رسایی در زندان؛ اصولگرایان رادیکال، نظام سیاسی، ایدئولوژی و کنترل
مهستان؛ روز تصویب برجام در مجلس شورای اسلامی. علی لاریجانی در کرسی ریاست. فشار و مخالفت نمایندگان پایداری. فریادهای علی اکبر صالحی. تصویب برجام .گریه کوچکزاده و زارعی. «این قانون شکنی رسمی است، مجلس فرمایشی نیست.». پلاکارد روی دست حمید رسایی بعد از تصویب برجام.
این پلاکارد برای حمید رسایی و کوچک زاده به قیمت یک دور رد صلاحیت در انتخابات مجلس تمام شد. رسایی از مجلس دور ماند اما در مجلس دوازدهم به میدان برگشت تا یکی از اصلیترین نیروهای سیاسی و رسانهای اصولگرایان رادیکال باشد. این بار علی لاریجانی در کرسی ریاست نبود و جای خود را به قالیباف سپرده بود. نقش رسایی اما فرق چندانی نکرد و در نوک پیکان حملات اصولگرایان رادیکال به رئیس مجلس قرار داشت.
همین درگیریها به نظر کار دست رسایی داده و او امروز دومین بامدادش را در زندان اوین تجربه میکند. به زندان افتادن رسایی حاصل شکایت قالیباف و رای قوه قضائیه است که او را در نشر اکاذیب مجرم شناخته است. به زندان افتادن رسایی با واکنش تند بدنه اجتماعی اصولگرایان رادیکال مواجه شده و کانالهای ایتایی از انبوه مخالفتها انباشته است. منان رئیسی از چهرههای اصولگرایان رادیکال در مجلس در نطقی به تندی به این مسئله واکنش نشان داده و گفته است که دور نیست که عاملان این رخداد (احتمالا اشاره به قالیباف و نواصولگرایان) نتوانند در جمع مردم در میادین و مساجد حاضر شوند. کلمه مردم در ادبیات سیاسی ایران همواره برای اشاره به پایگاه اجتماعی هر یک از گروههای سیاسی به کار میرود و احتمالا رئیسی هم به بدنه اجتماعی اصولگرایان اشاره داشته است.
برخورد با رسایی نشانه چیست؟ آیا نظام سیاسی وارد فصلی از برخورد با اصولگرایان رادیکال شده است؟ آیا زندانی شدن رسایی را باید در ادامه سلسلهای از برخوردهای پراکنده (مانند برخورد با تحصن معترضان به عدم اجرای قانون حجاب) تحلیل کرد که حالا به سطح بالاتری رسیده است؟
به نظر نظام سیاسی در یک وضعیت پاردوکسیکال قرار گرفته است. از سویی بیش از هر زمان دیگری به حمایت بدنه اجتماعی خود در خیابانها نیاز دارد این حضور خیابانی ضامن کنترل خیابانها در شرایط جنگی است. اما همزمان نظام سیاسی در معرض اتخاذ تصمیماتی بسیار پیچیده د رحوزه سیاست خارجی است که الزاما با قرائت تند اصولگرایان رادیکال از اصول ایدئولوژیک سازگار نیست. همین اصولگرایان رادیکال هستند که بیشترین نفوذ را به گواه نتایج انتخابات (انتخابات مجلس دوازدهم و ریاست جمهوری چهاردهم) در میان بدنه اجتماعی حامی نظام سیاسی دارند.
مواجهه شدید با اصولگرایان رادیکال همان بدنه اجتماعیای را شاکی میکند که بیشترین حضور را در خیابان دارند؛ از آن سو اصولگرایان رادیکال بیشترین مواجهه و مناقشه را با نواصولگرایان و قالیبافی دارند که از فرماندهان اصلی میدان به شمار میرود.
در چنین شرایطی یک تاکتیک دوگانه در پیش گرفته شده است. نخست توجیه بدنه اجتماعی حامی نظام در نهادهایی مانند بسیج. کافی است سخنرانیهای اخیر حسین طائب را در مقام رئیس سازمان بسیج پیگیری کنیم. او مدام در مورد ایجاد شکاف و بر هم خوردن انسجام اجتماعی در مسائلی مانند حجاب، مذاکره و برخورد با هنرمندان هشدار داده است. مواردی که مستقیما به قرائت تند اصولگرایان رادیکال از مسائل ایدئولوژیک باز میگردد.
دومین بعد این تاکتیک کنترل رهبران سیاسی اصولگرایان رادیکال است. اظهارنظرهای سیاسی رهبران آنها، چهرههایی چون نبویان، ثابتی، آقاتهرانی و ... به نحو محسوسی کاهش یافته است که احتمال دارد ناشی از تذکراتی باشد. رسایی اما معمولا میانهای با سکوت تاکتیکی ندارد و پلاکارد مخالفت را بلند میکند. شاید همین امر باعث شده که شاکی پرونده او که از قضا قالیباف است خواستار عذرخواهی او برای رضایت شود و سر باز زدن رسایی کار او را به زندان کشیده است.
با این حال وضعیت پاردوکسیکال فعلی مانع از آن است که کار به برخوردهای شدیدتر کشیده شود. رویکرد کنترل است و نه برخورد. اصولگرایان رادیکال هم در ساختار قدرت نفوذی گستردهتر از آن دارند که به سادگی به دام برخوردهای شدید بیفتند. بسا که در اولین بزنگاه در مورد پرونده جنگ و مذاکره مخالفتهای خود را با قدرت تمام دوباره آغاز کنند.
از پلاکاردی در مجلس نهم که به قیمت دورهای از رد صلاحیت برای رسایی تمام شد تا شکایت قالیباف که فعلا گذر او را به زندان انداخته راه زیادی طی شده است. رویه کنترل شاید کمی غلیظتر برقرار است و با این حساب رسایی میتواند امیدوار باشد که صبحهای زیادی را در زندان نبیند...
@akhbare_mahestan
✅@mellimazzhabi
Post #52140
769