سومین جنگ علیه ایران؛ اسراییل در حال مهندسی ساعت صفر با بهانه تروریسم
مهستان؛ در چند روز گذشته تحولات متعددی رقم خورده است که کنار هم قرار دادن آنها، مخاطب پیگیر را به این جمعبندی میرساند که دور سوم نبرد مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، محتملترین سناریوی پیشروست که در «لحظه صفر» مورد نظر آنان آغاز خواهد شد.
اگرچه طی یک سال و نیم گذشته دو بار تهاجم علیه ایران صورت گرفته است، اما به نظر میرسد تهاجم سوم دیگر نمیتواند بر پایه بهانهها و توجیهات دو نوبت پیشین شکل بگیرد؛ بنابراین برای تداوم این رویارویی—با تمامی ریشههای سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک آن—نیازمند ارائه توجیهی تازه به افکار عمومی هستند.
ماجرای اقدام تروریستی در فرودگاه فیرفورد انگلستان و سانحه بسیار مشکوک پرواز «فلایدبی» (بر اساس ادعای مقامات اسرائیلی)، هر دو به سرعت به ایران منتسب شدند. نکته قابل توجه آنکه پیش از انجام هرگونه تحقیقات فنی و مستقل، این رخدادها به شکل غیرمعمولی به تهران نسبت داده میشود. مارکو روبیو در همان روزهای نخست اعلام کرد که ردپای یک کشور خارجی در میان است و تنها یک تا دو روز بعد، دستگاه سیاست خارجی بریتانیا از احتمال دخالت ایران در این اقدام ناموفق سخن به میان آورد. در ماجرای فلایدبی نیز دقیقاً همین الگوی اتهامزنی تکرار شد؛ جایی که نتانیاهو اظهار داشت: «اگرچه قضاوت زود است، اما احتمال میدهیم ایران پشت این حادثه تروریستی باشد.»
به این ترتیب، پیش از آنکه تحقیقات به نتیجه قطعی برسد، ایران به عنوان متهم ردیف اول معرفی میشود. این روند صرفاً در حد یک گمانهزنی اولیه باقی نمیماند، بلکه به صورت مستمر از زبان مقامات مختلف یا رسانههای نزدیک به آنها بازتولید میشود. بدین ترتیب، تصویر امنیتی مورد نظر علیه ایران ساخته میشود؛ بیآنکه به افکار عمومی فرصت داده شود درباره اصالت این رویدادها یا امکانپذیری وقوع آنها به این شیوه، بازاندیشی کند.
در کنار این روایت اصلی—که هدف آن تثبیت تصویری از جمهوری اسلامی به عنوان «تهدید امنیت جهانی» (حتی بدون موضوع سلاح هستهای) است—وقایع فرعیتری نیز جهت تقویت این سازه رسانهای برجسته میشوند؛ مانند خبر بازداشت دو ایرانی در بریتانیا به اتهام برنامهریزی برای حمله به اهداف یهودی.
اما همزمان، رخداد دیگری نیز رقم خورده که در پیوند با این فضاسازی معنا پیدا میکند و احتمال وقوع دور سوم جنگ را تقویت میسازد: سفر بهظاهر محرمانه نتانیاهو به امارات و دیدارهای او با مسئولان ارشد امنیتی دیگر کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی.
حضور نتانیاهو و هیئتی از مقامات امنیتی اسرائیل در ابوظبی—به عنوان نزدیکترین شریک منطقهای تلآویو—فرضیه هماهنگیهای نهایی برای موج تازه درگیری را بیش از هر فرضیه دیگری تقویت میکند. نکته کلیدی دیگر، عدم حضور آمریکا در این نشست است؛ امری که میتواند متضمن این پیام منطقهای باشد که حتی در صورت عدم مداخله مستقیم واشنگتن در مراحل اولیه، اسرائیل مصمم است با تکیه بر ائتلافی عربی بر ترتیبات امنیتی منطقه مسلط شود؛ امری که تحقق آن از دیدگاه آنان بدون واداشتن جمهوری اسلامی به تسلیم امکانپذیر نیست. پیام مستتر این گردهمایی آن است که دستکم بلوکی از کشورهای عربی نظیر امارات، عربستان، بحرین و کویت، ترتیبات امنیتی با محوریت اسرائیل را به هژمونی ایران ترجیح میدهند.
در نتیجه، ایران اکنون همزمان با دو جبهه ائتلافی روبروست: در سطح بینالمللی، نزدیکی بیشتر بریتانیا به آمریکا جهت تشدید فشارهای مالی، نظامی و دیپلماتیک؛ و در سطح منطقهای، همگرایی روزافزون کشورهای عربی با اسرائیل. تقاطع این دو مسیر، راهبردی با هدف تسلیمپذیری جمهوری اسلامی است؛ سناریویی که با توجه به تجارب پیشین، وقوع دور جدیدی از نبرد را اجتنابناپذیر میکند، مگر آنکه متغیری پیشبینینشده مسیر تحولات را دگرگون سازد.
@Akhbare_mahestan
✅@mellimazzhabi
Post #52187
655