♨️ داستان طالبان و پاکستان؛ نیاز یا مزدوری؟
بخشی از کتاب جانور قندهار؛ سفرنامه سال ۱۴۰۰ هادی معصومی زارع به امارت دوم طالبان (لینک)
👤 نویسنده: هادی معصومی زارع
🔸 ... ساعت ده به غزنی میرسم. مسرور با همان دوچرخۀ 28 از قبل رسیده است. دیدهبوسی میکنیم و بهراه میافتیم. پشت خودروی سفید رنگی به پشتو جملهای نوشته شده است. مسرور برایم ترجمه میکند: «اگر اشک افغانها جوی آب هم میشد، آن آب بهسوی پاکستان برده میشد.» کنایهای از نفوذ و مداخلهٔ همسایهٔ جنوبی در مقدرات امور افغانستان. در این چند دهه قاطبهٔ فارسیزبانها و حتی کمابیش برخی از پشتونها بر این باور بودهاند که پاکستان، آبشخور تمام مصائب و گرفتاریهای کشورشان و طالبان هم آلت دست سرویس اطلاعاتی این کشور بوده است. بهطورخاص در میان فارسیزبانها این تعبیر مکرراً شنیده میشود که تحولات افغانستان را «پولِ عربی، مفکورهٔ پاکستانی و لشکر جهل پشتونی» پیش میبرد. بیهیچ تردیدی، پاکها مؤثرترین بازیگر خارجیِ چنددههٔ اخیر در افغانستان بودهاند. اما بهراستی ماهیت رابطهٔ پاکستان و طالبان چیست؟ مزدوری یا مصالح مشترک؟ اصلاً چرا در این چنددهه پاکها دست از سر همسایهٔ شمالی برنداشتهاند؟ جوابش هرچه باشد کمی پیچیدهتر از سادهسازیهایی است که این روزها در رسانهها میشنویم.
🔸بگذارید به چهار سده قبل بازگردیم و داستان رابطهٔ طالبان و پاکستان را از کوههای سلیمان در مرزهای مشترک دو کشور آغاز کنیم. جایی که قبایل پشتون زندهگی قبایلیشان را داشتند و از قضا گاه در قلمروی هند و پاکستان امروزین، حکومتهایی نیز برپا کردند. همچون خاندان سوری و لودی. این تازه از زمان محمود هوتکی (افغان) بود که با تاسیس یک دولت قدرتمند محلی و پس از او حکومت احمدخان ابدالی در قندهار رفتهرفته قوم پشتون از پشت کوههای سلیمان به دشتهای حاصلخیز جنوب افغانستان کوچ کردند. از آن روز بدینسو، افغانستان هماره شاهد یک دولت مستقل افغان بود که قلمروی آن شامل افغانستان و بخشهای زیادی از پاکستان امروزی نیز میشد. از قندهار تا کشمیر، پنجاب، سند و سواحل مکران.
🔸تجزیهٔ رسمی افغانستان را شاهشجاع دُرّانی بنا نهاد. درست در سال ۱۸۳۸ و در ازای پذیرش سلطنتش از سوی استعمار بریتانیا. در قالب معاهدهٔ «مثلث لاهور» و با پذیرش اشغال عملی پیشاور از سوی رانجیت سینگ (حاکم سیک پنجاب) نسلاً بعد نسل و بطناً بعد بطن. کمتر از بیستسال بعد در ۱۸۵۵، دوستمحمدخان هم با امضای معاهدهٔ جمرود ساحل سمت راست رود سند و بلوچستان را رسما پیشکش انگلیسیها کرد. روباه پیر هم در ازای قطع ارتباط افغانستان با دریای آزاد، تعهد داد که در متصرفات والی کابل مداخله نکند. همین. چرخهٔ تنازلات پادشاهان پشتوتبار افغانستان اما همینجا از حرکت نایستاد. بیستوچهارسال بعد از این در ۱۸۷۹ محمدیعقوبخان معاهدهٔ گندمک را امضا کرد تا ضمن فروش سیاستخارجی کشور به بریتانیا و واگذاری منطقهٔ خیبر پشتونخواه به این کشور، سالانه ششصد هزار روپیه پول نقد دریافت کند. با این حساب، عملا مناطق پشتوننشین به دو قسمت تقسیم شد: قسمتی تحت حاکمیت امپراطوری راج بریتانیا. بخشی نیز تحت کنترل حکام متزلزل کابل [...]
🔗 متن کامل يادداشت را از اینجا مطالعه کنید.
©️@mersadcss🔷🔷🔷
©️@monbathat🔷🔷🔷
Post #427
10.8K