تاریخ: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۲۳:۵۶
برای: برای کسی که هرگز نخواهد فهمید چه بر سر من آمده
گیجم ، گیج و داغون . از اون داغونایی که هنوز انگار عمق فاجعه رو درک نکرده . عاشق کسی شدم که حتی برای خودم هم قابل پذیرش نیست چه برسه به باقی آدما . نمیدونم باید چیکار کنم . مغزم آشفتهست و آژیر های خطرش رو فعال کرده اما قلبم انگار دستشو زیر چونهش زده و با یه لبخند بزرگ داره به اون فکر میکنه ؛ و هیچکدومشون به فکر منِ گیج نیستن که این وسط گیر کرده ولی هنوزم به فکر اونه . میدونم باید چیکار کنم اما انگار قفل کردم . باید فقط فراموشش کنم اما نمیتونم . هر بار که میگم باید دیگه تمومش کنم خودمو داخل اون صفحه پیدا میکنم . ایندفعه دیگه تمومه ، فقط یکبار دیگه ..
امضا: ویلِ جی
وضعیت نامه: سوخته
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #498
327
- 💔 6
- ❤ 1