مقصود فراستخواه: علیرغم تمام محدودیتها، جامعه ایران همچنان این ظرفیت را دارد که «امکان» خلق کند
October 14, 2026
- ۷ آبان ۱۴۰۴
مقصود فراستخواه
اصل۲۰- گفتوگوی پیش رو با مقصود فراستخواه، جامعهشناس به بررسی برداشت او از جنگ دوازدهروزه و تأثیر آن بر فضای عمومی ایران میپردازد. او در این مصاحبه از عقلانیت تاریخی و هوشمندی زنده جامعه میگوید و معتقد است بهرغم محدودیتها، جامعه ایران همچنان ظرفیت خلق «امکان» را دارد. فراستخواه میان نقد سیاستهای کلان و دفاع از سرزمین تمایز قایل میشود و به ما میگوید که چگونه میتوان از دل نهادهای مدنی و کانونهای کوچک اجتماعی، مسیری تازه برای عمل جمعی گشود.
پرسشهای ما در واقع دو بخش است. در تقسیمبندیای که دوستان انجام دادهاند، شاید همپوشانیهایی نیز در طول بحث وجود داشته باشد، اما پرسشها به دو دسته عمومی و اجتماعی-فرهنگی (با تمرکز بیشتر بر جامعه) تقسیم میشوند. در ابتدا، یک پرسش کلی داریم که میخواهیم بحث را با آن آغاز کنیم و آن این است که برداشت کلی شما از رویداد جنگ دوازده روزه چیست؟ به نظر شما این اتفاق چه تأثیری بر فضای عمومی و شرایط اجتماعی ایران گذاشت؟ این پرسش ابتدایی و اولیه ماست.
بله. وقتی جامعه وارد یک وضعیت جنگی شد، یعنی یک تهاجم وحشیانه صورت گرفت، آن هم در شرایطی که ایران به صورت رسمی در حال مذاکره بود و میز مذاکره وجود داشت، برخی از عقلای دولت، یعنی بخش واقعگرا، عملگرا و عقلگرای بدنه اجرایی دولت، تلاش میکردند به خواستی پاسخ دهند که از دل آگاهی اجتماعی برمیخاست. در جامعه ما یک آگاهی اجتماعی و یک اجماع نخبگانی وجود دارد که خواستار تنشزدایی، مذاکره و تعامل با دنیا برای دستیابی به توسعه است. این خواست در جامعه وجود داشته و از طریق انتخابات اخیر، بخشی از دولت را بر سر کار آورده که خود را تحت فشار این آگاهی و خواست اجتماعی میبیند. آنها کموبیش میخواستند این آرزوی برنیامده، این آرزوهای فروخورده و این خواست عقلانی جامعهای را که به دنبال توسعه، تعامل با دنیا و پیشرفت کشور است، محقق کنند.
تحت فشار همین خواست بود که سعی کردند مذاکره کنند و میز مذاکره، هرچند با تأخیر، شکل گرفته بود. البته در سوی دیگر، «کاسبان تحریم» در بخش دیگر قدرت و حاکمیت – یعنی آنهایی که از رانتها و امتیازات برخوردارند، ایدئولوژیهای رادیکال در ذهن دارند و واقعگرایانه نمیاندیشند، بلکه منافعشان در گرو شرایط جنگ و تحریم است – فشار میآوردند که ایران همچنان در وضعیت جنگی باقی بماند.
این دو جریان وجود داشت که متأسفانه نظام جهانی و به طور مشخص اسرائیل، به عنوان قدرتی که به هیچ قاعده بینالمللی، اخلاقی و انسانی پایبند نیست، وحشیانه حمله کرد. این حمله در واقع حمله به میز مذاکره بود. در این مقطع، مردم دچار یک تکانه و شوک شدند. اما به نظر من، عقلانیت و خرد تاریخی نهفته در جامعه بهسرعت خود را بازیافت. جامعه بخش بزرگی از نارضایتیها، مطالبات و مسائل داخلی خود را موقتاً کنار گذاشت و نوعی «تعلق سرزمینی» و «میهنی» از خود نشان داد. به رغم تمام انتقادها، اعتراضهای جدی، رنجها و ناراحتیهایی که نسبت به سیستم حکمرانی و سیاستهای آن در ایران وجود داشت، جامعه سعی کرد منافع ملی و مصالح سرزمینی را در آن شرایط خاص جنگی در اولویت قرار دهد.
اینجا بود که جامعه هوشمندی خود را به نمایش گذاشت. خاطرتان هست که در گفتگوهایی که در سالهای گذشته داشتیم به این نتیجه رسیده بودیم که در جامعه ایران یک هوشمندی زنده و پویا وجود دارد؛ جامعه ما جامعهای مرده نیست، در آن زندگی و آگاهی جریان دارد و این هوشمندی در این بحران خود را نشان داد.
متن کامل در لینک زیر:
https://telegra.ph/Farasatkhah-10-14
Post #2875
736