📣 معمای میلیشیا در معماری مقاومت
👤نویسنده: حمید عظیمی
✂️برش هایی از متن
🔹 مسئلۀ میلیشیا بیتعارف، اصلیترین المان در تصویر رابطۀ ما با جهان خارج است. ما تنها دولتی نیستیم که برنامۀ هستهای یا موشکی دارد، اما بدون تردید الگویی منفرد در بسط نفوذ از طریق سازمانهای مسلح فرودولتی به شمار میآییم. واگنر روسی یا «سادات» ترک، به عنوان شرکتهای پیمانکاری نظامی، بیشتر اقتباسی از «بلک واتر» امریکایی هستند تا سازمانهای مسلح دائر در شبکۀ مقاومت.
🔹 سازمانهای مسلح اگر به دنبال انتفاع مالی در برابر کاستن از بار بودجۀ دفاعی نباشند، به طور مضاعفی مورد حساسیت و بدگمانی دولتها واقع خواهند شد. خارج از چهارچوب انتفاعی، اگر قدرت برای قدرت دنبال نشود تنها هویت میتواند انگیزۀ آن را توضیح دهد. دولتهای مدرن گرچه فیالجمله تسلیم مزیت ثروت خصوصی بر ثروت عمومی شدهاند اما همچنان در برابر توسعهخواهی خردههویتها در برابر هویت ملی جانانه مقاومت میکنند. منشأ این مقاومت بیش از آنکه به نیروهای بومی و ملیگرا بازگردد، در سازوکار مشروعیت بینالمللی و امتناع دولتهای قدرتمند از شناسایی رسمی هر سازمان قدرتی خارج از الگوی دولت مدرن نهفته است.
🔹 تلاش ما برای ترکیب میان ماده و پادماده دولت و نهضت، علت طبیعی خشم پادانقلابی علیه ما از بغداد تا بیروت است. مسئله نه در ذات دولت است و نه آنقدر در جوهرۀ نهضت؛ بلکه در تلاش دولت است برای خلق نهضت، یا تلاش نهضتها برای حلول در کالبد دولت. همانطور که پستمدرنیسم غربی با رخنۀ سرمایه در نظم وستفالیایی به دنبال خلق جهان جدید است، تمدن نوین اسلامی نیز برای متولد شدن راهی جز خرق نظم سایس-پیکو با سلاح هویت ندارد.
🔗 متن کامل این یادداشت را اینجا بخوانید
©️ @mersadcss 🔷🔷🔷
Post #322
886