📕 عشق دشوار است
✍ اکبر جباری
افلاطون در رساله هیپیاس، پس از بحثی مستوفا درباره چیستی زیبایی، در آپوریای (حیرت) فلسفی خود میگوید:
زیبا دشوار است.به گمانم این دشواری ربطی به تعریف زیبا ندارد، چراکه میگوید "
زیبا دشوار است" نه
زیبایی. مساله بر سر تعریف زیبایی نیست که البته آن نیز دشوار است، بل حکایت از ماهیت امری دشوار دارد. ما با چیزی دشوار مواجهیم. دشوار، آن چیزی است که ما دربرابرش دست و پایمان را گم میکنیم. قواعد ذهنمان را بهم می ریزد و در فهم متعارف نمی گنجد. دشواری در ماهیت امر دشوار نهفته است، نه صرفا در تعریفش. این دشواری را میتوان در عشق هم دید، نه عاشق و نه معشوق نیازی به تعریف عشق ندارند، چنانکه ما وقتی به یک اثر هنری زیبا نگاه میکنیم، نیازی به تعریف زیبایی نداریم، عشق دشوار است، زیبا دشوار است.
اما چرا عشق دشوار است؟
عاشق و معشوق
پروای عشق دارند. پروای عشق، یعنی مراقبت و دلواپس و نگران بودن. ادمی در زندگی روزمره، براحتی سخن میگوید، اما در ساحت عشق نمیتواند و نمی بایست، هر کلامی و هر جمله ای بر زبان اورد. این دشوار است.
ادمی در زندگی روزمره، بسیار کارها میکند، اما در ساحت عشق مراقب افعال و رفتارش خواهد بود. این دشوار است.
اینکه دختران و پسران عاشق پیشه، پس از زمانی، عشق شان فروکش میکند، یکی از دلایل این فروکش کردن آتش عشق، همین عدم پروا و عدم مراقبت است. عشق در ذات خود چیزی نیست جز پروا و پروا به مثابه بنیان عشق و بطور کلی هست بودن ادمی، کاری دشوار است.
عشق دشوار است...https://telegram.me/jabariakbar