔ نیمهشب تاریخ: ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ ساعت: ۰۰:۰۶ برای: ویلِ جی منم مبتلا به این قضیه شدم شده فقط یه نفر به خاطر یه بار دیدن اونم به عنوان رهگذر و با به اسم به یاد بیاری؟ خیلی سخته ولی من هموز روزنه های امید رو دارم و برای عشق عجله نمیکنم خودم و مشغول میکنم با کتاب خوندن،زبان…