💬لطفِ نوبل به ناشران؟
به نظرم ترجمه و انتشارِ رمانها در ایران طبقِ هیچ برنامه و نظمی پیش نمیرود و بیشتر تصادف در آن نقش دارد تا ضرورت. مثلاً کافی است که کمیتهیِ نوبل، فلان نویسنده را برنده اعلام کند تا بعد همهیِ ناشران، با جرأت و دلگرمیِ تمام، با حرص و ولعي سیریناپذیر، به سراغِ تکتکِ آثارِ آن نویسنده (حتی چاپِ زندگینامه و نامهها و گفتوگوها و....) بروند، درحالی که تا قبل از برنده شدنِ آن نویسنده، هیچ ناشری حاضر نبود ریسک کند و آثارِ آن نویسنده را چاپ و ترجمه و منتشر کند، ولی به لطفِ نوبل، ناشران دلگرمی و جرأتِ ریسک کردن پیدا میکنند و واردِ کار میشوند. این یعنی اینکه ناشران هیچ agenda و برنامهای ندارند و فقط به جهشِ وزشِ باد توجه میکنند و ملاحظاتِ تجاری برایشان در اولویت است. نمونهاش پیتر هاندکه. یادم است تا قبل از برندهشدناش یک یا دو رمان از او ترجمه شده بود ولی بعد از اینکه این نویسنده نوبل برنده شد، همهیِ ناشران به سمتِ چاپِ آثارِ او هجوم بردند. بهتر این بود که ناشران یک برنامهیِ دقیق و یک هدفِ مشخص میداشتند و آثاري را ترجمه میکردند که جزوِ کلاسیکها محسوب میشود ولی هنوز که هنوز است ترجمه نشده است، مثلاً آثارِ میشل دو مونتنی یا پاسکال یا ادبیاتِ آلمان که خیلی از آنها بعد از این همه سال هنوز ترجمه نشده است....
Post #6686
271
مشاهدات Photo