تاریخ: ۲۴ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۰۰:۲۷
برای: برای طاقچه قلبم
حس تعلق نداشتن به هیچ جا و هیچ کس مرا رها نمیکند!!!
با خودم فکر میکنم چرا باید در خانه خودم احساس غریبی کنم؟؟
چون ذوقم کور شده است؟؟ شاید:
ولی میدانی من به آن مروارید کوچک قول داده ام که مادر خوبی برای دخترم باشم،با مردی صبور و باحوصله ازدواج کنم؛کسی که تمام رنج های تمام این سالها را از روی دوشم بردارد!!
و مهم تر از همه زنی موفق در حرفه های مورد علاقه ام باشم و در پیری خاطراتی داشته باشم که برای نوه هایم تعریف کنم.
شاید بعضی خوانندگان این نامه امید در دلم برایشان مسخره باشد ؛اما من باور قلبی دارم که بزودی اشک شوق مردم سرزمینم را خواهم دید و نور بر تاریکی پیروز میشود.
امضا: مروارید
وضعیت نامه: جوهرآلود
تمبر: ثبتشده در پستخانهٔ نیمهشب
Post #1266
142
- ❤ 6
- 🕊 1