مقاله با عنوان The Point of No Return in Vetoing Self-Initiated Movements در مجلهٔ معتبر PNAS منتشر شد.
!The point of no return in vetoing self-initiated movements - PMC
روش آزمایش:
1\. شرکتکنندگان باید در زمانی که خودشان انتخاب میکردند، دکمهای را فشار میدادند تا در یک بازی امتیاز بگیرند.
2\. پژوهشگران با استفاده از نوار مغزی (EEG)، سیگنال موسوم به «پتانسیل آمادگی حرکتی» (Readiness Potential) را ثبت میکردند؛ سیگنالی که معمولاً پیش از حرکت ارادی ظاهر میشود.
3\. یک رابط مغز و رایانه (BCI) این سیگنال را در لحظه تشخیص میداد و علامت توقف میفرستاد. هدف این بود که شرکتکننده پس از شروع فرایند عصبیِ مرتبط با حرکت، بتواند جلوی فشردن دکمه را بگیرد.
4\. پژوهشگران بررسی کردند که آیا شرکتکننده میتواند حرکت را متوقف کند و این کار تا چه زمانی ممکن است.
نتیجه: شرکتکنندگان میتوانستند حرکت را حتی پس از آغاز پتانسیل آمادگی حرکتی متوقف کنند، مشروط بر اینکه علامت توقف زودتر از حدود ۲۰۰ میلیثانیه پیش از حرکت برسد. پس از آن، حرکت عملاً دیگر قابل لغو نبود.
⚠️ آیا این آزمایش ارادهٔ آزاد را اثبات کرد؟
خیر. این آزمایش یک توانایی محدود را نشان داد: امکان لغو بعضی حرکات در مرحلهای از آمادهسازی عصبی.
باید سه ادعا را از هم جدا کرد:
* ادعای اول: انسان میتواند پس از آغاز برخی فرایندهای عصبیِ مرتبط با حرکت، جلوی حرکت را بگیرد. آزمایش از این ادعا حمایت میکند.
* ادعای دوم: این مهار از طریق کنترل اجرایی و سازوکارهای عصبی انجام میشود. این فرضیه با یافتههای علوم اعصاب سازگار است، اما اصطلاح «کنترل اجرایی از بالا به پایین» بهتنهایی توضیح کامل سازوکار آزمایش نیست.
* ادعای سوم: انسان ارادهٔ آزاد دارد، یعنی ارادهاش از جبر علّی طبیعت مستقل است. آزمایش چنین چیزی را اثبات نمیکند.
⛔️ پس انسان چگونه حرکت را متوقف میکند؟
در این آزمایش، شرکتکننده از قبل دستور داشت که در صورت دریافت علامت توقف، حرکتش را لغو کند. بنابراین، پژوهشگران توانایی مهار حرکت را در شرایطی مشخص آزمودند.
اما نکتهٔ اینجاست: اینکه مغز بتواند یک حرکت را مهار کند، نشان نمیدهد که این مهار خارج از زنجیرهٔ علّی مغز و طبیعت رخ داده است. فرایند مهار نیز میتواند علل عصبی داشته باشد.
در واقع، حتی اگر بپذیریم که انسان میتواند انگیزهای را مهار کند، هنوز باید نشان دهیم چرا این توانایی مستلزم ارادهٔ آزادِ ناسازگار با جبر است. این آزمایش بهتنهایی چنین پلی میان دادهٔ تجربی و نتیجهٔ فلسفی نمیسازد.
برای مطالعهٔ مستقیم مقاله: [متن کامل پژوهش در پابمد سنترال](https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC4743787/).
#هوش_مصنوعی
🛑ادمین :
استناد به چنین چیزهایی برای حمایت از ادعای « وجود اراده آزاد » مثل اینه که کسی بگه :
جهان طبیعت رو ببین
شتر رو ببین
اینا رو خدا خلق کرده.
انگار ما سر « وجود جهان » بحث داشتیم.
یا مثال بهتر
مثه اینه که کسی بگه :
اکثریت مطلق مردم جهان در طول تاریخ به خدا اعتقاد داشتهاند و شواهد باستان شناسی و دیرینه شناسی و ... این رو ثابت میکنه.
مطالعات علوم اعصاب هم نشون داده که قسمت هایی از مغز انسان برای چنین تصوری تطور یافته
پس خدا وجود دارد 😕
انگار بحث سر « وجود اعتقاد به خدا در بین انسانها » بوده.
▪️استناد به چنین چیزهایی هیچ فرقی با این نداره که بگیم:
انسان گمان میکند اختیار دارد.
پس اختیار دارد.
فقط وجود تصور کنترل رو ثابت میکنه.
✅ البته اعتقاد به «خدا» و اعتقاد به «اراده آزاد» تفاوت های مهمی داره.
۱- « خدا » تعریف روشن داره : مبدا و علت و به وجود آورندهی جهان
۲- با علیت تعارض نداره و اتفاقا در راستاشه و لااقل با دانشی که ما پیش از یافته های کوانتومی داشتیم تعارضی نداره .( منطقی تره )
فقط بحث سر این بوده که اون مبدا و علت هستی چیه ؟ اگر خداست ، چیجور خداییه ، اسمش چیه ، مرامش چیه ، کدوم قوم ، قوم برگزیده شن.
۳- اعتقاد به خدا ، هنوزم کارایی داره ، هم شخصی( روانی ) هم شاید اجتماعی
اما اعتقاد به « ارادهی آزاد» میتونه خطرناک باشه.
زمینه ساز هر ظلم و جنایتی میتونه باشه.
ساده ترینش اینه که یه پدر به فرزند بیمارش ظلم کنه و فشار بیاره که سالم بشه ، با این پیشفرض که بچه درصدی در بیماری ش نقش داشته و اگر اراده کنه میتونه خودش رو تغییر بده .
اگر اعتقاد به ارادهی آزاد پیدا کنیم ، جهل و ظلم ( بالقوه) حد یقفی نخواهد داشت.
اگر خواهد داشت؟ حد یقف کجاست؟
@Tnaghad | شیادان بیشرم
@soogiri | فلسفهی ذهن
@JAAMEbaaz | فلسفهی علوم انسانی
@persian_organon | معرفت شناسی کاربردی
@mghlte | عصر روشنگری