TGViewer
پست‌خانهٔ نیمه‌شب پست‌خانهٔ نیمه‌شب @midnight_post · 2.78K subscribers
Post #494 331
تاریخ: ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
ساعت: ۲۳:۳۷
برای: برای تویی که هرگز این نامه را نمیخوانی اما شاید یک غریبه بداند چه میگویم

این نامه، کمی بیشتر از یک نفس است…

دو شبه که دلم میخواد بنویسم
بنویسم از دردی که همه ی این مدت روی شونه هام سنگینی میکنه
ازون دردایی که تکرارش فرسودت میکنه نه شدتش
نمیدونم اون بیرون کسی مثل من هست ؟
کسی که واسه از دست رفتن و تغییر عشق یه دوستی عمیق سوگوار باشه
نه برای یه رابطه عاشقانه بلکه واسه هم بازی بچگیش
همه بهم میگن اهمیت نده بگذر
من خیلی وقته اهمیت نمیدم که چقدر همه چیز تغییر کرده بینمون
اما دردش خیلی سنگینه
دردش هنوز هست
من فقط یادمه قلبامون کاملا وصل بود
میتونستیم راجب همه چیز باهم صحبت کنیم
هیچوقت همو قضاوت نمیکردیم
خود واقعیمون بودیم
و زیاد وقت میگزروندیم
انقدر باز بود قلبامون که بدون توضیح دادن همه چیزو راجب هم درک میکردیم

و بعد
همه چیز تغییر کرد
و من انگار یه دیوار محکمی که تو زندگیم داشتمو دیگه نداشتم یا بهتره بگم گم کردم اون دیوار کجاس
دیگه دل و حوصله ی منو نداشت
دوسداشت با ادمای دیگه ای وقت بگذرونه
ولی هنوزم وقتی خیلی غمگین بود به من پناه میاورد
و من شدم یه قاب عکس گوشه ی زندگیش
دوسم داره ؟ اره
معلومه که ما عاشق قاب عکسامونیم
میزاریمشون یجای خوب
و همین که یجای خونه باشن و لبخند بیارن به لبمون کافیه
ولی هیچکس با قاب عکس گوشه ی خونش چایی نمیخوره :)
ولی اون فقط مثل یه قاب عکس منو تو زندگیش میخواد
خواستم بگم درمو ولی انگار نمیخواس که گوش بده
میگه اشتباه میکنی
ولی من دارم زندگیش میکنم این دردو

باهم حرف میزنیم گه و گاه بیرون میریم
ولی این سوگواری درون من
انتها نداره انگار
همیشه اون درد هست
چون چیزی که باهم داریم یه ارتباط سطحی و پر از فاصلست
و من نمیدونم باید چکار کنم
نمیگم به اندازه اولش درد داره
بهتر شده
چون منم دیگه اون ادم با شوق سابق نیستم
منم تغییر کردم
ولی این درد هنوزم هست
و اصلا نمیفهمم چرا
رفتن ادما تو زندگیم همیشه راحت تر از تغییر کردنشون بود....
و باید بگم من همیشه قوی بودم و تجربه از دست دادن ادمایی که برام مهم بودن رو داشتم ولی این درد یه جنس دیگس
و در نهایت هیچ چیز نمیخوام هیچ دوستی که باید بزور و تلاش توش توجه و عشق بیاد رو نمیخوام
صرفا قلبم نیاز به تسکین ازین درد داره
و من واقعا نمیدونم چطوری فقط میخوام که رها شم :)

ممنون بابت وقتی که برا خوندن گزاشتید
شبتون بخیر🌿

پ . ن : اگر کسی تجربه این چنینی داشته ممنون میشم بگه چطور باهاش کنار اومده


امضا: Av
وضعیت نامه: نمناک
تمبر: ثبت‌شده در پست‌خانهٔ نیمه‌شب
  • ❤ 1
  • 💔 1
More from @midnight_post
  1. Oct 15, 2026لقب یکی از نمناک‌ترین نامه های پست خانه نیمه‌شب.
  2. Oct 15, 2026لقب یکی از زیباترین نامه های تاخورده پست خانه نیمه‌شب.
  3. Oct 15, 2026آخرین پاکت امشب هم به راه افتاد… چراغ‌های پست‌خانه خاموش شدند؛ اما نامه‌هایی که هنوز در را…
  4. Oct 15, 2026تاریخ: ۲۴ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۲:۱۳ برای: تُ خیلی دوست داشتم ببخشمت خیلی سعی کردم ولی واقعا دلگ…
  5. Oct 15, 2026تاریخ: ۲۴ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۲:۰۰ برای: خورشید بانو من راه و رسم دقیق نامه نوشتن رو نمیدونم و…
  6. Oct 15, 2026تاریخ: ۲۴ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۰۱:۳۱ برای: برای عزیز کرده✨️💜🌱 گاهی یادم میره از زندگیم رفتی دو…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →