ساعت: ۰۰:۱۹
برای: همه ی آنهایی که خاموش گشته اند ...
این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…
احساس : یادته اون روز ...
مغز : خفه شو خفه شو دیگه نمیخوام صدا تو بشنوم از بس پی حرفت رو رفتم از بس گفتی بزار ببینم تهش چی میشه به همین روز افتادی ، تا کی میخوام یادبگیری مثل یه آدم سالم زندگی کنی ، چرا واسه آدمای پلاسیده خودتو خرج میکنی ، تا کی ؟ چقدر تحمل آخه؟
چرا یاد نمیگیری که بفهمی زندگی جای آدم های با وفا نیست اینجا اگه پی آرزوهای خودت نباشی از بین میری ، جوری که حتی نمیتونی نفس بکشی ....
قربان چشمان قشنگت بشم من ، چطور دلت میاد اینا رو سرخ کنی ؟ یا چطور دلت میاد دوباره خودتو و قلبتو خون کنی ؟ چطور دلت میاد ذهن منو مشغول کنی و از زندگی خودت عقب بیفتی
تمومش کن این احساسات رو
و در آخر میخوام بهت بگم
به درک ، واقعا به درک
به درک هرکی رفت
به درک که قلبتو شکوندن تو ام قلبشونو بشکون(😅🙂)
به درک اگه کسی نتونست تو رو بفهمه ، تو ام اونا رو درک نکن نفهم شون
به درک کسی نتونست تو رو یاد بگیره
به درک اگه در موردت بد فکر کردن ، تو هم بد فکر کن چون اگه بفهمن به همه چی خوشبینی تورو ساده حسابت میکنن ، شخصیتت رو خرد میکنن
به درک اگه بدت رو گفتن
به درک اگه این دنیا باهات تا الان بد تا کرده
به درک اگه ولت کردن ... به پهلوی چپ ات ام نباشه ، اونا یه روزی نه ،،، بارها تو رو رها کردن پس باید میرفتن
و در آخر میگم ....
نفس عمیق بکش دختر آروم باش و زندگی کن ، زندگی نه ها ، زندگییییی
اینجوری که وقتی غذا میخوری ، لذت ببری با تمام وجودت خدارو شکر کنی
اینجوری که وقتی میری تو جنگل از ته عمق شش هات نفس بکشی و کیف کنی که داری نفس میکشی
اینجوری که وقتی داری کار میکنی با عشق کار کنی لذت ببری که به مهارتی رو بلدی
اینجوری که وقتی زبان جدید داری میخونی با تمام وجودت حس کنی واقعا همون زبان رو بلدی و لذت میبری حتی اگه با خودت چرت و پرت بگی ول یکسی نفهمه
آره عزیزم دیوونه گی کن آهنگ بزار با صدای بلند برقص ، شادی کن ...
اگه ناراحتی فاز اینو بردار که زخم عمیق خوردی که هیچ وقت خوب نمیشی ولی بلند شو برگرد و دوباره تلاش کن به خودت کمک کنی
و در آخر ...
خودتو و آرزوهاتو لطفا فراموش نکن اونا یه روزی واقعی میشن من مطمئنم
امضا: خورشیدِمآه
وضعیت نامه: جوهرآلود
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب