زندگی بسیار ساده است. حتی درختها ساده هستند. زندگی باید ساده باشد. اما چرا برای شما این همه پیچیده شده است؟
زیرا درباره آن فلسفه می بافید....
برای آن که در بحبوحه زندگی در شدت و شور باشید، باید تمام فلسفه بافی ها در مورد زندگی را دور بریزید. در غیر این صورت، در ابهام کلمات فرو خواهید ماند.
صبحی آفتابی و دلپذیر بود. هزار پایی شاد و آوازخوان از هوای صبح گاهی سرمست شده بود.
قورباغه ای که در آن نزدیکی نشسته بود، از این حالت هزار پا متعجب شد. قورباغه که احتمالاً یک فیلسوف بود از هزار پا پرسید: «صبر کن...! تو معجزه می کنی، هزار پا داری...!! چطور میتوانی هزار پا داشته باشی و آنها را به موقع حرکت دهی؟
اول کدام یک را بر می داری؟ بعد از آن کدام پا را...؟ آیا گیج نمی شوی؟ این کار برای من غیر ممکن به نظر میرسد.
هزار پا گفت: آه.... «من هرگز به این موضوع فکر نکرده بودم... بگذار درباره اش خوب فکر کنم. بعد از کلی فکر...هزار پا در حالی که آنجا ایستاده بود، شروع به لرزیدن کرد و به زمین افتاد.
خود او هم گیج شده بود؛ اینهمه پا.... واقعا چطور می توانست آنها را اداره کند؟ واینچنین شد که هزار پا کلا فراموش کرد چگونه راه برود. او به گونه ای فلج شد...
آری فلسفه اینگونه است. مردم را فلج میکند. زندگی نیازمند فلسفه نیست. زندگی به تنهایی کافی است. نیازی به عصا، حامی و حایل ندارد. زندگی کامل و مستقل است.
اوشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
Post #16293
355
- 👍 4
- ❤ 3