🌱
مرجعیت غرب؟
غرب مرجعیت خود را در علوم انسانی و تاریخ، با «قدرتِ تعریف کردن» تثبیت کرد. در قرن نوزدهم، شرقشناسی، شرق را به صورت «دیگری» بازتعریف کرد و روایتهای نژادپرستانه و استعماری را با ادعای «رسالت تمدنسازی» همراه کرد.
تاریخنگاری اروپایی، ایران را از دریچهٔ منابع یونانی-رومی خواند و با تحمیل مفاهیمی مثل «قوم» و «ملیت» بر اساس دادههای خود، درک دورههای اشکانی و ساسانی را مخدوش کرد.
پس از جنگ جهانی دوم و افول مشروعیت نژادپرستی علمی، غرب روایت خود را در قالب «نظریهٔ نوسازی» بازسازی کرد. جوامع به سنتی و نو تقسیم شد، و همان دیگریسازی را با زبانی جدید حفظ نمود.
امروز نیز «غربی بودن» به عنوان سرمایهٔ نمادین عمل میکند؛ دانش برآمده از مراکز غربی به طور پیشفرض معتبرتر تلقی میشود و پژوهشگران برای کسب اعتبار، ناچار به پذیرش چارچوبهای نظری غربیاند.
از سویی، دادههایی چون ژنتیک باستانی، به رغم ادعای بیطرفی، در چارچوب فرضیات پیشین، تفسیر میشود و به تأیید روایتهایی چون «آریاییها» خدمت میکند.
بدین سان، غرب با انحصار سرمایهٔ علمی و تفسیر جهتدار دادههای نوین، مرجعیت خود را بازتولید میکند.
@midhistor
Post #3256
208

- 👏 1