اما از نظر دلالت و محتوا نیز، نهایت چیزی که از این روایات فهمیده میشود، این است که ابو بصیر در آن زمان، در شناخت علم امام علیهالسلام دچار قصور و اشتباهی موقّت شده است؛ زیرا گمان کرده بود که حکم امام کاظم علیهالسلام با احکام امامان پیشین تفاوت دارد. با این حال، دلیلی وجود ندارد که این اشتباه در او ادامه یافته یا بر ایمان و وثاقتش اثر گذاشته باشد.
علاوه بر این، ظاهر روایت شیخ طوسی نشان میدهد که مقصود از ابو بصیر در اینجا یحیى بن القاسم است، نه لیث مرادی ( ابوبصیر معروف ) زیرا ثابت نشده که ليث از اصحاب امام کاظم علیهالسلام بوده باشد."
" أقول: الرواية ضعيفة، فإن علي بن محمد لم يوثق، و محمد بن أحمد مجهول، و محمد بن الحسن الذي يروي عن صفوان لم يوثق. فالمتحصل أن الروايات الذامة لم يتم سندها فلا يعتد بها... و أما من جهة دلالتهما على ذم أبي بصير، فغاية الأمر أنهما تدلان على أنه كان قاصرا في معرفته بعلم الإمام ع في ذلك الزمان، لشبهة حصلت له و هي: تخيله أن حكمه ع كان مخالفا لما وصل إليه من آبائه ع، و هذا مع أنه لا دليل على بقائه و استمراره لا يضر بوثاقته، مضافا إلى أن الظاهر أن المراد بأبي بصير في الرواية يحيى بن القاسم دون ليث المرادي، فإنك ستعرف أنه لم يثبت كون ليث من أصحاب الكاظم ع"
📚معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، ج15، ص: 155
❕بنابراین آیتالله خویی معتقد است:
۱. روایات نکوهشآمیز درباره ابو بصیر از نظر سند ضعیفاند.
۲. از نظر معنا، تنها نشاندهنده یک اشتباه گذرا در شناخت علم امام از سوی ابوبصیر است، نه انحراف عمیق.
۳. اساسا ابو بصیر مذکور در روایت شیخ طوسی، یحیى بن القاسم است، نه ليث المرادی ( و ابو بصیر معروف)
❗️بنابراین، این روایات هیچ آسیبی به وثاقت و جایگاه ابو بصیر وارد نمیکنند.
✍علامه مجلسی نیز تصریح میکند که ابوبصیر ذکرشده در روایت «تهذیب الأحکام» ابوبصیر معروف نیست، بلکه فرد دیگری به نام یحیی بن قاسم است که او نیز به عنوان ابوبصیر شناخته میشده است. او با «شعیب» (راوی روایت) رابطه خویشاوندی دارد. به همین دلیل در متن روایت از گفتوگوی این دو با یکدیگر یاد شده است.
👌علامه مجلسی توضیح میدهد که در منابع رجالی آمده یحیی بن قاسم – همان ابوبصیر مذکور در روایت مورد اشاره – اعتقادی به امامت امام کاظم علیهالسلام نداشته است، و همین نکته بهترین قرینه بر آن است که سخنان ناروای او در مورد علم و حکمت امام کاظم علیهالسلام ناشی از عدم اعتقاد وی به امامت آن حضرت بوده است.
" و هذا غير أبي بصير الذي هو ليث المرادي، بل اسمه يحيى بن أبي القاسم خال شعيب، فارجع إلى شعيب في الرجال تجد ما قلناه ... و هذه الأقوال منه يؤيد ما قيل: إنه كان وقف على أبي عبد الله عليه السلام."
📚ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار، ج16، ص: 49
👌در کتابهای رجالی نیز تصریح شده است که «یحیی بن ابیالقاسم»، که با لقب ابوبصیر شناخته میشود، شخصی ثقه و مورد اعتماد در نقل حدیث نبوده است. بنابراین، روایتهایی که از او نقل شده و حاوی تعبیراتی ناصواب نسبت به مقام علمی یا معنوی امامان معصوم علیهمالسلام است، از اعتبار ساقط بوده و نمیتواند مبنای استدلال باشد.
" يحيى بن أبي القاسم: یكنّى أبا بصير، مكفوف، و إسم أبي القاسم إسحاق و عن الكشي: «... أما الغلو فلا، لم يتّهم و لكن كان مخلّطا"
📚زبده المقال من معجم الرجال، ج2، ص: 543
خلاصه آنکه:
👌در روایات مورد بحث هیچ تناقضی میان سخن امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) وجود ندارد؛ زیرا هر یک دربارهی وضعیتی متفاوت سخن گفتهاند: اگر مرد از شوهردار بودن زن آگاه بوده یا در تحقیق کوتاهی کرده، مستحق مجازات است(چنانکه خود امام صادق (ع) در روایاتی که در ابتدای سخن ذکر کردیم، به این نکته تصریح کرده بودند)، اما اگر ناآگاه بوده، حدی بر او نیست. اختلاف ظاهری، ناشی از تفاوت موضوع است نه اختلاف حکم.
🔹افزون بر این، روایاتی که در آنها ابوبصیر نسبت به علم امام کاظم(ع) سخن نادرست گفته، از نظر سند ضعیفاند و به گفتهی آیتالله خویی و علامه مجلسی، مقصود از «ابوبصیر» در روایت شیخ طوسی، ابوبصیرِ دیگر یعنی «یحیی بن ابیالقاسم» است، نه ابوبصیر معروفِ شاگرد امام صادق(ع).
❕بنابراین نه تناقضی در احکام وجود دارد و نه این روایات خدشهای به جایگاه اصحاب برجسته ائمه علیهمالسلام وارد میکند.
Post #40950
87
منهاج البدعة الاموية اینم که چیز شاقی نیست در گذشته شیعیان جواب داده اند طبق مبنای خودت مذاهب اربعه همگی باطل میشوند چون در کوچکترین موارد اختلافهایتان بحدی رسیده که یکی گفته شافعی کافره اون یکی ابوحنیفه ملحده اون یکی احمدبن حنبل بدعت گزاره وغیره.. این چه مبنای سخیفی که شما نواصب…
- ❤ 3