کتاب "یاوه های پست مدرن" آلن سوکال، کتابی است که میکوشد نشان دهد فلسفه های فیلسوفانی مانند دریدا، فوکو، بودریار، لکان، و دیگر فیلسوفان سرتاسر مهمل و یاوه است و این کار را با یک تردستی و شعبده بازی آغاز میکند که تفصیلش از حوصله این مقال خارج است.
اما به نظر میرسد کمی ادعای درشتی است و وظیفه ای سترگ بر عهده این موضوع است..
اگر این کتاب یا این تفکر که میکوشد درباره "حرف مفت" حرف بزند و خودش به "حرف مفت گویی" فرو نغلتد، می بایست بتواند چارچوبها و معیارهای دقیقی را ارائه دهد که بتوان بدان حرف مفت را از غیر حرف مفت تشخیص و تمیز داد.
اگر چنین معیارهایی بدست آمده باشد، بی شک نسبتی با پوزیتویسیم منطقی خواهد داشت و آنگاه همان قصه تکراری نزاع "صدق و کذب"، و "معناداری و بی معنایی" آغاز خواهد شد.
اگر هم نتواند هیچ معیار سر راستی بدهد، خودش حرف مفتی بیش نخواهد بود
علی ایحال به نظر میرسد، چنین درشت گویی ها، بیش از آنکه به کار دانش و معرفت بشری بیاید، ابزاری فاشیستی برای از میان راندن گونه های خاصی از تفکر است که به زعم اینشان، حرف مفت است. از این منظر باید همواره با احتیاط از کنار این "کلان روایتهای زبانی" عبور کرد.
مسأله در ساحت "اثبات" امر مزخرف است، نه "ثبوت" آن. واضح است که در این عالم چیزها و حرفهای مزخرف، و دری وری، و مهمل، و پرت و پلا و ...هم وجود دارد. اما وقتی کسی میخواهد درصدد تعیین و تشخیص و اثبات اینها بربیاد، راهش را از پیش مشخص کرده است.
مساله سر افراد یا مردم کوچه و بازار نیست، اتفاقا مساله سر فلسفه است. عده ای آمده اند، حرفهایی زده اند. درست یا غلط، این حرفها به فلسفه نسبت داده شده. حالا عده ای دیگر آمده اند مدعی شده اند که این حرفها "دری وری" است!
این خطرناک است. اینگونه تاختن و مهمل دانستن و دری وری خواندنِ اندیشه ها، راه را برای فاشیسم باز میکند. فاشیسم فقط این نیست که تو را مجبور کند حرف نزنی، فاشیسم صورتهای گوناگونی دارد. همینکه بخواهی به ضرب "دری وری" خواندن یک اندیشه، آن را از میدان بدر کنی، این خود یک کنش فاشیستی است.
اصلا بیاییم طور دیگری به مساله نگاه کنیم:
اصلا حرف اینها درست. پست مدرن ها، یک مشت چرندیات تحویل خلق الله میدهند.
ما دو روش در مواجهه با این "چرندیات" میتوانیم در پیش گیریم. نخست آنکه تمام همّ و غم خود را بگذاریم تا "اثبات" کنیم اینها چرند است و "آی مردم به این چرندیات گوش ندهید"
دودیگر اینکه بکوشیم، سخن متین و معقول خود را به زبان آوریم. حرف خود را بزنیم و کاری به چرندیات این جماعت نداشته باشیم.
سوال این است، اینها که دغدغه "اثبات" چرندیات پست مدرنها را دارند، دقیقاً دغدغه چه چیزی دارند؟ حقیقت؟ یا کم شدن بازار حرفهای خودشان؟
اگر دغدغه "حقیقت" دارند، باید حقیقت را عرضه کنند، نه اینکه جلوی ناحقیقت را بگیرند. حقیقت در آزادی است. در رهایی است.
علی ایحال، تصورم این است که حتی اگر بپذیریم در مقام "ثبوت" (نه اثبات) چیزی به نام "حرفهای مفت" وجود دارد، بهتر است که این حرفها وجود داشته باشد، و ما هم سعی کنیم حرفهای "غیر مفت" خودمان را بزنیم، تا اینکه درصدد "اثبات" این حرفهای مفت باشیم. چرا که همواره در "اثبات" خطر فاشیست وجود دارد. بگذاریم در ساحت "ازادی" حقیقت خودش را نشان دهد.
مطلب دیگری که یادم آمد، از فیلسوف امریکایی "رورتی" است. او در جایی نوشته بود "مفهوم وجود" هیدگر، یا همان مثل افلاطون است (که یک قدم جلوتر از او نیامده) یا اینکه "دری وری" است.
به نظرم گرچه این حرف رورتی، نشان میدهد که چیزی از هیدگر نفهمیده، اما باز این نوع مواجهه خیلی بهتر است. چراکه حداقل فهم خودش را ارائه کرده و تفسیری از هیدگر ارائه داده است. برای همین میتوان برغم مخالفت با "رورتی"، سخن او را هنوز در دایره فکر دانست. (در خصوص نقد رورتی به مفهوم "وجود" هیدگر به مقاله ذیل رجوع کنید:
“The Truth of Being and the History of Philosophy
نوشته :
Mark B. Okrent
اما به هرحال آنکه درد فلسفه دارد، به اجمال میداند که چگونه باید با "کلام" مواجه شود. میتوان یک سخن را "مهمل" دانست. هیچ ایرادی هم ندارد. (کاری که رورتی" کرده است.)
اما اینکه بخواهیم مانند "آلن سوکال" با تردستی و بازیهای کودکانه، درصدد "اثبات" این امر باشیم که "پست مدرنها" یاوه گو هستند، این یک منش فلسفی نیست. اینها دکانداران ساحت "علم" هستند. نه خودِ علم.
@jabariakbar
نقد :
https://t.me/mghlte/5195
Post #5194
341