Post #68
15
𓂃. 𝓜𝓮𝓵 𝓙𝓸𝓾𝓻𝓷𝓪𝓵 .𓂃 ⸸ ──────── ❖ ──────── 𝑯𝒆𝒓𝒆 𝒄𝒐𝒎𝒆𝒔 𝒕𝒉𝒆 𝒂𝒏𝒔𝒘𝒆𝒓𝒔 ⸸ ──────── ❖ ──────── @meljournal
میتونید جوابا رو ببینید ✌️❤️
𓂃 @meljournal
𓂃. 𝓜𝓮𝓵 𝓙𝓸𝓾𝓻𝓷𝓪𝓵 .𓂃 ⸸ ──────── ❖ ──────── 𝑯𝒆𝒓𝒆 𝒄𝒐𝒎𝒆𝒔 𝒕𝒉𝒆 𝒂𝒏𝒔𝒘𝒆𝒓𝒔 ⸸ ──────── ❖ ──────── @meljournal
𓂃. 𝓜𝓮𝓵 𝓙𝓸𝓾𝓻𝓷𝓪𝓵 .𓂃 ⸸ ──────── ❖ ──────── 𝑯𝒆𝒓𝒆 𝒄𝒐𝒎𝒆𝒔 𝒕𝒉𝒆 𝒂𝒏𝒔𝒘𝒆𝒓𝒔 ⸸ ──────── ❖ ──────── @meljournal



یکی از مشکلات اصلی در مطالعهٔ تاریخ سومر، پراکنده و نامنسجم بودن شواهد تاریخی است؛ شواهد مکتوب، بهویژه برای دورههای آغازین سومر، پراکنده و نامتوازناند و بسیاری از متون ادبی و تاریخیِ متأخر، گذشته را از خلال سنتهای ادبی و سوگیری های احتمالی ایدئولوژیک بازتاب میدهند.
از این رو، آنچه امروز از تاریخ سومر در اختیار داریم، حاصلِ مقایسه، کنار هم گذاشتن و ارزیابی انتقادیِ منابع متنی و باستانشناختی است؛ نه روایتی یکپارچه که مستقیماً از دل اسناد تاریخی به دست آمده باشد.
با این اوصاف، در این پست به ذکر منابعی میپردازیم که، هرچند با محدودیتها و ملاحظات فراوان، توانستهاند قطعهای از گذشتهٔ سومر را برای ما روشن کنند.
.منابع و کتیبهها
.توضیحات تصویر
Forwarded from پَناهگاهِنَقاشِخیابانِبِیکِر. (𝘳𝘰𝘯𝘪𝘦)

قطعهی Abēnām از Farya Faraji، متنی به زبان فارسی میانه/پهلوی را به موسیقی میآورد؛ زبانی که بخش مهمی از ادبیات ایرانِ پیش از اسلام، بهویژه در دورهی ساسانی، به آن نوشته شده است.
متن با ستایشی از اهورامزدا آغاز میشود و سپس در چند جملهی کوتاه، تصویری از چیزهایی میسازد که زندگی انسان را ارزشمند یا بیارزش میکنند:
«PAD DARD AST KE XRAD NĒ DARED
در رنج است آنکه خرد ندارد.»
«RANZWAR AST KE ZAN NĒ DARED
اندوهگین است آنکه همسر ندارد.»
«ABĒNĀM AST KE FRAZEND NĒ DARED
بیآبروست آنکه فرزند ندارد.»
«DUŠARZ AST KE XVASTAG NĒ DARED
پست است آنکه دارایی ندارد.»
اما در پایان، ناگهان معیار دیگری مطرح میشود:
«AZ EN HAMĀG OY VATTAR KE RUVĀN DOŠARM NĒ DARED
از همه بدتر، آنکس که مهرِ روان خویش ندارد.»
و شاید همین تغییر، زیباترین بخش متن باشد؛
بعد از خرد، عشق، خانواده و دارایی، چیزی بنیادیتر قرار میگیرد:
رابطهی انسان با روان و جانِ خویش.
ABĒNĀM — Farya faraji


موفقیت یا دروغ؟
سؤالی فراموششده که سالها پشتِ صفحات یک کتاب پنهان مانده است.
آرتور گلدن (Arthur Golden)، نویسندهی آمریکایی، با رمان مشهور «خاطرات یک گیشا» به شهرت جهانی رسید؛ اثری که بعدها با اقتباسی سینمایی، بیش از پیش در مرکز توجه قرار گرفت.
اما پشتِ این موفقیت، داستان دیگری هم وجود داشت؛ داستانی دربارهی اعتماد، یک روایت جنجالی و زنی که بعدها ادعا کرد حقیقتِ زندگیاش آن چیزی نبود که در کتاب خواندیم....زنی که زیر سایه ی موفقیت آرتور گلدن، صدایش شنیده نشد. مینکو ایواساکی (Mineko Iwasaki).
«خاطرات یک گیشا»؛ داستانی زیبا، اما چقدر واقعی؟
در این پست، واقعیت پشت پرده را میبینیم.
#معرفی_فیلم
#معرفی_کتاب
Forwarded from 🥀𝐴𝑛ℎ𝑒𝑑𝑜𝑛𝑖𝑎🖤


هانیبال لکتر؛ یکی از جنجالبرانگیزترین شخصیتهای ادبی و سینمایی ژانر وحشت و تریلر روانشناختی در چند دههی اخیر.༺─ ❖ 𝓔𝓪𝓽 𝓽𝓱𝓮 𝓡𝓾𝓭𝓮𝓼 ❖ ─༻
توماس هریس، نویسنده و خالق این شخصیت، برای خلق هانیبال از چندین قاتل مشهور و زنجیرهای، بهویژه قاتلان شناختهشدهی دههی هفتاد میلادی در آمریکا، الهام گرفت؛ شخصیتهایی واقعی که ردپای برخی از ویژگیهایشان را میتوان در وجود هانیبال لکتر پیدا کرد.
از آن زمان، هانیبال بهتدریج از مرزهای رمان فراتر رفت و به یکی از ماندگارترین چهرههای فرهنگ عامه تبدیل شد؛ شخصیتی که در طول سالها، بازیگران مختلفی به او جان بخشیدند و هرکدام تصویری متفاوت از این هیولای شیکپوش و بهظاهر متمدن ارائه کردند.༺┈┈ ❖ ┈┈ ༻
امروزه کمتر کسی از علاقهمندان سینما را میتوان یافت که نام «هانیبال لکتر» را نشنیده باشد.
اما یک سؤال همچنان باقی میماند:
کدام هانیبال؟
#معرفی_فیلم
#معرفی_کتاب